چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷

روایت جلایی پور از «خانواده هسته یی» تا «خانواده مدنی»

آیا خانواده در ایران در حال فروپاشی است؟

آیا خانواده در ایران در حال فروپاشی است؟

خط امام – تحولات خانواده در ایران در چند دهه ی گذشته نگرانی هایی را نسبت به فروپاشی یا تضعیف این نهاد بنیادین به وجود آورده است، اما عده یی از اندیشمندان به این تحولات خوشبین هستند و از شکل گیری و گسترش «خانواده ی مدنی» سخن می گویند.

تصویر خانواده های شلوغ و پرجمعیت ایرانی تصویری است که هنوز در ذهن بسیاری از ما باقی مانده است؛ خانواده های پدرسالاری که با ازدواج فرزندان به گستره ی آنها افزوده می شد و همه ی اعضای آن در همان خانه ی حیاط دار پدری و فارغ از هر تجمل و اضطرابی در کنار هم زندگی می کردند. اما این الگوی سنتی و تصویر خوشایند در چند دهه ی گذشته دستخوش تغییر و تحول های ریز و درشتی شده است؛ تا بدان جا که برخی معتقدند دامنه ی این تحولات به تدریج مفهوم خانواده را به مرزهای فروپاشی سوق داده است. هرچند برخی نیز این ادعا را نمی پذیرند و جهت تحولات را مثبت می دانند.

پانزدهم ماه مه میلادی روز جهانی خانواده نام دارد و در کشورهای مختلف، فرصتی مناسب برای گرامیداشت و اعتلای آگاهی عمومی نسبت به مسایل مربوط به خانواده است. در این راستا، گروه جامعه شناسی خانواده ی انجمن جامعه‏ شناسی ایران روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ماه نشستی را با موضوع «بررسی نهاد خانواده در وضعیت کنونی» در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار کرد. سخنران اصلی این نشست «حمیدرضا جلایی پور» جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران بود. «باقر ساروخانی» استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران و «عالیه شکربیگی» جامعه شناس نیز از جمله شرکت کنندگان در این نشست بودند.

جلایی پور در این نشست با ارایه ی نتایج پژوهش خود که با کمک تعدادی از دانشجویان دوره ی دکتری بر روی ۳۰۰ خانواده در استان تهران انجام داده بود، اعلام کرد که نه تنها جامعه ی ایرانی در حال فروپاشی نیست، بلکه اکنون خانواده محکم ترین نهاد اجتماعی کشور است که در حال فاصله گرفتن از شکل سنتی و تکامل و نزدیک شدن به خانواده ی مدنی است.

*** آیا خانواده در ایران در حال فروپاشی است؟

جلایی پور سخنرانی خود را در سه قالب اصلی «طرح بحث و توضیح زاویه تحلیلی»، «بررسی روند کنونی خانواده ی ایرانی و آسیب شناسی آن»، و «ارایه ی راهبردهای پیشنهادی متناسب با واقعیت جامعه ی ایران» مطرح کرد و پیش برد.

اگر چه مساله خانواده به یکی از دغدغه های بسیار مهم حکومت و جامعه تبدیل شده است، اما به دلیل برخی از مشکلات موجود در این مسیر، ارزیابی درست و همه جانبه یی از ابعاد مسایل مربوط به آن صورت نگرفته است. جلایی پور کمبود یا به طور کلی در دسترس نبودن داده های پژوهشی و از سوی دیگر پیچیدگی های مطالعه و بحث های روابط زن و مرد در بافت جامعه ی ایرانی و آمیختگی آن با بحث های ارزشی، اخلاقی، مذهبی و بویژه عرفی را نمونه هایی چند از این موانع و محدودیت ها دانست. به باور این جامعه شناس، اگر چه جامعه شناسی یک رشته ی چند پارادایمی (نمونه یی) است و یک موضوع را می توان از جنبه های مختلف بررسی کرد، اما در زمینه ی خانواده، روابط زن و مرد و اختلاف های موجود، طبقه بندی خاصی ارایه نشده است. جلایی پور همین کمبود را دستمایه ی اصلی سخنرانی خود به عنوان یک بحث آزمایشی (tetative) در این خصوص قرار داد.

وجود مناقشه در خصوص تعریف های گوناگون از مفهوم خانواده در جوامع مختلف نکته یی است که بعد از جنگ جهانی دوم «جرج پیتر مرداک» (G. P. Murdock) انسان شناس آمریکایی، با مطالعه ی پانصد خانواده اثبات کرد؛ بنابراین ما با مفهوم «خانواده ها» روبرو هستیم نه «خانواده»؛ بر همین اساس، جلایی پور بحث خود را از دریچه ی «خانواده ی هسته یی» و توصیف نوع و سنخ های آن آغاز کرد و اظهار داشت: حدود پنج دهه است که در کشورمان شاهد رشد فزاینده ی خانواده ی هسته یی هستیم؛ خانواده در ایران یک پیوند عمیق اجتماعی است که شاخصه های اصلی آن تشکیل آن با زن و مرد، فرزندآوری، تربیت اخلاقی و حمایت فرزندان و آماده کردن آنان برای ورود به جامعه است. علاوه بر این، ویژگی مهم خانواده ی ایرانی ایثار و رها نکردن فرزندان حتی بعد از مستقل شدن آنان است.

جلایی پور با اشاره به پژوهش خود درباره ی ۳۰۰ خانواده در استان تهران، بر این باور است که شاید بتوان نتیجه های به دست آمده از مطالعه ی این خانواده ها در برخی مناطق مانند کرج، شهریار و بویژه نارمک را-که به زعم وی با میانگین خانواده های ایرانی قابل انطباق هستند- با کمی ملاحظه به کل ایران تعمیم داد.

وی در نقد نگرانی های مربوط به فروپاشی خانواده گفت: نهاد خانواده در ایران مانند یک توپ محکم است؛ اگر چه علایم نگران کننده یی در تایید این نگرانی ها وجود دارد اما نمی توان از این علایم نگران کننده، فروپاشی خانواده در ایران را نتیجه گرفت.

وی در ادامه به بیان چند نمونه از علایم نگران کننده در خانواده های ایرانی پرداخت و گفت: یکی از این آسیب ها کوچک شدن اندازه ی خانواده است؛ بر اساس آمار، بُعد خانوار از سال ۸۵ که ۴ تَن بود به ۳٫۵ تن در سال ۹۱ رسید. این میزان در تهران در سال ۸۵، ۳٫۷ بود و اکنون به ۳٫۲ تن رسیده است. این کاهش به این معنی است که خانواده ها به داشتن یک فرزند، بسنده می کنند. بالارفتن سن ازدواج یکی دیگر از این معضل ها است؛ بر اساس اطلاعات موجود ظاهرا سن ازدواج پسران به ۳۵ و دختران به ۲۵ سال رسیده است. افزایش طلاق و طلاق های عاطفی، رشد خانواده های تک نفری، ظهور «خانواده های سفید» یا «همالان»، شیوع همجنس گرایی، رشد خیانت و زنانه شدن این معضل از دیگر مشکلات و آسیب های مربوط به نهاد خانواده است.

جلایی پور با اشاره به سخنان تازه ی «محمود گلزاری» معاون ساماندهی امور جوانان وزیر ورزش و جوانان، سه برابر شدن ارتباط دختران و پسران نسبت به سی سال گذشته، زمان شروع رابطه به مقطع راهنمایی و رسیدن نوع رابطه از عاطفی به جنسی و ارتباط همزمان با چند نفر را نمونه هایی دیگر از معضل های موجود در عرصه ی خانواده دانست.

وی خاطر نشان کرد: متاسفانه برای هیچ یک از موارد ذکر شده آمار مشخص و دقت تجربی در دسترس نیست؛ یک دولت نفتی همچون ایران باید برای بررسی های تجربی دقیق در این زمینه، بودجه ی ویژه یی اختصاص دهد و رصد دقیقی برای مطالعه و بررسی کمیت و کیفیت این روندها به تفکیک تمام مناطق تهران و در تمامی استان های کشور صورت دهد. پس نمی توان گفت با فروپاشی خانواده رو به رو هستیم، بلکه صحبت بر سر معضل ها و آسیب هایی است که رابطه ی زن و مرد را به شکل های مختلف درگیر کرده است.

*** ویژگی های خانواده ی ایرانی

بر اساس طبقه بندی این جامعه شناس، چهار «سنخ» خانواده از دل جامعه ی آماری سیصد خانوار مطالعه ی مورد نظر قابل ملاحظه است؛ به گفته ی جلایی پور ۲۵ درصد از خانوارهای مورد مطالعه خانواده های مدنی هستند و ۲۷ ویژگی را می توان از آنها استخراج کرد.

وی تصریح کرد: خانواده های مدنی از زن و مرد تشکیل شده اند؛ در این خانوارها اعضای خانواده بر اساس قوه ی عاقله به هم احترام می گذارند؛ از طرف دیگر مهمترین موضوع و طرح مشترک زن و مرد، زندگی آینده ی فرزندانشان است و برای آینده ی آنها از هیچ اقدامی فروگذار نمی کنند. حل اختلاف ها و رفع و رجوع آن در خانواده ی مدنی نیز به سبکی به صورت کامل معقول و منطقی صورت می پذیرد.

به گفته ی جلایی پور نتایج این مطالعه نشان داده است که ۱۰ درصد از خانواده های مورد بررسی، خانواده های «مردسالار» هستند که مفهومی ضد خانواده ی مدنی است. وی با بیان این مطلب و در نقد دیدگاه پدرسالارانه انگاشتن خانواده ی ایرانی از طرف فمینیست ها ادامه داد: دقت در تاریخ معاصر ایران نشان می دهد که این دیدگاه ها و ادعاها بیشتر جنبه ی ایدیولوژیک دارد تا تجربی و تحقیقی.

این جامعه شناس در خصوص ویژگی های خانواده ی مرد سالار گفت: اطاعت زنان و فرزندان از پدر خانواده در برخی موارد به این منجر می شود که آنها برای حفظ اسلوب خانواده ی پدرسالار و قرار گرفتن در قالب آن، دچار دورویی می شوند و تظاهر به فرمانبرداری می کنند؛ به این ترتیب خانواده به مَهدی برای رشد رذایل اخلاقی تبدیل خواهد شد.

۶۰ درصد از خانواده های مورد مطالعه در این پژوهش ترکیبی هستند؛ یعنی از خانواده های سنتی به سمت خانواده ی مدنی در حال حرکت هستند؛ تنگناهای زندگی اعم از مشکلات زندگی و معیشتی این خانواده ها را به این واداشته است که کمتر شکل مدنی داشته باشند.

۵ درصد از این خانواده ها خانواده هایی هستند که آسیب دیده اند؛ نمی توان گفت که این خانواده ها فروپاشیده اند، چون خانواده ی فروپاشیده شده خانواده یی است که دیگر جای امنی برای زندگی نیست. اگر فرضیه ی فروپاشی خانواده در ایران درست بود، باید در این نمونه گیری دست کم ۱۰۰ مورد از این دست خانواده ها یافت می شد.

*** علت نابسامانی ها و آسیب های مربوط به خانواده چیست؟

وی در پژوهش خود به دنبال این مساله بوده است که دلیل آسیب های وارد شده بر پیکره خانواده را ریشه یابی کند؛ به عقیده ی وی یکی از این مشکلات، گسترش بیکاری و رشد منفی اقتصادی است.

جلایی پور رواج فردگرایی را یکی دیگر از این عوامل دانست. وی در این خصوص خاطر نشان کرد: در جامعه ی ایرانی فردیت مهم شده است و عقلانیت افراد بر اساس عقلانیت ابزاری (نوعی منطق بازاری) و اصل هزینه و فایده است. از طرفی جنبه ی عقلانیت اخلاقی-ارزشی (یعنی رفتار برای دیگران) در ایران ضعیف است. بر همین اساس، لذت «تنانه» که زمانی یک تابو محسوب می شد، اکنون به یک «حق» برای افراد تبدیل شده است؛ در نتیجه فردیت مبتنی بر عقلانیت و هزینه و فایده نیز به یک حق تبدیل شده است.

وی گسترش وسایل ارتباط جمعی و اطلاعات و ظهور جامعه ی رسانه یی را یکی دیگر از عوامل آسیب به خانواده دانست. وی در این راستا «دوگانگی» در فضای عمومی رسمی و غیررسمی جامعه را به بوته ی نقد کشید و گفت: در فضای رسمی جامعه ی الهی به تصویر کشیده می شود، در حالی که در فضای غیررسمی و واقعیت شاهد اتفاق های دیگری هستیم.

*** دیدگاه های مختلف نسبت به تحولات و علایم خطر در نهاد خانواده

وی در بخش دیگری از سخنان خود به دیدگاه های مختلف نسبت به تحولات خانواده ی ایرانی اشاره کرد و گفت: فمینیست های رادیکال این تحولات بویژه حق آزادی تنانه را مثبت می دانند.

وی با اشاره به مطالعه ی صورت گرفته روی دختران و پسران ایرانی دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری در هند که به سبک خانواده های سفید زندگی می کردند، تصریح کرد: به نظر می رسد این سبک زندگی به ضرر دختران و به نفع پسران شده است؛ چرا که دختران ناگزیر هستند تمامی وظایف زنانه در خانواده را به دوش بکشند. در این زمینه باید مطالعات تجربی خاص و جامعی صورت پذیرد؛ چرا که ممکن است بتوان امید این را داشت که این نوع سبک زندگی به ازدواج منتهی شود؛ اگرچه «مصطفی اقلیما» رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی، گزارش داده است که در وهله ی نخست، ۹۰ درصد از این موارد به ازدواج ختم نمی شود و در درجه ی دوم به طور معمول پسران در این رابطه باقی نمی مانند و شریک خود را مانند یک کالا و به صورت یکطرفه عوض می کنند.

*** چه باید کرد؟

وی در پایان سخنرانی خود به ارایه ی راهکارهایی پرداخت که می توانند در ریشه کنی مشکلات و آسیب های خانواده نقش مهمی ایفا کنند. وی در این ارتباط گفت: در وهله ی نخست باید روی علل آسیب ها یعنی بیکاری و حق تنانه یی که برای افراد ایجاد شده است، کار کرد. در جامعه ی ما روابط زن و مرد و روابط خانوادگی بسیار شکننده و محتاج مراقبت است. رسانه ها باید توانمندی های شهروندان را بالا ببرند تا در تشریح این مشکلات ساده انگاری صورت نگیرد و ریشه ی آن به خارج منتسب نشود.

 از طرف دیگر باید روی علل طلاق کار شود. در طبقه ی متوسط علت طلاق شغل و ادامه ی تحصیل است. زنان با توصیه ی دیگران ازدواج می کنند اما پس از ازدواج، محیط های بروکراتیک را تجربه می کنند، به استقلال می رسند و تازه پی می برند که چه کلاهی بر سرشان گذاشته شده است. عکس العمل خانواده ها نیز در مقابل طلاق زنان مانند گذشته نیست و به نوعی پس از طلاق از آنها حمایت می کنند.

گسترش فرهنگ خانواده های مدنی مهمترین راهکاری بود که جلایی پور ارایه داد. به زعم وی خانواده ی مدنی امن ترین و بهترین جا برای زندگی است که می توان روی آن کار کرد. این مدلی است که هم در ایران تجربه شده و هم نتیجه داشته است. عناصر فعال پویش های اجتماعی ایران از خانواده های مدنی سرچشمه می گیرند. بنابراین خانواده ی مدنی پایه ی مهمی برای جامعه ی مدنی و ارگانیک است.

وی تاکید کرد در زمان حاضر خانواده های ایرانی روز به روز از خانواده ی سنتی فاصله می گیرند و به سمت خانواده ی مدنی پیش می روند.

جلایی پور در ادامه گفت: نکته ی حایز اهمیت دیگر این است باید سیاست های اجتماعی در عرصه ی عمومی بوسیله ی کارشناسان دولت، دانشگاهیان، محققان، منتقدان و حتی خود مردم نقد و بررسی شود و سیاست های حکومت از دل این نقد و بررسی ها بیرون بیاید؛ در غیر این صورت سیاست های ما به زمانی باز خواهد گشت که زن و مرد با یک میلیون تومان به ازدواج و بچه دار شدن تشویق می شدند.

این جامعه شناس با تاکید بر مساله ی اخلاق در رابطه ها اعم از روابط اعضای خانواده، گفت: نهادهای رسمی از آن رو که در بین مردم از اعتبار و اعتماد برخوردار نیستند، نمی توانند روی مساله ی اخلاق کار کنند؛ بنابراین باید به دنبال نهادهایی بود که بتوانند برای گسترش اخلاق روابط فعالیت کنند. دو محور بسیار مهم از منظر اصلاحات اجتماعی وجود دارد؛ نخست تربیت نهاد خانواده ی مدنی است که یک اصلاحگر اجتماعی مهم است و دیگر گسترش سازمان های مردم نهاد یا گروه های صنفی؛ این دو محور باعث می شود که خانواده به راحتی قابل دستکاری (manipulate) نباشد و ویژگی های خانواده ی مدنی به مرور در آن تحقق یابد.

منبع: ایرنا

نوشته شده توسط خط امام در دوشنبه, ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۴۲ ق٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.