از دولت حاشیه تا حاشیه برای دولت
از دولت حاشیه تا حاشیه برای دولت

خط امام – روزنامه ابتکار روز دوشنبه در سر مقاله خود با عنوان « از دولت حاشیه تا حاشیه برای دولت » نوشت:مردم می بایست به وضوح و بیش از پیش تدابیر دولت را در زندگی روزمره ی خود ببینند. قابلِ انکار نیست که پیکره ی این جامعه ی خسته و رنجور از سوء مدیریتها، […]

خط امام – روزنامه ابتکار روز دوشنبه در سر مقاله خود با عنوان « از دولت حاشیه تا حاشیه برای دولت » نوشت:مردم می بایست به وضوح و بیش از پیش تدابیر دولت را در زندگی روزمره ی خود ببینند. قابلِ انکار نیست که پیکره ی این جامعه ی خسته و رنجور از سوء مدیریتها، دیگر کشش و توانِ مقابله در برابر یأسِ جدیدالولاده! را ندارد.

در این مطلب که به قلم « هجیر تشکری» است می خوانید:

«امروز برخی قصد دارند دولت را به حاشیه مشغول کنند تا ما از اصل کار باز بمانیم.»

رئیس جمهور روحانی

این گزاره را می توان خوانشی سیاسی از فریادواره های شریعتی (در ساحتی دیگر) دانست: «توسل به منسوخ برای نفی ناسخ و مرجوح برای غفلت از راجح و تکیه بر فرع به جای اصل و پرداختن به امر فردی برای گریختن از امر جمعی و طرح یک حق کوچکتر برای جهل از یک حق بزرگتر….» و البته به دلیلِ کژتابی زبان باید از عبارتِ «بستن مردم به ریش برای غفلت از ریشه» گذشت، و گذاشت!

اگر مرکزِ ثقلِ سیاست ورزی در جهانِ جدید را «مردم/ دمو» فرض بگیریم، دولتِ پیشین دولتِ حاشیه ها بود و همواره حاشیه بر متنش تغلب داشت. حتّا از این نیز می توان فراتر رفت و دولتِ سابق را غلبه ی حاشیه بر متن نامید: وضع الشیء فی غیر موضعه! دولتِ اعتدال امّا برآیندِ عقلانیتِ سیاسی کثیری از ایرانیان متوسط الحال است.
به بیانی دیگر، این دولت ماحصلِ جابجایی قاعده مندِ متن و حاشیه و استقرارِ هر یک در جا و بر جای خود در چارچوبِ ساختارِ حقوقی موجود است: وضع شیء فی موضعه! دولتِ حاشیه سخاوت عجیبی در تولیدِ خرابی داشت! و دولتِ متن نجابتِ درخوری در بازتولید امید دارد.
در این دوآلیته ی سیاسی، میراث دارانِ رئیسِ دولتِ سابق و پارتیزانهای بازمانده از رادیکالیسمِ کورِ پیشین به شکلی خستگی ناپذیر و با مهارتِ یک تک تیراندازِ ناشی مشغولِ تولیدِ حاشیه برای دولتِ اعتدالند. تلاشی ستودنی است، امّا بی ثمر! ضعفِ آنان در مدیریتِ دولتِ پیشین تنها با تلاششان برای بی تدبیر جلوه دادنِ رقبا قابلِ مقایسه و توضیح است. این هم هنری است: دوست دارد یار این آشفتگی/ کوشش بیهوده به از خفتگی.

نگارنده پیش از این در مقاله ی «چالش – واکنش» به همین دغدغه ی رئیس جمهوری پرداخته است. «کردم اشارتی و مکرر نمی کنم!» امّا دولتِ اعتدال نباید فراموش کند که عمومِ مردم در تحلیلِ نهایی، دولت را با پایداری بر مواضع و اهدافِ خود، و پایبندی به شعارها و برنامه هایش خواهند سنجید؛ و بارم بندی سیاسی عوام کمتر به کارناوالِ واکنشهای تندروها ربط پیدا می کند. این واقعیتی غیر قابلِ انکار در ایران است. بر همین مبنا، دولتِ «حد وسط» می بایست در گذار از این حواشی و پرداختن به اصل، «تدبیر» را معنا کند.

عملیاتی کردنِ امید مردم، و تعمیق و بسط گستره ی آن امیدِ آغازین، فصلِ جدیدِ انتظارِ ملت از دولت است. مردم می بایست به وضوح و بیش از پیش تدابیر دولت را در زندگی روزمره ی خود ببینند. قابلِ انکار نیست که پیکره ی این جامعه ی خسته و رنجور از سوء مدیریتها، دیگر کشش و توانِ مقابله در برابر یأسِ جدیدالولاده! را ندارد. زخم عمیقِ احمدی نژادیسم بر تنِ کشور به همه این هشدار را می دهد.

به راستی چرا عده ای «آوار» را دوست دارند و «حاشیه» را می پسندند؟! این پرسشی است جدی در ساحتِ سیاستِ ایران. شاید رد پای «رانت» آدرسِ دقیقی باشد برای یافتنِ پاسخِ سهل و ممتنعِ این پرسش.

روزگاری نه چندان نزدیک کسی گفته بود: خواب دیدم قیامت شده است؛ هر قومی را داخلِ چاله ای عظیم انداخته و بر سرِ هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده اند، الا چاله ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: این چه حکایت است که بر ما ایرانیان اعتماد کرده و نگهبانی نگمارده اند؟ عبید گفت: می دانند که چنان به خود مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله. پرسیدم: اگر باشد در میانِ ما کسی که بداند و عزمِ بالا رفتن کند؟ پاسخ داد:…خود ما بهتر از هر نگهبانی لنگش را می کشیم و به ته چاله باز می گردانیم!