اصل كرامت انساني در برخورد با محکومان و متهمان
اصل كرامت انساني در برخورد با محکومان و متهمان

مردم ایران در طول تاریخ انسان هایی مذهبی بوده اند و این توانمندی را داشته اند که متناسب با علاقه خود، حکومتی مذهبی شکل دهند و در طول سال های گذشته با حضور در عرصه انتخابات و دیگر عرصه های اجتماعی از آنچه خود ساخته اند، حمایت کرده اند و می کنند اما اختلاف نظرها […]

مردم ایران در طول تاریخ انسان هایی مذهبی بوده اند و این توانمندی را داشته اند که متناسب با علاقه خود، حکومتی مذهبی شکل دهند و در طول سال های گذشته با حضور در عرصه انتخابات و دیگر عرصه های اجتماعی از آنچه خود ساخته اند، حمایت کرده اند و می کنند اما اختلاف نظرها بر جای خود باقیست و گاه مشاهده می شود در بیان این اختلافات، کار به بازداشت و … منجر می شود. در چنین شرایطی وظیفه حکومت دینی در برابر متهمی که با انگیزه های شرافتمندانه و برای اعتلای کشورش، اقدامی ولو اشتباه انجام داده چیست؟ توصیه های دینی در رابطه با رفتار با مخالفان و اسیران چگونه است؟ اگر ظلمی از سوی عده ای از کارگزاران نسبت به متهمان یا محکومان رخ دهد، وظیفه دستگاه قضایی برآمده از فقه اسلامی چیست؟ فقه اسلامی چگونه عدالت را درباره مخالفان تعریف می کند؟

رفتار پیامبر  و ائمه با مخالفان

حجت الاسلام و المسلمین سیدمهدی طباطبایی به شفقنا می گوید: برخورد پیامبر (ص) با افراد مختلف، تفاوت داشت. به عنوان مثال به مخالفان دین و مذهب کاری نداشت بلکه با مخالفی برخورد می‌کرد که مشکلی به وجود می‌آورد. به طور کلی پیامبر می‌فرمود: اجبار بر مخالفت نکردن با من یک استبداد است.

به طور کلی پیامبر همیشه در اختلافات داخلی مهربان بودند. حتی زمانی که عده‌ای از مسلمانان رفتار خوبی نکردند. آیه‌ای نازل شد فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ به رحمت خدا با آنان مهربان باش “وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ” اگر بد اخلاقی کنی از تو جدا می‌شوند و فرار می‌کنند.

حجت الاسلام والمسلمین سید رضا اکرمی به شفقنا می گوید: ایشان به صورت منطقی و مستدل همراه با اخلاق حسنه، مسایل اسلام و خدا و وحی را برای دیگران بازگو می کرد و در ابتدا هیچ گونه جبهه گیری و تقابل با مخالفان خود نداشت، زیرا ابتدای کار جنبه هدایت و دعوت مردم مطرح بود.

در مرحله دوم چگونگی مواجهه با جبهه گیری مخالفان و دشمنان در برابر آن حضرت، یعنی کسانی که دعوت را نمی پذیرفتند و هدایت را قبول نمی کردند مطرح بود. بعضی فقط دعوت را نمی پذیرفتند و بعضی علاوه بر نپذیرفتن دعوت در برابر تبلیغ دین، مخالفت، ممانعت و دشمنی می کردند که جبهه گیری پیغمبر(ص) با آنها در مکه و در مدینه متفاوت بود. رسالت رسول اکرم(ص) در مکه فقط جنبه هدایت و دعوت داشت و هرگز بنای تقابل نداشت، اما وقتی وارد مدینه شدند و بنا شد حکومت و نظام تاسیس شود مواجهه پیامبر(ص) نیز متفاوت شد.

پیامبر(ص) در مدینه در برابر کسانی که بنای تقابل گذاشتند به دفاع برخاست. جنگ بدر و احد و جنگ های دیگر در همین ارتباط رخ داد. بحث دیگر این است که مخالفان اگر اهل جدل و مجادله بیجا بودند پیغمبر(ص) اصلا وظیفه نداشت با آنها به بحث و گفت وگو بپردازد، اما مخالفانی که استدلال و منطق داشتند پیغمبر(ص) نیز با آنها منطقی و مستدل برخورد می کردند که گاهی نتیجه می داد و گاهی هم نتیجه نمی داد.

دکتر آیینه وند، عضو هيات مدیره انجمن تحول علوم انسانی با اشاره به اینکه امیرمؤمنان در حکومت خود هیچگاه کسی را مجبور به پیروی از خود نمی‌کرد، به شفقنا می گوید: وقتی مالک اشتر آمد و گفت افرادی در کوفه با معاویه نامه نگاری می‌کنند، امام می‌توانست آنها را به عنوان جاسوس بگیرد، اما ایشان می‌فرمود” اگر این افراد از حکومت عدل ما خسته هستند به هر جا که می‌خواهند، بروند و ما مانع آنها نخواهیم شد”، چرا که امام معتقد بود نباید در انتخاب مردم اکراه باشد. اگر مردم حتی امام را رها کنند، امام حق ندارد به خاطر اینکه او را رها کرده‌اند، جنگ راه بیاندازد، چرا که امیرالمؤمنین معتقد بود که هیچ چیز اکراهی به نتیجه نمی‌رسد.

بنابراین امام توصیه می کرد که کسی را به مبارزه نطلبید یعنی “هل من مبارز” نگویید، بلکه ابتدا گفت وگو و صحبت کنید و اگر طرف مقابل قانع نشد و خواستید جنگ کنید، بگذارید ابتدا او حمله را شروع کند و تا می توانید خون نریزید چون خون بنیاد حکومت را سست می‌کند. حتی امام علی (ع) به تعبیری اعتقاد به اعدام نیز نداشتند و اکنون در حقوق بشر نیز اعدام نکردن را بسیار مطرح می‌کنند.

«زندان و زندانی» در زمان حکومت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع)

حجت الاسلام و المسلمین سروش محلاتی در بخشی از مقاله اش درباره زندان در زمان حکومت امیرالمومنین (ع) می نویسد: به زندان امير المؤمنين وارد مي‌شويم تا پشت صحنه‌ي نمايشگاه كرامت را تماشا كنيم و قضاوت كنيم كه آيا در دولت علوي بين ظاهر و باطن،و شعار و عمل فرقي بوده است؟

1ـ بناي زندان

در منابع مختلف حديث و تاريخ، ثبت شده است كه امير المؤمنين براي اولين بار، ساختماني به عنوان زندان بنا كرد. سيوطي گفته است كه پيش از آن، خلفا، زندانيان را در چاه، حبس مي‌كردند، مقصود از چاه، زير زمين‌هاي تاريك و وحشتناك با ورودي‌هاي بسيار تنگ و باريك بوده است.(التراتيب الاداريه، ج1، ص297)، با اين حساب، ساختن زندان را يكي از اقدامات افتخارآفرين حضرت بايد دانست كه در شيوه‌ي در بند نگهداشتن محكومين، تحولي به وجود آورده و زجر و شكنجه حبس در سياه چال را از بين برد.

2ـ بندهاي زندان

در زندان امير المؤمنين، گروه‌هاي مختلفي از مجرمان، حبس بودند، اهمّ اين موارد عبارتند از:

1ـ اشرار، اراذل و اوباش هر محل: كان علي(ع) اذا كافي القبيلة او القوم الرجل الاعر حبسه(ابي يوسف، الخراج، ص150)

2ـ اختلاس و دزدي: ان اميرالمؤمنين اتي برجل اختلس درة من اذن جارية فقال: هذه الدغارة المعلنه، فضر به و حبسه(كافي، ج7، ص266)

3ـ خيانت در اموال مردم: كان علي(ع) لا يحبس في السجن الاثلاثة: الغاصب، و من اكل مال اليتيم ظلماً و من أتمن علي امانة فذهب بها.(رسائل، ج18، ص181)

4ـ عالمان فاسق و پزشكان بي‌سواد و ورشكستگان: قال علي(ع) يجب علي الامام ان يحبس الفساق من العلماء، و الجهال من الاطباء و المفاليس من الاكيراء(من لا يحضره الفقيه، ج3، ص20)

5ـ گواهي به دروغ: انه(ع) كان اذا اخذ شاهد زور،… طيف به ثم حبسه اياماً ثم يخلّي سبيله(وسائل الشيعه، ج18، ص244)

6ـ امتناع از اداي حقوق همسر: قال علي(ع): يجبر الرجل علي النفقة علي امرأته فان لم يفعل حبس(مستدرك، ج15، ص157)

7ـ زنان مرتد: انّ علياً(ع) قال: اذا ارتدت المرأة عن الاسلام لم قتل ولكن تحبس دائماً(من لا يحضره الفقيه، ج3، ص90)

8ـ كارگزاران خائن:

ـ ابن هرمه كه در اهواز، ناظر بازار بود.(نهج السعادة، ج4، ص34)

ـ منذربن جارود، كارگزار در فارس و اختلاس از بيت المال.(ابن ابي الحديد، ج18، ص54)

ـ زيد بن حجيه، فرماندار و دزدي از بيت المال.(ابن ابي الحديد، ج4، ص83)

ـ مصقلة بن هبيره، فرماندار محلي در فارس و سوءاستفاده.(همان، ص145)

ـ مسيب، فرماندار نظامي نالايق.(نهج السعاده، ج2، ص577)

9ـ دستياران قاتل: مثل كسي كه ديگري را نگهدارد تا قاتل او را به قتل برساند.(كافي،ج7، ص287)

10ـ اسيراني كه در شورش‌هاي مسلحانه‌ي اهل بغي دستگير مي‌شوند.(مستدرك،ج11، ص57)

علاوه براين موارد، موارد نادر ديگري هم ديده مي‌شود كه حضرت دستور حبس داده اند، مثلاً نجاشي شاعر كه در ماه رمضان شرب خمر كرده بوده، يك شب در زندان بود(كافي، ج7، ص 216) و يا زني كه با اصرار و اقرار خود به زناي محصنه،چون حامله بود تا وضع حمل و اجراي حد، زنداني گرديد.(فقيه، ج4، ص20) در ايلاء هم شوهري كه قسم مي‌خورد از همسر خود كناره‌گيري كند، اگر حاضر به طلاق يا برگشت به زندگي نباشد، زنداني مي‌شود تا طلاق دهد.(كافي، ج6، ص133)

3ـ حقوق زندانيان

حضرت دستور مي‌داد كه با تعهد اولياء زندانيان، آن‌ها را روزهاي جمعه آزاد كنند تا در مراسم نماز جمعه حاضر شوند.(جامع احاديث الشيعه، ج6، ص68) حضرت در نامه به رفاعه درباره‌ي ابن هرمه كه زنداني بود، نوشتند كه هر كس براي او خوردني يا پوشيدني يا لوازم ديگر مي‌آورد، در اختيار او بگذار(دعائم الاسلام، ج2، ص532)، حبس‌هاي موقّت بيش از يك هفته به طول نمي‌انجاميد و در پايان هفته، اگر فردي استحقاق اجراي حد داشت، حد درباره‌ي او اجرا مي‌شد، و الا آزاد مي‌شد(مستدرك، ج18، ص36)، زندانيان، بر حسب شرايط خاص خود، از امكانات رفاهي و بهداشتي و درماني برخوردار بودند، مثلاً يك سياه حبشي در مدينه با مشك به مردم آب مي‌داد، ولي انگشتان يك دستش قطع شده بود، فردي از او پرسيد؛ چه شده؟ وي پاسخ داد: قطعني خير الناس، دستم را بهترين خلق خدا، قطع كرده است، 8 نفري بوديم كه دزدي كرديم ودر نزد حضرت اقرار كرديم، حضرت پرسيد: آيا مي‌دانستيد كه دزدي حرام است؟ گفتيم: آري، حضرت دستور داد كه دستمان را قطع كنند، ولي بعد از آن ما را در خانه‌اي نگه‌داري كردند و با روغن حيواني و عسل، از ما پذيرائي كردند تا زخم دستمان بهبود پيدا كرد، و سپس با احترام ما را آزاد كردند و لباس مناسبي به ما هديه دادند. سپس امام به ما فرمود: ان تتوبوا و تصلحوا فهو خير لكم يلحقكم‌الله بأيديكم الي الجنة و ان لاتفعلوا يلحقكم‌الله بأيديكم في النار(كافي، ج7، ص264) نمونه ديگر خوش رفتاري با زندانيان، سفارشات حضرت درباره‌ي ابن ملجم مرادي است.

4ـ زنداني متهمّان

يكي از تفاوت‌هاي زندان امير المؤمنين با زندان‌هاي ديگر اين است كه در اين زندان” مجرمان”، كيفر و عقوبت خود را تحمّل مي‌كنند، يعني كساني كه جرمشان به اثبات رسيده است، ولي حضرت اجازه‌ي زنداني كردن “افراد متهم” را نمي‌داد. تنها استثنائي كه در اين باره وجود داشت، فردي است كه متهم به جنايت آدم كشي و قتل باشد، كه او را تا روشن شدن مسأله، حبس مي‌كنند، دستور حضرت اين بود كه: لاحبس في تهمة الّا في دم(مستدرك، ج17، ص403) و چون زنداني بودن نوعي كيفر و مجازات است لذا تا جرمي به اثبات نرسيده باشد، نمي‌توان كسي را مجازات كرد، تعبير فقها، مانند شيخ طوسي اين است: ان الحبس عذاب.(مبسوط، ج8، ص91)

5ـ زندانيان سياسي

در دولت علوي، زنداني سياسي، ديده نمي‌شود، اين بدان معنا نيست كه در حكومت حضرت، كسي مرتكب جرم سياسي عليه حكومت نمي‌شد، بلكه به عكس، در آن دوره به دليل فتنه خوارج، شورش طلحه و زبير، و شرارت‌هاي معاويه، اوضاع جامعه از نظر سياسي بسيار ملتهب بود، به خصوص كه چون خوارج و اصحاب جمل، از ميان ياران حضرت انشعاب پيدا كردند و با تبليغات گمراه‌كننده‌ي ضدِ حضرت، عضو گيري مي‌كردند، ارتكاب جرائم عليه حكومت فراوان اتفاق مي‌افتاد، اين گروه‌ها، پس از شورش مسلحانه، با مقابله‌ي حضرت و جنگ رو به رو شدند، ولي قبل از آن، زنداني نداشتند در حالي كه برخي از آن‌ها به حضرت دشنام مي‌دادند، برخي ديگر به نشر اكاذيب و تشويش اذهان مي‌پرداختند، برخي هم تجمعات عليه حكومت تشكيل مي‌دادند و….

شگفت آور است كه در آن شرائط حادّ امنيتي و سياسي، حتي نام “چند نفر” كه زنداني شده باشند، ديده نمي‌شود! در حالي كه مخالفان، افراد سرشناسي بودند و حبس آن‌ها در تاريخ ثبت مي‌شد، و شگفت آورتر آنكه در همان اوضاع، افراد متعددي از مسوولان دولتي به دليل تخلفات خود، در زندان بودند!

كثير حضرمي، مي‌گويد در مسجد كوفه، گروهي عليه اميرالمؤمنين صحبت مي‌كردند و يكي از آن‌ها قسم خورد كه حضرت را خواهد كشت، من او را گرفتم وخدمت حضرت آوردم، حضرت فرمود: آزادش كن! توقع‌داري كه قبل از اقدام به قتل، او را بكشم! گفتم: به شما اهانت مي‌كرد! فرمود: تو هم به او اهانت كن يا رهايش كن.(مبسوط سرخسي، ج10، ص125)

حكومت‌ها معمولاً، مخالفان را پيش از اقدام عليه حكومت دستگير مي‌كنند، تا فرصت اقدامات ضد حكومتي را از آنان بگيرند، ولي اميرالمؤمنين شيوه‌ي ديگري داشت، مثلاً خرّيت بن راشد، سر به عصيان برداشت و خروج كرد، برخي اصحاب اصرار داشتند كه حضرت او را دستگير كند و حتي در اين باره به حضرت اعتراض كردند، ولي پاسخ حضرت اين بود كه تا جنايتي اتفاق نيفتاده نمي‌توان كسي را زنداني كرد، و الّا بايد زندان را از متهمان پر كنيم: انا لو فعلنا هذا لكل من نتهمّه من الناس ملأنا السجون منهم (الغارات، ج1، ص335)

سيره‌ي اميرالمؤمنين چنان بود كه در جريان جنگ جمل، اسيران را به پشت ميدان جنگ فرستاد و آن‌ها را كه دست به شورش مسلحانه زده بودند، زنداني كرد، ولي با پايان جنگ، آن‌ها را آزاد كرد، لذا فقها درباره‌ي همين مجرمان هم فتوي داده‌اند كه زنداني شدن آن‌ها در مدّت جنگ و براي آن است كه به دشمن نپيوندند، ولي پس از آن آزاد مي‌شوند.(شهيد، الدروس، ج2، ص43)

6ـ شكنجه براي گرفتن اعتراف

در زندان اميرالمؤمنين، شكنجه وجود نداشت به اين معني كه زنداني براي اقرار كردن تحت فشار قرار نمي‌گرفت و حضرت دستور داده بود اگر كوچك‌ترين تهديدي نسبت به افراد زنداني وجود داشته باشد، اعترافات آن‌ها قابل استناد نبوده، و نمي‌توان آن‌ها را مجازات كرد، دستور حضرت چنين بود “من أقرّ عند تجريد او تخويف او حبس او تهديدفلا حد عليه”(كافي، ج7، ص260) در فرماني حضرت اقرار در 4 مورد را بي‌اثر شمردند: “اقرار كسي كه لباس از تنش برون مي‌آورند و به او اهانت مي‌كنند، اقرار كسي كه در حال ترساندن اعتراف مي‌كند، اقرار كسي كه در زندان محبوس است، اقرار كسي كه تهديد شده است”. دستور ديگري نيز از حضرت وجود دارد كه فرمودند اگر فرد متهم به سرقت در اثر ترساندن از كتك، يا در بند كشيده شدن يا زنداني كردن يا شدت عمل، اقرار كند، دستش قطع نمي‌شود، مگر آنكه بدون زور و فشار اقرار كند. (الوافي، ج15، ص412)

اصل كرامت انساني در برخورد با محکومان و متهمان

در همین زمینه آیت الله موسوی بجنوردی درباره اصل كرامت انساني در برخورد با مجرمان و متهمان می گوید: اصل كرامت انساني در برخورد با مجرمان و متهمان از اهميت ويژه‌اي در قضاوت‌هاي حضرت برخوردار است. در سيره و روش قضاي امير مؤمنان علي (ع) براساس قضاوت‌هاي متعددي كه از ايشان در تاريخ دادرسي اسلام به ثبت رسيده، هرگز از اعمال اذيت و آزار جسمي (مانند تنبيه بدني و ساير انواع شكنجه مانند گرسنگي دادن) و آزار رواني (مانند دشنام دادن، ترساندن، اجبار و هرگونه رفتار غير انساني) استفاده نمي‌‌كرد. روش اميرالمؤمنين علي(ع) در برخورد با مجرمان و متهمان به گونه‌اي بوده است كه نه تنها آنها را به اعتراف و اقرار وادار نمي‌كرد بلكه آنان را از اعتراف و اقرار به جرم بر حذر مي‌داشت و از شنيدن اقرار و اعترافات آنان خودداري مي‌كرد تا جرم و گناه بر ايشان ثابت نشود و حكم خدا و مجازات متوجه ايشان نگردد و رنج و زندان نبينند. يعني درواقع در ثبوت جرم و مجازات براي مردم، تسامح به خرج مي‌داد و از اعتراف و ثبوت جرم و تحمل مجازات جلوگيري مي‌نمود ولي آنجا كه حد و تعذير ثابت مي‌شد در اجراي آن كوچك‌ترين اغماض و تسامح را روا نمي‌داشت. انسان دوستي، دلسوزي و مهر امام علي(ع) به اندازه‌اي بود كه با افرادي كه از طريق داوري عادلانه محكوم به زنداني شده بودند، خوش‌رفتاري مي‌كرد. امام علي(ع) نخستين كسي بود كه خوراك و پوشاك تابستاني و زمستاني زندانيان را تأمين مي‌كرد و اگر كسي دارا نبود مخارج او را از بيت المال عمومي مي‌پرداخت و بالاتر از اين امام علي‌(ع) در ساعات معيني به زندانيان اجازه خروج از محبس مي‌داد تا كسي از آنان بيست و چهار ساعته در زندان محبوس نماند.

شهید مرتضی مطهری در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» می‌نویسد: «شما در کجای تاریخ عالم دیده اید که در حکومتی که لااقل به ظاهر خیلی قسمت‌هایش مذهبی بوده و همه‌ی مردمش احساسات مذهبی دارند، به غیر مذهبی‌ها آن اندازه آزادی بدهند که بیایند در مدینه در مسجد پیغمبر و در مکه در مسجدالحرام بنشینند و آزادانه اصول دین را انکار کنند؛ فردی برود در مسجد مدینه بنشیند و خدا را انکار کند، درباره خدا بحث کند و بگوید من خدا را قبول ندارم؛ دیگری بیاید در مسجدالحرام بنشیند و حج را مسخره کند، بگوید من این عمل را قبول ندارم، من خدا را قبول ندارم، پیغمبر را قبول ندارم. ولی در تاریخ اسلام، ما این‌ها را می بینیم و به دلیل همین آزادی‌ها بود که اسلام توانست باقی بماند. اگر در صدر اسلام تا کسی می‌آمد در مدینه می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید، بکشید، امروز اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و صراحت با افکار مختلف مواجه شده.»

امام خمینی(ره) نیز درباره حقوق متهمین در حکومت اسلامی گفته اند: «و همین طور متصدیان حبس و زندانها باید این معنا را توجه داشته باشند، چه اشخاصی که در راس هستند و چه اشخاصى که مشغول اجراى عمل هستند، باید این معنا را توجه بکنند که حدود الهى معنایش این نیست که یک کسى که مستحق قتل است ما فحش به او بدهیم، جایز نیست این، یا به او سیلى بزنیم، حق نیست، یعنى قصاص دارد این. یک نفر آدم جانى که دارند مى برند بکشندش، اگر شما یک سیلى بزنید، او حق دارد به شما سیلى را عوض بزند و خلاف شرع کردید. گمان نکنید که حالا که این آدم توى حبس آمده است، ما باید با او رفتار بد کنیم، انشاءالله نمى کنید و نباید بکنید.»(ج16، ص425)

ایشان هر نوع شکنجه را ممنوع کرده و گفته اند: با همین اشخاصى که اینطور شکنجه کردند، اینطور آدم کشتند ـ ما سفارش کردیم که در حبس ها حتى به [آنها ]یک کلمۀ درشت نگویند. من اعلام کردم این را، اعلامیه داده ام، که حبسى را در حکومت اسلامى ـ ولو هر چه مجرم باشد ـ حبسى را حق ندارند به اینکه گرسنگى بدهند، حق ندارند به اینکه یک سیلى به او بزنند، حق ندارند به اینکه او را شکنجه بکنند، حق ندارند که یک کلمۀ درشت به او بگویند. آنقدرى که حقش این است که محاکمه اش بکنند، هر طور جرمى که دارد به آن جرم [مجازات] بکنند، جزا به او بدهند؛ بیشتر از این نه، زاید بر این نه. یک حبس اینطورى که این شکنجه گرها، اگر یکى از ماها گرفتار آنها مى شد و نسبت به آنها یک «تو» گفته بودیم آنطور با ماها رفتار مى کردند، این شکنجه گرها الآن در حبس ما موجودند، الآن در حبس ایران ـ اینها ـ موجودند؛ آمدند دیدند از خارج و گفتند مطابق با تمدن است اینطور چیز، اینطور حبس. (ج7، ص310ـ311)

بی تدبیری در اجرای قانون چه تاثیراتی بر اعتماد مردم دارد؟

آیت الله موسوی بجنوردی در گفت وگو با شفقنا معتقد است: وقتی ما خودمان عامل نباشیم و قشنگ حرف بزنیم به چه درد می خورد؟ با عملتان دعوت کنید. بنده اگر عامل باشم می توانم جامعه را اصلاح کنم مردم عمل امیرالمومنین را می دیدند. کل شمال آفریقا، ایران و عراق زیر سلطه اش بود اما کفشهایش وصله بود. وقتی یک یهودی ادعا کرد که زرهش مال خودش است، در دادگاه قاضی خواست علی را بالادست بنشاند ایشان گفت نه همان معامله ای که با یهودی می کنی باید با من بکنی. قاضی او را ابوالحسن خطاب کرد و حضرت گفت نه همانطور که یهودی را صدا می زنی مرا صدا بزن. یهودی با دیدن رفتار حضرت، مسلمان شد. اگر ما آن سیره را عملی کنیم دنیا را اسلام می گیرد. مهدی موعود که می آید همان سیره را اجرا می کند و جامعه را اصلاح می کند و اینکه می گویند دنیا را اسلام می گیرد، قبول ندارم امام زمان (ع) اسلام را با کشتن و شمشیر می گستراند. با کشتن مردم کسی نمی تواند جامعه را اصلاح کند، او تفکر و اندیشه علی را پیاده می کند و وقتی مردم این را دیدند و جامعه به رشد و کمال رسیده است، خوب درک می کند. در جامعه ای که فساد زیاد آن را فرا گرفته است، مردم همه منتظر مصلح هستند تا کسی بیاید و این فساد را از بین ببرد لذا حضرت مهدی موعود می آید. بدون اینکه آدم کشی راه بیندازد و شریعت جدش رسول الله را احیا می کند.

شرایط زندان

آیت الله موسوی بجنوردی درباره شرایط زندان در اسلام به شفقنا می گوید: طبقه بندي و تفكيك نكردن زنداني‌ها از يكديگر آسيب‌هاي عظيمي خواهد داشت. بنده زماني هم که در شوراي عالي قضايي بودم مرتب بر اين مساله تاکيد مي‌کردم که زندان‌ها بايد طبقه‌بندي شود. زندان هم بايد طوري و به اندازه‌اي باشد که فرد زنداني مودب شود و صدق كند كه ايشان تاديب شده است؛ براي رسيدن به اين نتيجه نيز بايد در زندان، آموزش باشد، با کمال رأفت اسلامي با زنداني برخورد شود و مورد خشونت قرار نگيرد زيرا اصلاح شدن زنداني اين نيست که او را شکنجه و آزار دهيم، تحت فشار بگذاريم و كارهايي از اين دست كه نه تنها اصلاح را در پي ندارد بلكه موجب بدتر شدن وضعيت او خواهد شد.

منبع : پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه