" نه " پررنگ اعراب به طرح اتحادیه شورای همکاری خلیج فارس

دوران پدرخواندگی تمام شد آقایان

نویسنده : محمد علی مهتدی

 تحلیلگر مسائل خاورمیانه در یادداشتی برای دیپلماسی با اشاره به آنکه کشورهای عربی از غرور و نخوت آل سعود در عرصه سیاست خارجی به ستوه آمده اند تاکید می کند که عربستان روز به روز در منطقه و سطح بین المللی منزوی تر خواهد شد

بعد از اظهارات یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان علیه تشکیل اتحادیه شورای همکاری خلیج فارس و تهدید به خروج از آن در صورت تشکیل این اتحادیه موجی از نگرانی نزد اعراب از جمله عربستانی ها به وجود آمده است. آنها اکنون از این بیم دارند که نه تنها طرح اتحادیه آنها تحقق نیابد بلکه حتی شورای همکاری در سراشیبی فروپاشی و اضمحلال بیفتد. در این جا نیز عربستانی ها به ایران مظنوند. آنها می گویند نزدیکی بی اندازه عمان و ایران به یکدیگر که در حال حاضر نزدیک ترین روابط را در میان کشورهای عربی عضو شورای همکاری با ایران دارد، عامل ایجاد تفرقه و تنش در میان اعضا شده و باعث شده است تا مسقط صحبت از جدایی از شورای همکاری بکند.

در ابتدای بحث باید این نکته را مورد توجه قرار داد که پیشنهاد عربستان سعودی برای تشکیل اتحادیه شورای همکاری خلیج فارس رد شده است. این طرح نه تنها از سوی کشور عمان پذیرفته نشده بلکه کشورهای دیگر عربی مانند قطر،امارات و کویت نیز با این پیشنهاد مخالف بودند. از آنجایی که وزیر امور خارجه عمان یوسف بن علوی این پیشنهاد را رد کرد، سایر کشورها به دلیل آنکه از عدم به ثمر رسیدن آن اطمینان حاصل کرده بودند مخالفتی از خود نشان ندادند.  به معنای روشن تر باید گفت که طرح پیشنهادی این اتحادیه از آغاز هیچ شانسی برای تحقق نداشت.

در حقیقت عربستان سعودی در این راه مرتکب اشتباهاتی شد. ریاض پیش از علنی کردن این طرح باید دو اقدام بسترساز را انجام می داد: بررسی امکان تحقق این :/۸;یشنهاد و صرفنظر از طرح آن در شرایطی که به عدم اجماع اعضا در این خصوص می رسید  و نظرخواهی مستقیم یا غیرمستقیم از سایر اعضا . ریاض باید با استمزاج متوجه می شد که آیا سایر اعضا هم موافق این طرح هستند یا خیر؟ عربستانی ها باید پس از حصول اطمینان از توافق بر سر این طرح به دنبال ایجاد مکانیزم ها و تحقق آن حرکت می کردند.

با اینهمه عربستانی ها هیچ کدام از این روند ها را طی نکرده و بسیار با شتاب چنین طرحی را مطرح کردند. به همین دلیل با مخالفت روبرو شد که ضربه جدیدی به سیاست منطقه ای عربستان محسوب می شود و در نتیجه سبب انزوای هرچه بیشتر این کشور نه فقط در سطح منطقه ای بلکه در خلیج فارس خواهد شد.

چرایی ” نه ” کشورهای عربی به عربستان

در بحث تفسیر مخالفت های عمان باید گفت که این کشور به طور تاریخی سیاست مستقلی را دنبال می کند، سیاستی که داشتن روابط آرام با همسایگان و سایر کشورها اصل اساسی در سیاست خارجی این کشور به شمار می رود و همین امر موجب تمایز سیاست خارجی این کشور از سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس شده است.  حتی در روزهای پس از انقلاب جمهوری اسلامی ایران که برخی از کشورهای عضو این شورا سیاست خصمانه ای را علیه ایران دنبال می کردند شاهد بودیم که عمان سیاست آرامی را در چارچوب تفاهم و همکاری مشترک میان دو کشور و احترام متقابل به منافع دو طرف دنبال کرد. ایران و عمان در دو سوی تنگه هرمز قرار دارند که یک تنگه حیاتی است و منافع مشترک زیادی در حفظ امنیت تنگه هرمز داشته و دارند. بنابراین مخالفت عمان با این طرح عجیب نیست و با سیاست اصولی این کشور مطابقت می کند. نکته دیگر که باید بر آن تاکید کرد این است که کشور عمان مخالف همکاری و اتحاد نیست بلکه عمانی ها در این مقطع متوجه شدند که عربستان سعودی از طرح این موضوع دو هدف را دنبال می کند:

تشکیل  جبهه ای در مقابل جهموری اسلامی ایران و شکل دهی ماجراجویی هایی علیه ایران که این مساله اصولا با سیاست خارجی عمان هماهنگ نبوده و نیست .

تلاش برای تابع کردن سایر اعضای شورای همکاری  و ایفای نقش رهبری برای این کشورها.

در نتیجه در شرایط کنونی نه تنها عمان بلکه سایر کشورهای عربی هم نمی پذیرند که عربستان سعودی همانند سابق نقش برادر بزرگ تر را بازی کند.در حال حاضر کشور عمان این روند را نپذیرفته، کشورامارات سیاست مستقلی را چه در زمینه سیاست خارجی و اقتصادی در پیش گرفته است، از سوی دیگر کشور قطر هم به رقابت شدیدی علیه عربستان برخاسته، کویت بسیار محترمانه رفتار می کند اما نقش برادر بزرگ تر را نمی پذیرد، بحرین نیز با اینکه نیروهای عربستان را در کشور خود پذیرفته و نزدیک ترین عضو شورای همکاری خلیج فارس به عربستان است، به دنبال استقلال در تصمیم گیری است و سلطه جویی عربستان را نمی پذیرد. بنابراین دولتمردان  در عربستان باید متوجه این تغییرات منطقه ای شده و بپذیرند  که دیگر دوران ایفای نقش برادر بزرگ تر گذشته و هر کشوری در قالب منافع خود  به دنبال استقلال است.

اتحادیه ای برای پادشاهان !

اما در خصوص ارتباط شورای همکاری با سایر کشورهای عربی باید گفت این مساله تلاشی است که عربستان برای پیوند دادن این شورا به کشورهای  پادشاهی چون اردن و  مغرب انجام داده که گویا این شورا؛ شورایی متشکل از پادشاهی در جهان عرب است، این در حالی است که این نگاه با تحولاتی که امروزه در قرن ۲۱ در سطح جهانی شاهد هستیم که کشورها به سمت دموکراسی و مشارکت ملت ها در تعیین سرنوشت خود حرکت می کنند و خیزش های مردمی که در کشورهای عربی مشاهده کردیم معنایی ندارد. در حقیقت تشکیل کشورهای پادشاهی در چارچوب دیکتاتوری پادشاهی و نه پادشاهی مشروطه ایده ای نیست که شانسی برای پیشرفت داشته باشد. نتیجه آن است که اگر اردن و مغرب هم به نوعی با عربستان همنوایی دارند به دلیل میلیاردها دلار کمک هایی است که از عربستان دریافت می کنند و نه به دلیل قانع بودن آنها به درستی سیاست عربستان سعودی .  عربستان در حال حاضر با سیاستی که در منطقه در پیش گرفته به ویژه با حمایت از القاعده و تکفیری ها در سوریه، لبنان، عراق و یمن عملا در سطح منطقه منزوی شده که این انزوا در سطح منطقه ای کاملا مشهود است. بنابراین سعودی ها در حال حاضر دیگر دوستی در منطقه ندارند، اگر کشورهایی هم تظاهر به دوستی با این کشور می کنند به دلیل کمک های میلیاردی است که دریافت می کنند اما عملا زمانی که صحبت از سیاست خارجی می شود در کنار عربستان قرار نمی گیرند. به عنوان مثال کشور مصر به دلیل مبالغ هنگفتی که عربستان در این کشور سرمایه گذاری کرده و کمک های مالی که به آنها کرده روابط خوبی دارد، اما دلایل بسیاری وجود دارد که دولت مصر از سیاست خارجی عربستان سعودی بسیار عصبانی و متاثر است که این مساله در حمله های مردمی مکرر به سفارت عربستان دیده شده است. اصلی ترین مشکل این است که عربستانی ها هنوز واقعیت تحولات منطقه ای و بین المللی  نپذیرفته اند و به شکل مغرورانه ای با خارج برخورد می کنند.  این حالت غرور عربستان به دلیل داشتن سرمایه های نفتی سبب برانگیختن تنفر ملت های منطقه از سیاست های عربستان شده است.  یعنی دو موضوع است که ملت ها را متنفر می کند: یک مساله همان غروری است که این کشور دارد و منتی است که بر ملت های دیگر به دلیل کمک هایی که به آنها می کند، گذاشته و دوم حمایت از سیاست های ضد انسانی ،  تکفیری ، کشتار و تجاوز است.

ایران در مقابل چه می کند؟

سیاست ایران در منطقه سیاست اصولی است یعنی ایران با توجه به اینکه بارها اعلام کرده خواستار تفاهم و همکاری منطقه ای در این شرایط جهانی به ویژه در عصر جهانی سازی است چرا که بهترین راه برای حفظ منافع کشورها در هر منطقه، منطقه گرایی و همکاری های منطقه ای است. ایران تاکنون بارها تاکید کرده که مایل است  با تمامی همسایگان خود روابط دوستانه مبتنی بر احترام به منافع متقابل ،  همکاری و تفاهم داشته باشد. همانطور که حسن روحانی و محمد جواد ظریف این موضوع را بارها اعلام کرده اند که برنامه هسته ای ایران و تفاهمی که در ژنو صورت گرفته نه تنها به زیان هیچ کدام از کشورهای منطقه و همسایه ایران نیست بلکه به سود همه است. این مساله را کشورهای دیگر هم پذیرفته اند،  در همین نشست شورای همکاری خلیج فارس در سخنرانی امیر کویت این مساله به صراحت اعلام شد که شورای همکاری خلیج فارس از تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و قدرت های جهانی در ژنو ابراز خرسندی می کند، محمد جواد ظریف هم سفر منطقه ای خود را برای توضیح دادن همین مساله انجام داد که این سفر از کشور کویت هم آغاز شد. چنین رویکردی نشان دهنده آن است که کویت هم این تفاهم را که به زیان هیچ کس نیست، پذیرفته است. دراین میان تنها عربستان سعودی است که با موضع گیری های خود به گونه ای وانمود کرده که این روند به زیان کشورهای منطقه است و راه را برای گفتگو میان کشور خود و جمهوری اسلامی ایران بسته است. با توجه به مواضعی که سایر اعضای شورای همکاری دارند عربستان هم به زودی وادار خواهد شد تا سیاست خود را تغییر دهد و از در گفتگو با جمهوری اسلامی ایران برآید، در غیر این صورت اگر قصد داشته باشد به همین سیاست خصمانه خود ادامه دهد بزرگ ترین بازنده این بازی خواهد بود، چرا که تحولات منطقه به سمت تفاهم و حل مشکلات مزمن از طریق گفتگو حرکت می کند و این سیاست عربستان شنا کردن خلاف جریان است که در نهایت راه به جایی نخواهد برد. بنابراین عربستان سعودی به زودی با برگشت به تعقل به احتمال قوی در این سیاست تجدیدنظر خواهد کرد در غیر این صورت بازنده اصلی خواهد بود.

نوشته شده توسط خط امام در شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۰۵ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.