آزادی بیان و «صداوسیما»
آزادی بیان و «صداوسیما»

خط امام – آزادی بیان از نظر علمای حقوق به مفهوم افشای اندیشه، عقیده، افکار و سلیقه و اینگونه آزادی حقوقی به فرد اعطا می کند که به وسیله سخن گفتن یا مطبوعات و کتب و آثار، کنفرانس، پژوهش و تحقیق، اندیشه و عقاید خود را برای مردم بازگو کند و آزادی بیان حقی است […]

خط امام – آزادی بیان از نظر علمای حقوق به مفهوم افشای اندیشه، عقیده، افکار و سلیقه و اینگونه آزادی حقوقی به فرد اعطا می کند که به وسیله سخن گفتن یا مطبوعات و کتب و آثار، کنفرانس، پژوهش و تحقیق، اندیشه و عقاید خود را برای مردم بازگو کند و آزادی بیان حقی است همگانی.

در ادامه یادداشتی که روزنامه شرق با عنوان « آزادی بیان و صدا و سیما » منتشر کرد آمده است : یکی از مهم ترین ابزارهای آزادی بیان رادیووتلویزیون است و به دلیل تاثیرگذاری گسترده این رسانه همگانی باید همزمان قدرت دولت و آزادی های مردم در این رسانه مورد رعایت قرار گیرند و در انجام خدمات عمومی باید بی طرفی و بی نظری کامل رعایت شود و همه افراد کشور باید بتوانند به طور مساوی از این رسانه بهره مند شوند.

در برخی کشورها، رسانه ملی در اختیار حکومت قرار دارد و آنچه را که دولت به مصلحت ملت می داند پخش می کند ولی در کشورهای دارای نظام دموکراتیک این رسانه از یک طرف نظرات و برنامه های دولت را که نماینده اکثریت مردم است منعکس می کند و از طرف دیگر بیان کننده نظرات و دیدگاه های منتقد دولت است و این رسانه باید مستقل از دولت و از جریان های مخالف دولت اداره شود.

مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر می دارد: وسایل ارتباط جمعی (رادیووتلویزیون) باید در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشه های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلت های تخریبی و ضد اسلامی جدا پرهیز کند.

پیروی از اصول چنین قانونی که آزادی و کرامت ابناء بشر را سرلوحه اهداف خود دانسته و راه رشد و تکامل انسان را می گشاید برعهده همگان است و لازم است که امت مسلمان با انتخاب مسوولان کاردان و مومن و نظارت مستمر بر کار آنان به طور فعالانه در ساختن جامعه نمونه اسلامی مشارکت جویند به امید اینکه در بنای جامعه نمونه اسلامی (اسوه) که بتواند الگو و شهیدی بر همگی مردم جهانی باشد موفق شود.

ملاحظه می شود قانونگذار موسس بر این باور بوده که برخورد سالم اندیشه ها و پرهیز از اشاعه و ترویج خصلت های تخریبی و ضداسلامی است که روند انقلاب اسلامی را تکامل می بخشد و فرهنگ اسلامی را اشاعه می دهد.

بر اساس قانون اساسی نظارت مستمر بر کار این رسانه بر عهده همگان است و رییس جمهور که به استناد اصل یکصدوسیزدهم قانون اساسی پس از مقام رهبری عالی ترین مقام رسمی کشور و مسوول اجرای قانون اساسی است حق نظارت بر کار این رسانه را دارد.

در اصل یکصدوهفتادوپنجم قانون اساسی مقرر شده «در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تامین گردد…» در قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران مصوب 61/4/17 تاکید بر ضرورت حاکمیت اسلام و قانون اساسی بر تمامی برنامه های صداوسیما در ماده 6 این قانون «ارج نهادن به حیثیت انسانی افراد و پرهیز از هتک حرمت آنان طبق ضوابط اسلامی «ماده8» پذیرش انتقادات و نظرات سازنده مردم و ایجاد رابطه متقابل با جامعه و نفی تاثیر یکجانبه» مورد تاکید قرار گرفته است.

ماده 15 قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های صدا و سیما مقرر می دارد:«صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران زبان گویای ملت و چشم و گوش حساس کشور است.

از این رو وظیفه دارد خواست ها، نیازها و مشکلات مردم را به اطلاع مسوولان برساند و مردم را در جریان کامل فعالیت ها، برنامه ها، پیشرفت ها و مشکلات نهادهای قانونی کشور قرار دهد و در جهت برقراری تفاهم و ارتباط هرچه عمیق تر مسوولان و اقشار مختلف مردم تلاش نماید.»

متاسفانه به دلیل عدم وجود سازوکار نظارت موثر بر کار صداوسیما تشخیص مصالح مردم که مورد تاکید اصل یکصدوهفتادوپنجم قانون اساسی قرار گرفته بر عهده گردانندگان این سازمان است.

ماده 7 قانون مقرر می دارد «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران متعلق به تمام ملت است و باید منعکس کننده زندگی و احوال تمام اقوام و اقشار مختلف کشور باشد…» قضاوت و داوری مردم که به وسیله آرای آنان در 24خرداد92 به صندوق ها ریخته شد نشان داد مردم دیدگاهی متفاوت از گردانندگان صداوسیما دارند.

در جریان اخیر و تاخیر در پخش مستقیم مصاحبه رییس جمهور اعلام مشکلات فنی به عنوان دلیل تاخیر، غیرواقعی بود و نشر اینگونه موارد اشاعه و ترویج خصلت های اسلامی نیست که به صراحت در قانون اساسی، منع شده است.

وقتی رییس جمهور که عالی ترین مقام اجرایی کشور است نتواند آزادانه افکار و عقاید خود را با مردم در میان بگذارد، چگونه می توان به تامین آزادی بیان و نشر افکار که از تکالیف قانونی صدا و سیماست امیدوار بود.

گردانندگان صدا و سیما باید بدانند طبق ماده 7 قانون، صداوسیما متعلق به تمام ملت است و باید زمینه برخورد سالم اندیشه های متفاوت را طبق قانون فراهم آورد.

سیمای جمهوری اسلامی ایران تجربه مناظره شهید بهشتی و کیانوری را در کارنامه خود دارد و از این تجربه، انقلاب ضرر نکرده است چرا از تکرار آن می هراسیم.

* سید محمود علیزاده طباطبایی