خانیکی: رسانه های محافظه کار از تلاش برای حذف رقبای اصلاح طلب دست بردارند
خانیکی: رسانه های محافظه کار از تلاش برای حذف رقبای اصلاح طلب دست بردارند

خط امام : دکتر هادی خانیکی، استاد ارتباطات ، روزنامه نگاری و مشاور سید محمد خاتمی، رییس جمهوری پیشین ایران در امور رسانه‌ها و مطبوعات فضای رسانه‌ای پس از انتخابات خرداد ۹۲ را بررسی می کند. او معتقد است رسانه های محافظه کار باید از تلاش برای حذف رقبای اصلاح طلب خود دست برداشته و […]

خط امام : دکتر هادی خانیکی، استاد ارتباطات ، روزنامه نگاری و مشاور سید محمد خاتمی، رییس جمهوری پیشین ایران در امور رسانه‌ها و مطبوعات فضای رسانه‌ای پس از انتخابات خرداد ۹۲ را بررسی می کند. او معتقد است رسانه های محافظه کار باید از تلاش برای حذف رقبای اصلاح طلب خود دست برداشته و به جای تخریب به فضای گفت و گو و عقلانیت نزدیک شوند.

آیا پس از انتخابات یازدهم در وضعیت رسانه ها به خصوص رسانه های نزدیک به جریان اصلاح طلبی تغییری احساس کرده اید؟

به نظر من فضای رسانه ای به معنای «رسانه‌های خبری-تحلیلی» باید از چند سطح متمایز مورد ارزیابی قرار گیرد. اول در سطح مطبوعات که اساسا به دلایل مختلفی از جمله مطرح شدن شبکه های مجازی و محدودیت هایی که طی سال های اخیر به خصوص برای مطبوعات اصلاح طلب ایجاد شده، دایره تاثیرگذاری این رسانه ها را محدود کرده است.

با توجه به جمعیت باسواد کشور،تیراژ مطبوعات به جز دو سه روزنامه (که از تیراژ بهتری برخوردار هستند) تیراژ مناسبی ندارند. تیراژ بقیه مطبوعات از جمله مطبوعاتی که عمدتا گرایش های سیاسی دارند (چه اصلاح طلب و چه اصول گرا) بسیار پایین است و به همین دلیل هم شاید بتوان گفت که در دایره اطلاع رسانی، مطبوعات نقش سوم را پس از صدا وسیما و شبکه های مجازی در اختیاردارد.

پس از انتخابات خرداد ۹۲ هم بر تعداد مطبوعات اصلاح طلب افزوده نشده و یک نشریه به نام “آسمان” به روزنامه تبدیل شد اما چند روز پس از انتشار با توقیف مواجه شد. روزنامه “بهار” نیز که پیش از انتخابات در حال فعالیت بود در ماه های ابتدایی دولت یازدهم توقیف شد.

در این میان مطبوعات منتقد دولت اساسا هم به لحاظ زبان روزنامه نگاری خود و هم به لحاظ سمت و سوی روزنامه نگاری از آزادی های بالایی برخوردار هستند، چنان که یکی از این نشریات لوگو و صفحه اول خود را در بعد از مذاکرات توافق ژنو به نشانه اعتراض سیاه کرد.

در سطح دوم، پایگاه های اینترنتی خبری-تحلیلی اصولگرا و مخالف دولت هستند که در این مدت به صورت زنجیره ای در مخالفت با عملکردها و دستاوردهای دولت عمل کرده اند ضمن این که این پایگاه ها عموما از امکانات خوبی هم برخوردار هستند. هم از نظر تعداد اخبار و گزارش ها و هم از نظر شیوه انعکاس اخبار علیه دولت و اعمالی که انجام می شود؛ عملکرد برخی از این رسانه ها در طول این مدت، بیش از این که رسانه‌ای بوده باشد، کم و بیش به نوعی عملیات روانی شبیه بوده است تا پیاده کردن روش های مختلف خبری و اطلاع رسانی. این دسته رسانه ها به گونه های مختلف خبرهایی را منتشر می‌کنند که منشا رسمی یا آشکاری ندارد و عموما همراه با بزرگ نمایی مطرح می شوند. طبیعتا به دلیل اینکه تعداد این شبکه ها زیاد است، معمولا در اقدامی هماهنگ، نهاد های رسمی، دسته‌های تصمیم ساز، دولت و قوه قضاییه را در مواجهه با خبرهای واحدی قرار می دهند که تنها به صورت متفاوت تولید شده است. این اقدام از آن جهت صورت می گیرد که این نهادها را در فضای خبری تحلیلی مشخصی قرار دهند تا در نهایت با روشی که مدنظر آنها است تصمیم گرفته شود. به این اعتبار است که می توان گفت تعبیری که آقای رییس جمهور به کار بردند تعبیر زیبایی است که مطرح کردند رسانه های مخالف دولت آزاد هستند و دولت هم از آزادی آنها استقبال می‌کند….!!!

در سطح سوم، به نظر می رسد که در اطلاع رسانی رادیو تلویزیونی هم دست دولت آن چنان باز نیست‌. یعنی دولت نه تنها شبکه مستقلی برای بیان دیدگاه های خود ندارد بلکه در شبکه های عمومی نیز اقداماتی صورت می‌گیرد که بی شباهت به خبرسازی سایت‌های مخالف نیست. در آنجا هم دست دولت، دست بالایی نیست.

چرا رسانه های محافظه کار بدون دغدغه برنامه هایی علیه رسانه های اصلاح طلب و حتی چهره های سیاسی انجام می دهند؟

به نظر من همان طور که آقای دکتر روحانی هم اشاره کردند این مساله از “احساس امنیت” این رسانه ها و امکاناتی فراوانی که در اختیار دارند نشات می گیرد. طبیعتا این رسانه ها الزاما ساخت و بافت دوستانه ای هم با محافل خاص داشته و نیازی به تشکل ها و نهادهای سیاسی دولتی ندارند. همین مساله باعث شده که توان سیاسی بیشتری داشته باشند.

با این وجود به نظر من واقعیت افکارعمومی الزاما همان چیزی نیست که در رسانه های خاص نمود پیدا می کند، نمونه اش انتخابات سال ۹۲ بود. آن چه رخ داد با آن چه در فضای مجازی اینان شکل گرفته بود تفاوت داشت. شکاف عمیقی میان فضای عمومی و حتی فضای سیاسی جامعه با برخی قرائت های رسمی از واقعیت وجود دارد و این دقیقا چیزی نیست که توسط برخی رسانه ها نشان داده می شود.

از دیدگاه شما چه رسانه‌ای از لحاط محتوا و عملکرد «رسانه خوب» تلقی شود؟

به نظر من یک رسانه خوب رسانه‌ای است که اخلاق حرفه ای را در جریان آزاد اطلاع رسانی رعایت کرده و به فراهم کردن فضای نقد نزدیک شود. به عبارت دیگر رسانه موثر در میان رسانه‌های اصلاح طلب، رسانه‌ای است که از اقدامات پروپاگاندایی و تبلیغی پرهیز کرده و به اطلاع رسانی منصفانه بپردازد.

علاوه بر این از قرار دادن افراد و جریان های سیاسی در موقعیتی که نتوانند پاسخگو باشند و همچنین از انواع جعل، خبرسازی و مخلوط کردن کارهای امنیتی با خبری دوری کند.

برای مقابله با پروژه‌های رسانه‌هایی که به صورت تمام وقت در فکر حذف رسانه‌های مستقل و اصلاح طلب هستند چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟

به نظر من فضای روزنامه نگاری و رسانه ای این گونه رسانه ها باید به فضای واقعی جامعه نزدیک شود. یعنی به جای ایجاد هیجان و موج های تخریبی به سمت عقلانیت هر چه بیش تر و گفت و گویی‌تر شدن و نقد نزدیک شود. این فضا هم به نفع کشور، نظام و هم به نفع جریان‌های مختلف است. باید توجه داشت که از فضاهای دروغ و جعل خبری و ایجاد کردن فضاهای روانی و نگران کننده علیه رسانه ها به خصوص رسانه های مستقل نه تنها هیچ کس نفع نمی برد بلکه در نهایت به ضرر کشور و به خصوص رسانه ها خواهد بود.

به نظر شما تا چه حد قدرت مالی این رسانه ها برای رسیدن آن ها به مقصودشان موثر است؟

طبیعتا اگر نحوه مالکیت رسانه ها به این شکل نبود و بودجه ها و امکاناتی که این رسانه ها دارند شفاف و قابل محاسبه می شد،آن وقت شهروندان، جامعه و دستگاه های نظارتی هم می توانستند وظیفه خود را اعمال کنند.

نابرابری در منابع مالی، شیوه های برخورد حقوقی و قضایی، دسترسی به اطلاعات خاص در فضای سیاسی، عرصه رقابت در اطلاع رسانی را نابرابر می‌کند بنابراین رسانه‌هایی که از امکانات بیش تر برخوردار می‌شوند می‌توانند با تکیه بر منابع مالی و حمایت‌های پیدا و پنهان فضای رسانه‌ای را به نفع خود تغییر دهند.

گفتگو به نقل از : تدبیر