اصلاح طلبی،اصولگرایی از شعارتا عمل
اصلاح طلبی،اصولگرایی از شعارتا عمل

اصلاح طلب و اصولگرا بودن یک مدیر اهمیتی ندارند ، مهم رویکرد عملی مدیران برای تحقق خواسته های قانونی و معقول حماسه 22 خرداد 92 است.

  • به قلم : سراج الدین میردامادی♦

رای و حضور آگاهانه و قاطع مردم در انتخابات حماسه ساز 24 خرداد 1392 چشم انداز امیدبخشی را در برابر ملتی قرار داد که هشت سال دشوار را پشت سر گذاشت و صبر و مقاومت و ایستادگی در برابر سختی ها و دشواریها و سر فرود نیاوردن در برابر ناراستی ها و مظالم و حق کشی ها از مردم و نخبگان کوهی از تجربه ساخت .
مردم بدرستی وظیفه خودشان را ایفا کردند ، حاکمیت با برپایی انتخاباتی که حداقل در فرایند اخذ رای و تدقیق در شمارش و اعلام نتایج به یک سلامت نسبتی پایبند بود هم این حضور را تا حدودی گرامی داشت ، دولت جدید برآمده ازآرای مردم با فراز و فرودهایی تشکیل شد و رییس جمهور محترم جناب حجت الا سلام دکتر حسن روحانی ضمن پافشاری بر عهدی که با مردم بسته تلاش می کند در راستای برنامه های سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی ارائه شده به مردم سکان اداره کشور را بدست بگیرد و مشکلات و معضلات ریز و درشت کشور را حل کند.
اما جامعه و افکار عمومی با یک پرسش اساسی روبرو است و آن اینکه ؛ حال که مردم با انتخاب خودشان خواستار تغییر شدند این تغییر چیست و توسط چه مدیرانی قابل تحقق است؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید نیم نگاهی به دوره هشت ساله مدیریت دولتهای نهم و دهم انداخت تا دریافت که رای مردم در انتخابات 24 خرداد 92 به حجت الاسلام دکتر حسن روحانی به منظور تغییر کدام رویکرد و کدام سیاست اشتباه بوده است.
بی شک در مرحله اول مهمترین مطالبه مردم از دولت یازدهم رفع نابسامانیهای اقتصادی است. تورم و گرانی فزاینده و رشد بیکاری و عدم رونق فضای کسب و کار و تجارت و تکیه بر واردات کالاهای غیر ضرور و انهدام صنایع ملی در صدر لیست مشکلات اقتصادی کشور است که مدیریت غیر کارشناسی دولتهای نهم و دهم به همراه تحریم های بین المللی مقصر اصلی این مشکلات است و از دولت جدید انتظار می رود طبق وعده های داده شده معضلات فوق الذکر را با سرانگشت تدبیر حل و فصل نمایند.
پس از مطالبات اقتصادی ، برچیده شدن فضای امنیتی و ایجاد بستر مناسب و معقول برای فعالیت آزاد سیاسی و مطبوعاتی در کشور خواسته بر حق اکثریت حماسه آفرینان 24 خرداد 92 است.
دولتهای نهم و دهم تمام انرژی و توان خودشانرا برای از بین بردن نهادهای واسط میان مردم و حاکمیت بکار بستند و اتفاقا استثنائا در این زمینه توفقیق هم حاصل کردند.
احزاب ، مطبوعات ، انجمنها ، سندیکاها و سایر نهادهای واسط میان مردم و حاکمیت در طول هشت سال مدیریت حاکم بر دولتهای نهم و دهم ضعیف و نحیف شدند. دولت تلاش کرد یا این نهادها را منحل و تعطیل کند و مسئولان و فعالان مدنی این نهادها را روانه زندان و یا خانه نشین کند یا آن نهادها را دولتی و وابسته نماید .بنابر این خواست مردم در انتخاب آقای دکتر حسن روحانی حداقل پای نفشردن حاکمیت بر گلوی نهادهای واسط است.
فارغ از اینکه چه مدیرانی با چه سابقه ای و با چه تابلویی ( اصلاح طلب ، اصولگرا یا هر گرایش سیاسی دیگری ) تکیه بر مسند وزارت و مدیریت دولت یازدهم می زنند ، باید مطالبات برحق مردم را مورد توجه قرار دهند و برای تحقق آن برنامه ریزی و تلاش نمایند.
اصلاح طلب و اصولگرا بودن یک مدیر اهمیتی ندارند ، مهم رویکرد عملی مدیران برای تحقق خواسته های قانونی و معقول حماسه 24 خرداد 92 است. اصلاح طلبی و اصولگرایی گرایشات سیاسی محترمی است که کشور برای نیل به نشاط سیاسی و رشد و تعالی و تعمیق مردم سالاری به هر دو جریان نیاز دارد اما آنگاه که مدیر با سابقه و لاحقه اصولگرایی یا اصلاح طلبی پا به عرصه مدیریت می گذارد باید به اولویتها طرح شده از سوی رییس دولت توجه نماید و جهت گیری دولت اعتدال با شعار تدبیر و امید را سرلوحه کار و برنامه ریزی خود قرار دهد.