روحانیت مستقل و سنتی ، همچنان وارث ارزشهای اصیل اخلاقی روحانیت شیعه است

جریان سنتی ؛ بیم ها و امید ها

به قلم :حمید قزوینی;

چند ماه پیش همراه یکی از دوستان ، با مرحوم  آیت الله سید محمد باقر موحد ابطحی که به تازگی از دنیا رفت ، دیداری داشتیم .

قبلا  ایشان را ندیده بودم و فقط می دانستم که از مدرسان سرشناس و قدیمی حوزه علمیه قم و مورد احترام مراجع و بزرگان حوزه  است که دستی هم به قلم دارد و برخی تالیفاتش مورد توجه اهل علم قرار گرفته است. شنیده بودم که از برجستگان جریان  سنتی حوزه به شمار می آید و تمایلی به دخالت در امور  سیاسی و اختلافی ندارد و بخش مهمی از زندگی خود را صرف امور خیریه و عام المنفعه و خدمات  علمی و فرهنگی کرده است..

محل ملاقات ، مدرسه علمیه تحت مدیریت ایشان – المهدی-  بود . وقتی رسیدیم ، گفتند آیت الله در کتابخانه  است . به آنجا رفتیم ، ما را که دید از جا برخواست ، احترام کرد و عبای خود را بر دوش انداخت .  گفت اینجا مناسب نیست و به اتفاق راهی حجره ای  شدیم تا دیدار در آنجا انجام شود. به در خواست ایشان ابتدا ما  وارد  شده و در صدر نشستیم . او کنار در ، بدون آنکه به دیوار تکیه بزند دو زانو در نهایت ادب مقابل ما نشست.  همین  چند برخورد کافی بود تا بخشی از تصورات من دستخوش تغییر شود. پیرمرد  ۸۶ ساله  به رغم کهولت سن و  کسوت علمی و حوزوی ، رفتاری  متواضعانه داشت که نشان می داد  آن را  از اسلاف پاکنهادش به یادگار دارد.

گفتگوی ما بیش از یکساعت به طول انجامید اما آیت الله بدون ذره ای خستگی ما را تحمل کرد و صمیمانه به سخنانمان گوش داد و برحسب ضرورت نکاتی را متذکر شد.

سخنان او نشان می داد که  اطلاعات خوبی از تاریخ  و موضوعات مختلف اجتماعی  ، فرهنگی و اقتصادی  دارد و بویژه  از آن چه در هشت سال گذشته بر کشور رفته به خوبی آگاه است  و نگاه دقیقی  به  موانع سیاسی ، قانونی و مدیریتی  و راه های برون رفت از مشکلات دارد.

وقتی از ویژگی های مدیر توانمند و تراز جامعه اسلامی  می گفت ، سخن خود را به آیات قرآن  و روایات و سیره بزرگان مستند می کرد …

زمان به سرعت گذشت ، خواستیم خداحافظی کنیم ، گفت تا مقابل در با شما می آیم . هرچه اصرار کردیم که خود را به زحمت نیاندازد نپذیرفت . پیرمرد آن قدر ما را شرمنده محبت خود ساخت که با هیچ بیان و رفتاری توان پاسخگویی نداشتیم…

اکنون که آیت الله سید محمد باقر موحد ابطحی به جوار رحمت الهی سفر کرده ، این  دیدار خاطره انگیز را  بهانه  قرار دادم تا هم  ادای دین کوچکی  نسبت به  آن فقید سعید کنم و هم  در ضرورت بازشناسی و بازنگری در  نحوه تعامل با جریان سنتی حوزه نکاتی را یاد آور شوم.

به نظر من روحانیت  مستقل و سنتی ، همچنان وارث ارزشهای اصیل اخلاقی  روحانیت شیعه است. این بخش از روحانیت اگرچه در مسایل سیاسی و جناحی وارد نمی شود، اما نسبت به آنچه در جامعه می گذرد از آگاهی و اشراف بالایی برخوردار است و نحوه فعالیت و حضور اجتماعی اش  را  نه مطابق شیوه های رایج که با  روش و منطق فرهنگی و اعتقادی خود دنبال می کند . شیوه ای که ریشه در سنت اخلاقی و اجتماعی تاریخ روحانیت دارد و حاضر نیست برای رسیدن به هدف – هرچند مقدس- از چارچوب های اخلاقی و مذهبی که به آن باور دارد  فراتر رود.

جریان سنتی حوزه ، با تاریخ معاصر و آنچه بر مشروطه رفته و نقش علما در نهضت های آزادیخواهانه و عدالت طلبانه آشناست و از دوران رضاخان و محمد رضا پهلوی تجربیات مهمی کسب کرده است. سودای  قدرت و حضور در ساختار سیاسی  ندارد و تداوم ارتباط با متن جامعه و اصلاح فرهنگی و اجتماعی را در اولویت می داند و معتقد است که درصورت اصلاح جامعه ، راه برای هرگونه اصلاح و تحولی فراهم می آید و بالتبع برای روحانیت در این قسمت حائز بیشترین نقش است.

 استقلال روحانیت و حفظ وجهه آن ، نزد مردم را ضرورتی غیر قابل خدشه می داند و معتقد است روحانیت نباید با خط کشی های مرسوم تقسیم بندی شود …

بر اساس آنچه گفته شد ، به نظر می رسد  باید در ارزیابی جایگاه این بخش از روحانیت  واقع بین بود و گرفتار تحلیل های شتابزده و  سطحی نشد . بدون شک روحانیت به عنوان یکی از مهم ترین گروه های مرجع اجتماعی همچنان تاثیر فراوانی  در عرصه های مختلف  دارد .

 در دهه های اخیر به دلیل راهیابی بخشی از روحانیت به نهادهای سیاسی و حاکمیتی بعضا این تصور ایجاد شده که نهاد روحانیت را باید در  دو گروه خلاصه کرد

۱- جریانی که فعالیت های خود را به شکل مدرن و بیشتر با ورود  ویا تعامل نزدیک با  نهاد های دولتی و حکومتی دنبال می کند

۲- جریانی که  همچنان به سنت وفادار مانده و از قدرت دور است.

متاسفانه در ارزیابی گروه دوم بعضا اشتباهات بزرگی را شاهد هستیم وهمین اشتباهات موجب شده تا بسیاری از نخبگان و نیروهای فکری و فرهنگی با پیش فرض ها ی نادرست و غیر واقعی از نزدیک شدن به این جریان پرهیز کنند .

فراموش نکنیم که روحانیت نیز مانند هر صنف و یا قشر اجتماعی دیگر ، برخوردار از تنوع بوده و به دلیل سنت آموزشی و تربیتی حوزه  از تنوع بیشتری هم برخوردار است .

نکته مهم دیگر دراین زمینه آن است که جریان سنتی ، در هشت سال گذشته از  عملکرد دولت سابق  و حامیان آن به شدت ناراضی بوده و ادعاهای آنان در ترویج ارزش های دینی و رسیدگی به معیشت مردم را  واقعی نمی داند و به همین دلیل فاصله زیادی بین ایشان و حامیان دولت سابق ایجاد شده است، فاصله ای که نه اصلاح طلبان که عملکرد اصولگرایان آن را ایجاد کرده است. واز این نظر با قاطعیت می توان گفت جریان سنتی حوزه در سال های اخیر منتقد وضع موجود شده و هم اکنون همراه و حامی دولت است . هرچند تمایلی به علنی کردن موضع خود ندارد.

بدیهی است این وضعیت نقطه قوتی برای همه حامیان دولت جدید است ، به شرط آن که اعتدالگرایان( که اصلاح طلبان هم بخشی از آنانند)  بهانه ای برای جوسازی های کاذب رسانه ای فراهم نکنند . بدون شک  شکست خوردگان در انتخابات ریاست جمهوری که مسول مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی امروز هستند با ادعای دفاع از ارزش ها و حقوق مردم برای  بازسازی چهره خود تلاش خواهند کرد و در این کار بیشترین سرمایه گذاری را روی  بخش های مذهبی و سنتی جامعه مصروف خواهند کرد.

نوشته شده توسط خط امام در چهارشنبه, ۰۷ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۴ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.