خط امام : «شنیده شده که…»، «گفته می شود که…» و متعاقب آن عباراتی می آید که حاکی از انتقال یک خبر به مخاطب است اما خبری که تنها ظاهر آن خبر است و باطنی از شایعه را حمل می کند. اینگونه اخبار که به جهت تضعیف نقش رسانه در بررسی صحت و سقم آن […]

خط امام : «شنیده شده که…»، «گفته می شود که…» و متعاقب آن عباراتی می آید که حاکی از انتقال یک خبر به مخاطب است اما خبری که تنها ظاهر آن خبر است و باطنی از شایعه را حمل می کند.

اینگونه اخبار که به جهت تضعیف نقش رسانه در بررسی صحت و سقم آن و همچنین پنهان کردن منبع خبر به صورت «گفته می شود» و «شنیده می شود»، منتشر می گردد در واقع همان نقش شبنامه و شایعه را در فضای رسانه ای کشور به عهده دارد با این تفاوت که به جای پخش کننده ناشناس، اعتبار رسانه ای رسمی و پرمخاطب را هزینه می کند.

درباره این نوع اخبار توجه به چند نکته ضروری است:

نخست، منبع این اخبار معمولا جریاناتی از قدرت هستند که می خواهند علیه رقبا یا افکارعمومی دست به عملیات روانی بزنند، اما هزینه آن را نپردازند و در واقع هم مطلبی را گفته اند و هم نگفته اند و بدون ریسک و پذیرش پیامدهای خبر، اثر مورد نظر خود را در جامعه گذاشته اند، به بیانی دیگر منابع اینگونه اخبار از رسانه ها استفاده ابزاری می کنند و برایشان مهم نیست که در این استفاده علاوه بر آنکه سوژه خبری نادرست و نیمه درست به جامعه منتقل می شود، اعتماد مخاطب به رسانه منتشر کننده و حتی کل رسانه ها مورد چالش قرار می گیرد.

دوم، رسانه هایی که در این میان بازیچه دست اینگونه منابع قرار می گیرند به خیال خود با انتشار اینگونه اخبار اختصاصی و منحصر به فرد محل توجه افکار عمومی و مورد بازدید بیشتری قرار می گیرند، اما در واقع در این معامله سلامت خود و اعتماد مخاطب به رسانه شان را به حراج می گذارند و طبیعی است هرچه در برابر این سرمایه گرانبها دریافت کنند، بازهم بازیچه قرار می گیرند.

سوم، آنچه که موجب می شود اینگونه خبررسانی در فضای رسانه ای کشور مورد توجه قرار گرفته و حتی باب شود، ضعف مفرط ساختار رسانه ای کشور چه در میان مسوولان و نهادهای رسمی و چه در میان رسانه ها و چه در میان مخاطبان است.

اگر رسانه های کشور به آن میزان از فرهیختگی و حرفه ای گری دست می یافتند که قبل از انتشار هر خبری آن را به جهت صحت و سقم مورد ارزیابی قرار می داده و سپس اقدام به انتشار آن می کردند، حداقل شاهد بودیم که رسانه آگاهانه به انتشار این مطالب می پرداخت نه آنکه بدون تحقیق و صرفا به اتکای شنیده ای از یک منبع واحد، خبری را منتشر کرده و بازیچه جریانات قدرت شود و مسوولان نیز اگر نگاهشان به رسانه ها نگاهی وسیله ای و صرفا در جهت تبلیغ یا انتقال مطلب مورد نظر به افکارعمومی نباشد و به پرسش گری رسانه به عنوان حقی محترم و لازم الاجرا می نگریستند راه را برمسیر تحقیق و فعالیت حرفه ای رسانه ها باز می گردند و تنها به منافع و مصالح خود در انتشار این خبر توجه نمی کردند.

افکارعمومی نیز بعنوان موضوع اصلی و مشتری رسانه ها در پایین آمدن سطح حرفه ای رسانه بی تاثیر نیستند، اگر رفتارهای غیرحرفه ای رسانه ها بجای مواجه شدن با استقبال مخاطبان واکنش سرد آن را در پی داشته باشد، رسانه ها ناگزیر خواهند بود برای حفظ مخاطب نیز که شده از دست زدن به رفتارهای غیرحرفه ای وسطح پایین خودداری کنند.

چهارم، توجه به محتوای گزاره های دینی و اخلاقی ما، راه صحیح و منطبق بر اصول حرفه ای رسانه را روشن می کند، این سخن که تفاوت میان راست و دروغ ، فاصله میان چشم و گوش است نشان می دهد که اتکا به شنیده ها در نقل یک موضوع بدون تحقیق تا چه میزان مغایر با اصول اخلاقی و گزاره های دینی است.

امید می رود این رویه نادرست در رسانه های کشور، با توجه جمعی سه ضلع مسوولان، رسانه ها و افکار عمومی اصلاح گردد.

منبع: انتخاب