«انسان» و «آزادی» در اندیشه شهید بهشتی
«انسان» و «آزادی» در اندیشه شهید بهشتی

خط امام : شهید آیت الله «سید محمد حسینی بهشتی» معتقد بود که آزادی و قدرت انتخاب، انسان را از دیگر موجودات هستی متمایز کرده است و بر مبنای همین اصل انسان بر سرنوشت خود و محیط اطرافش تسلط دارد و هیچ کس نمی تواند قدرت انتخابگری انسان را نقض کند. هفتم تیر یادآور حادثه […]

خط امام : شهید آیت الله «سید محمد حسینی بهشتی» معتقد بود که آزادی و قدرت انتخاب، انسان را از دیگر موجودات هستی متمایز کرده است و بر مبنای همین اصل انسان بر سرنوشت خود و محیط اطرافش تسلط دارد و هیچ کس نمی تواند قدرت انتخابگری انسان را نقض کند.

هفتم تیر یادآور حادثه یی تلخ است؛ روزی که آیت الله بهشتی و همراهانش به دست منافقان به شهادت رسیدند. بهشتی در زمره ی شخصیت های برجسته ی ایران پس از انقلاب اسلامی است.

او نخستین رییس دیوان عالی کشور (قوه ی قضاییه) پس از انقلاب، نخستین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی و نایب رییس مجلس خبرگان قانون اساسی بود.

شهید بهشتی در طول دوره ی فعالیت های علمی و پژوهشی خویش آثار ارزشمندی را برای جامعه ی تشنه ی فرهنگ ناب و اصیل اسلامی به یادگار گذاشت که هر کدام از آن ها در موضوع های مختلف نگاهی خالص و نکته یاب دارند که دست یابی به فلسفه و آثار تعالیم، قوانین و ارزش های اسلامی در ابعاد فکری و جلوه های عملی و در تمام شوون حیات مادی و معنوی را آسان می کند. اگرچه اشتغال آن عالم سخت کوش به مسایل سیاسی و حکومتی مانع تداوم پژوهش های فکری و تولید آثار مکتوب بیشتر شد، اما آنچه از این شهید والامقام باقی مانده است، می تواند پاسخگوی بسیاری از نیازهای فرهنگی جامعه ی امروز ما باشد.(1)

انسان در نگاه شهید بهشتی

به طور کلی نگاه آیت اللّه بهشتی به انسان از 2 منظر عقل و وحی است. از نظر وی، انسان مخلوقی حق گرا و کمال جوست؛ یعنی این استعداد و قابلیت در او وجود دارد که در مدار حق قرار گیرد و با باطل رویارویی کند.

از نظر شهید بهشتی انسان دارای خمیرمایه یی است که به راحتی می تواند، با حق مطلق سازگاری کند و فطرت او طوری است که حق گرایی را در وجودش طبیعی می کند. بهشتی می گوید: فطرت و خمیرمایه سرشت انسان، نه تنها با حق سر جنگ ندارد، بلکه با حق پیوندی اصیل دارد.

در مجموع از نظر بهشتی، انسان موجودی چند بعدی با استعدادهای متنوع و فراوان است و نه تنها از لحاظ جسمی، بلکه از نظر روحی نیز بر دیگر موجودات امتیاز و برتری دارد؛ به همین دلیل در بوته ی آزمایش است و چون خداوند او را شنوا، بینا، انتخاب گر، آگاه، عامل و مختار آفریده، از وی می خواهد به نیکی و نیکویی گرایش پیدا کند و در مدار حق باشد.(2)

شهید بهشتی در مباحث گوناگون خود اصول بنیادین ایمان دینی را تبیین کرده است. در این میان وی توجه خاصی به نسبت عقل و نقل داشته است و اندیشه ی سیاسی خود را نیز با توجه به آن ساخته است.

آزادی در اندیشه ی شهید بهشتی

بهشتی، آزاد بودن انسان را وجه امتیاز آن نسبت به دیگر موجودات می داند و می گوید: تسلط انسان بر ساختن خویش و ساختن محیط خویش، امتیاز انسان بر همه ی موجودات دیگر عالم طبیعت است زیرا تنها، انسان می تواند بر طبیعت مسلط باشد و شرایط طبیعی را بر وفق خواسته و نیاز خود دگرگون کند یا در برابر هجوم عامل نامساعد طبیعی، سد و مانع به وجود آورد. (3)

در دیدگاه وی، آزادی توانایی انسان در ساختن سرنوشت فردی و جمعی خود است. این ساختن به گونه یی است که آدمی بر خود و جامعه ی خویش قدرت و سلطه می یابد. با این تعریف، گونه ی تربیت پذیری آدمی و تاثیر آزادی در تربیت به روشنی مورد توجه و تاکید قرار گرفته است.

به باور وی تعریف آزادی در زمان های مختلف و در شرایط متفاوت یکسان نیست و با پیشرفت انسان و جامعه، تعریف از آزادی و فضاهای آن هم تغییر می کند. در واقع، شرایط خاص فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی باعث می شود که تعریف های ارایه شده از مفهوم آزادی، متفاوت و متمایز شود. برای مثال، در اندیشه ی سیاسی اسلام، در گذشته، آزادی های سیاسی و اجتماعی به شیوه ی کنونی مطرح نبود و آزادی، به طورعموم جنبه ی فردی داشت و به طور عمده آزادی درونی و معنوی عرفانی برجسته بود. اما در شرایط کنونی، تلقی متفاوت و گسترده تری از آزادی وجود دارد.

شهید بهشتی از یک سو بر این باور است که انسان موجودی است که می تواند در ساختن خود موثر باشد که این همان آزادی معنوی و درونی و نگرش تربیتی است و از سوی دیگر معتقد است آدمی می تواند در محیط زندگی و نظام اجتماعی و سیاسی خود نیز موثر باشد. (4)

از نگاه وی، نخستین و مهم ترین عامل برای رسیدن به آزادی، آگاهی و شناخت است.(5) به باور وی انسان در پرتو آزادی است که می تواند به راه خیر فضیلت درآید یا آزادانه به راه زشتی، شر و پستی و ناپاکی فروغلتد.

شهید بهشتی با توجه به عناصرچهارگانه ی پویش، خودآگاهی، انتخابگری و خودسازی در انسان معتقد است آزادی انسان، آزمون بزرگی است که انسان می تواند با آن راه را از چاه تشخیص دهد و سرانجام از آزادی در راه نجات، خودسازی خود و جامعه سود جوید. (6)

وی با استناد به آیه ی شریفه «انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً» استدلال می کند که انسان پویش آزادی خود را در جهتی که خود انتخاب کرده، هدایت و بر اساس همان جهت رشد و حرکت می کند. البته ممکن است رشد خود را در راه ترقی و کمال خواهی یا اینکه در راه ناسپاسی و گمراهی دنبال کند.

از آن جا که در دستگاه فکری بهشتی، انسان مختار و انتخابگر است و سعادت وی به قوانین و مقررات الهی وابسته است، اجرای این قوانین به وجود یک «سازمان اجتماعی آگاه و توانا» بستگی دارد. از این نظر، حکومت و سیاست در نگاه وی هم یک ضرورت عقلی است و هم ضرورت دینی؛ یعنی دین و سیاست به هم پیوسته و آمیخته اند.

آیت الله بهشتی همانند بسیاری از عالمان دینی و اندیشمندان مسلمان، معتقد است که اسلام با سیاست عجین است و بسیاری از احکام و مقررات الهی و ارزش های دینی و نیز حقوق اجتماعی مسلمانان و انسان های دیگر با وجود تاسیس حکومت و سازمان اجتماعی مجهز و توانا و برخاسته از جانب مردم، تحقق می یابد.

منابع:
1-شخصیت علمی و تالیفات شهید مظلوم دکتر بهشتی، پایگاه جامع استاد شهید مرتضی مطهری

2- انسان و جهان در نظام فکری شهید بهشتی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه

3- مسعود پورفرد ، صورت بندی روشنفکری در جمهوری اسلامی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ص261-260

4- موانع تحقق آزادی در جامعه در اندیشه شهید بهشتی، تارنمای تبیان

5- حسینی بهشتی سید محمد، نقش آزادی در تربیت کودکان،1380،چ 2، تهران، بقعه، ص 56

6- سخنرانی ها و مصاحبه های آیت ا… شهید دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج3، ص178