قانون دستاورد بزرگ ایرانیان

به قلم : مهدی سادات شجاعی*>>

در میان کشورهای پیشرفته  یکی از دست مایه های  تفاخر که  اسناد آن را  قاب کرده و دیوار تاریخشان را با  آن مزین میکنند ” قانون ” است و یکی از شاخصه های تمدن و پیشرفت کشورها و جای دادن ملل در جهان های اول و دوم وسوم همین التزام و تقید به قانون میباشد .

در کشور عزیزمان ایران هر چه در قسمت اول غنی و ثروتمندیم و اسناد عرضه داریم ، در قسمت دوم و قانون مداری از لنگ زدن عبور کرده و به سینه خیزی افتاده ایم.

از “منشور حقوق بشر کورش” و “الواح گلی مکشوفه در شهر سوخته” و “تخت جمشید” و … گرفته تا “انقلاب بزرگ مشروطه” و “انقلاب اسلامی ایران” هر کدام را میتوان به عنوان سند افتخاری بر پیشانی کشورهای مدعی کوباند.

اگر بخواهیم یکی از اسناد زرین ایجاد و استقرار قانون مردمی و مشروع در تاریخ نه چندان دور کشورمان ایران را نام ببریم ، قطعا ” انقلاب مشروطه” حرفهای ناگفته زیادی خواهد داشت.

در سال ۱۳۲۴ هجری قمری مصادف با ۱۲۸۵ هجری شمسی بالاخره تلاش بزگمردان عرصه قانون و حق طلبی در ایران زمین به بار نشسته و فرمان مشروطیت توسط کسی که ” حضرت باریتعالی جل شانه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را به کف کفایت ” او سپرده بود امضا گردید.

اینکه جناب آقای مظفرالدین شاه قاجار در متن ممهور فرمان مشروطه خود را به چه القابی مفتخر میکند و اکنون با شنیدن این القاب و مقایسه آن با میراث سلطنت قاجار چه انگشت حیرت ها به دهان میگزیم بماند ، اما صرف ایجاد مشروطه در ۱۰۸ سال پیش و آنهم پیش از تعداد زیادی از کشورهای مترقی حال حاضر دنیا واقعه ایست تاریخی که عظمت و شکوه بزرگ مردانی را یادآور میشود که در این راه چه جانفشانیها از خود نشان دادند.

پادشاهی که تا مدتی قبل “ظل الله” خوانده میشد و شنیدن خود را ” سمع ملوکانه ” و دیدن خود را “صحه ملوکانه” میخواند و حکم مرگ و زندگی چندین میلیون انسان به سردی و گرمی مزاج ایشان مرتبط بود ، اکنون میبایست دولت خود را با رای نمایندگان مردم مقبولیت و مشروعیت بخشد.

اینکه روحانیونی چون سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، شیخ محمد خیابانی، یحیی دولت آبادی در کنار روشنفکرانی چون سردار اسعد بختیاری و مباررزانی چون ستارخان و باقرخان و بزرگ زنانی چون صدیقه دولت آبادی در ایجاد و استقرار مشروطیت چه رشادت ها از خود نشان دادند و چه بسا بسیاری از آنان در این راه جان خود را از دست دادند با توجه به عظمت دستاورد این انقلاب قابل تفکر و تامل است.

اینکه چگونه در کشوری که کمتر از ۱۰ درصد جمعیت آن سواد خواندن و نوشتن داشتند (از سال ۱۲۸۶ و استقرار مشروطیت اولین کلاسهای سواد آموزی  کشور در شیراز ایجاد گردید) چگونه این بزرگ مردان و زنان توده های مردمی را با خود همراه میکردند و پشتوانه مردمی آنها منجر به انقلاب مشروطه گردیدعظمت فعالیت آنها را به ما نشان میدهد.

اینکه بعد ها ” محمد علی شاه” با مجلس چه کرد و بعد ” فاتحین مشروطه خواه تهران” با او چه کردند خود داستانی است که در این مقال نمیگنجد.

در هر صورت با استقرار مشروطیت و ایجاد ” مجلس شورای ملی” ایران عزیز به زمره محدود کشورهایی پیوست که گام هایی در زمینه عبور از دیکتاتوری برداشته و به سمت “دموکراسی” و “احقاق حق مردم” و نشانیدن “خواست مردم” بر “صدر امیال حکومتی”  رهنمون گردید.

همین مجلس شورای ملی بود که “سید حسن مدرس”ها و ” ملک الشعرای بهار”ها و ” محمد مصدق”ها در آن از حقوق مردم ایران دفاع کرده و بعضا تمام قد در برابر استبداد شاهنشاهی ایستادگی کردند.

“مجلس شورای ملی ” که از سال ۱۳۶۸ و به ” مجلس شورای اسلامی” تغییر نام یافت در “جمهوری اسلامی” نیز جایگاه رفیعی یافت ، جمله ” مجلس در راس امور است ” از سوی بنیانگذار انقلاب سندیست بر جایگاه رفیع مردم و قوانین مردمی در جمهور اسلامی.

این سخن تنها برای تزئین تریبون مجلس آنهم در هفته مجلس گفته نشده و با توجه به جهت گیریهای امام خمینی ، آن را اعتقاد قلبی ایشان میدانیم.

این سخن را آن مرد دور اندیش در جواب کسانی گفت که امروزه بدون هیچ سابقه ای در انقلاب، از انقلاب سخن میگویند و سعی در مصادره آن به نفع جریان خود دارند که “امام” در بیان شخصیتشان فرمود:

“خون دلی که پدر پیرتان از این دسته روحانیت متحجر خورده هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است ؛ طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند”

دوستان عزیز ما مسئولیم.

ما در برابر خونهای ریخته شده بر زمین انقلاب مشروطه مسئولیم.

ما در مقابل زجرهای کشیده شده توسط ستار خان ها، باقرخان ها ، طباطبایی ها و بهبهانی ها مسئولیم.

در مقابل کشته شدگان ۵۷ و کسانی که زجر حبس و حصر را به جان خریدند مسئولیم.

ما در مقابل آن بزرگی که فرمود ” مجلس در راس امور است مسئولیم”

ما در مقابل خون بهشتی و ۷۲ تن نماینده ملت مسئولیم.

ما مسئولیم که نگزاریم این انقلاب و مجلس که دستاورد مهم آن است به دست نا اهلان بیفتد.

به دست کسانی که جمهوریت نظام را حذف شده میدانند و جمله ” جمهوری اسلامی ، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد ” را به تمسخر میگیرند و مردم را لایق تصمیم گیری و تعیین سرنوشت خود نمیدانند.

میخواهیم قانون مداری را در جامعه نهادینه کنیم.” قانون ” را مقدس بدانیم و رعایت آن را بر خود واجب.

قانونی که سند اعتبار و شعور و شخصیت ماست.

قانونی که برای اعتلای آن چه خونها که بر زمین نریخته.

کار سختی نیست.

از خودمان شروع می کنیم.

ازرعایت چراغ های قرمز، از استفاده از سطل های آشغال، از احترام به حقوق دیگران در صفوف طویل روزانه، از رعایت حقوق دیگران در رانندگی، از ترک کردن نگاه های آزار دهنده ، از ترک ترور شخصیت دیگران، از ترک تمسخر دیگران و …

از همین امروز شروع کنیم.

با لبخندی زیبا، گام هایی استوار، سینه ای ستبر ،

“” میهن خویش را کنیم آباد””

*مسئول شاخه جوانان مجمع نیروهای خط امام استان فارس

 

نوشته شده توسط خط امام در سه شنبه, ۰۳ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۶ ق٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.