بگذاریم ابراهیم ها در این مملکت نفس بکشند
بگذاریم ابراهیم ها در این مملکت نفس بکشند

خط امام : پس از اظهارات روزهای اخیر ابراهیم حاتمی کیا، انتقادات شدیدی از او شد و در مقابل برخی تلاش کردند او را به نام خود مصادره کنند؛ رویکردی که با گفته های بعدی حاتمی کیا دوباره دستخوش تغییر شد و همان گروه حامی حاتمی کیا نیز تغییر موضع دادند و از حمایت مطلق […]

خط امام : پس از اظهارات روزهای اخیر ابراهیم حاتمی کیا، انتقادات شدیدی از او شد و در مقابل برخی تلاش کردند او را به نام خود مصادره کنند؛ رویکردی که با گفته های بعدی حاتمی کیا دوباره دستخوش تغییر شد و همان گروه حامی حاتمی کیا نیز تغییر موضع دادند و از حمایت مطلق این کارگردان عقب نشینی کردند.

سایت تابناک در ادامه مطلبی با عنوان « بگذارید ابراهیم ها در این مملکت نفس بکشند » نوشت:

در این فضا مهم ترین پرسش اساسی اینکه آیا حاتمی کیا سوای گروه ها حق اظهارنظر ندارد؟

ابراهیم حاتمی کیا پس از پایان جشنواره، نقدهای آتشینی متوجه مردان فرهنگی دولت یازدهم نمود و آن ها را کوچک تر از مسئولیت هایشان خواند و تأکید کرد که عرصه فرهنگ، مدیران بزرگ می خواهد. این کارگردان سینمای ایران البته تأکید کرد که این نقد ها ارتباطی به دریافت نکردن سیمرغ های بلورین ندارد و او از این جایزه ها بسیار دارد.

هرچند بخشی از گفته های حاتمی کیا با تناقض هایی همراه بود و برای نمونه در ماجرای نقد سینمای جشنواره ای و نفی هر اثری که به جشنواره ها رفته، پای خودش نیز به میان کشیده می شود و او نیز با برخی فیلم هایش از جمله «روبان قرمز» به ده ها جشنواره بین المللی رفته و رطب خورده، نمی تواند با غضب منع رطب کند، بخش هایی از گفته های حاتمی کیا دور از واقعیت نبود و به هر حال، مدیران فرهنگی دولت یازدهم در ماه های اخیر از بسیاری از مواضعشان، همواره عقب نشینی کرده اند که او به این موضوع نیز اشاره داشته است.

اما نقدهای حاتمی کیا با نقدهای بسیار شدیدی روبه رو شد که گفتارهای اخیر این کارگردان را بیرون از دایره انصاف تعبیر کرده و البته خارج از همین دایره، بر ابراهیمِ سینمای ایران تاخته بودند. در مقابل نیز گروهی که پیش از این برای ساخت فیلم های «دعوت» و «گزارش یک جشن» او را به چهارمیخ کشیده بودند و تنها گزینه مطلوبشان «حاتمی کیایِ دفاع مقدس ساز» است، تلاش کردند او را سمت خود بکشند و عملاً از او در این بازی گلادیاتوری بسازند که موضعش برای همیشه همسو با ایشان شود که رسانه ملی نیز در این زمینه به کمکشان آمد!

این کارگردان موسپید و باهوش، خیلی زود دریافت چه آوردگاهی برایش تدارک دیده شده و به سرعت گفته های تازه ای مطرح کرد که دوباره بازی را تغییر داد. او این بار از رأیی گفت که به موسوی و روحانی در دو دوره انتخابات اخیر ریاست جمهوری داده و تأکید کرد که انتخاب او از این جنس است و در این زمینه، نمی توان او را به مسائلی متهم کرد که نسبتی با او ندارد. این موضع گیری تازه، گروهی را که می خواست از او گلادیاتور و سپس قهرمان بسازد، وادار به عقب نشینی کرد و آن ها دریافتند که نمی توان از این شخص، یک عنصر جناحی بسازند.

حاتمی کیا همواره تأکید کرده که چهره ای متعلق به یک جریان سیاسی نیست و آزادگی خود را در این زمینه حفظ کرده است. مشی او در این سال ها نیز همواره در همین چهارچوب قابل تعریف بوده و بر این مهم تأکید داشته که قالب بسته سیاسی نمی تواند برای او کارآمد باشد.

او در همین ماجرای اخیر به تماس با رضا درمیشیان کارگردان فیلم «عصبانی نیستم» اشاره می کند و ضمن تحسین این اثر، می گوید به کارگردانش گفته، ای کاش فیلمش جهت گیری به نفع یک جریان سیاسی مشخص نداشت، چون این جریان ها می آیند و می روند و از این منظر او را در یک سوی میدان نمی توان گذارد.

هنوز فراموش نکرده ایم که او در همه این سال ها، پای ثابت محافلی بوده که نسبتی با اصلاح طلب ها ندارند. هنوز فراموش نکرده ایم که پس از ترور سعید حجاریان به دست سعید عسکر و انتشار تصاویر عسکر با چفیه، حاتمی کیا چه یادداشتی درباره ماجرا نوشت و نه از عسکر که از چفیه ها دفاع کرد و هنوز فراموش نکرده ایم که پس از سال 88، «گزارش یک جشن» را ساخت و هنوز فراموش نکرده ایم پس از لغو جشن چلچراغ، نامه ای سرگشاده نوشت و… و خطاب به آن ها که مانع برگزاری جشن شدند، گفت که چه دل هایی شکاندند.

این رخدادها و صد ها رخداد دیگر که یک سویش حاتمی کیا بوده، نه در قالب جریان چپ و نه در قالب جریان راست طبقه بندی نمی شود. شاید بهتر باشد، بگذاریم ابراهیم نفس بکشد و آن گونه که دوست دارد، پیش برود و کار کند، ولو آنکه کاملاً خلاف دیدگاه های ما باشد. دیکتاتوری درونمان را مدیریت کنیم و اجازه بدهیم آنهایی که دوستشان داریم، بسیاری از اوقات خلاف نگاه ما، عمل کنند و حتی به گونه ای موضع گیری داشته باشند که خلاف مصالحمان باشد.

شاید بخشی از این موضع گیری ها فرا تر از دیدگاه های مخالفمان نیز باشد و از این حیث چه خوب که یاد بگیریم، همدیگر را تحمل کنیم، بدون آنکه سه سوی یکدیگر حمله ور شویم.

حقیقت امر این است که در جامعه کنونی مان، هنوز آستانه تحمل در مقابل نظریات مخالف بسیار اندک بوده و دیکتاتوری درونی مان به شدت فعال مانده و یکی از مقاطعی که این خودرأییِ نهان متبلور می شود، هنگامه ای است که تصور می کنیم، نظر مخالفمان توسط اشخاصی مطرح شده که محبوب قلوبمان و یا تأثیرگذار هستند. در این هنگامه است که آتش نقد ها بالا می گیرد، می تواند اندکی بر خود مسلط بود و درباره حق آزادی گفتار و آزادی عمل شخصی که مخالف رأیمان کلامی بر زبان آورده یا قدمی برداشته، بیشتر بیندیشیم؛ شاید توانستیم بر دیکتاتوری درونمان غلبه کنیم