یکشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۷

تشکیل کردستان مستقل تشکیل اسراییلی جدید است / جایگاه آیت الله سیستانی در تاریخ معاصر منطقه بی‌بدیل است

تشکیل کردستان مستقل تشکیل اسراییلی جدید است / جایگاه آیت الله سیستانی در تاریخ معاصر منطقه بی‌بدیل است

خط امام : مجید تفرشی، تاریخ نگار و پژوهشگر که به شدت مخالفت تجزیه عراق است، تشکیل کردستان مستقل در همسایگی ایران را به اسراییلی جدید تشبیه می کند که منبع ناآرامی و تروریسم خواهد بود و از هیچ نظری به صلاح منافع ملی ایران نیست.

تفرشی در این گفت وگو به احتمال توافقات پنهانی کردها و داعش اشاره و بیان می کند: گزارش‌های مختلفی وجود دارد که عنوان می‌کند، پیشروی‌های داعش در مناطق غیرکرد و عدم تعرض کردها به آنان یا داعش به کردهای عراق، حاصل یک توافق پنهانی نوشته یا شفاهی پیشاپیش بین کردها و داعش برای عدم تعرض متقابل و حفظ حدود و حریم یکدیگر بوده است.

او اقلیم کردستان را پیروز بحران اخیر عراق معرفی می کند و می گوید: اکنون با شدت گرفتن استقلال خواهی و جداسری توسط سران اقلیم کردستان، حمایت علنی و تمام قد شیمون پرز رییس جمهور و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر و دیگر مسوولان نظامی و امنیتی اسراییل از این مطالبه رهبران اقلیم کردستان عراق و اصرار برای باز پس ندادن شهر آزاد شده کرکوک به دولت مرکزی بغداد توسط نظامیان کرد، ظاهرا خواسته یا ناخواسته و دست کم تا این جا، پیروز میدان نبرد داعش و شیعیان، حکومت خودمختار بارزانی بوده است.

تفرشی در تحلیل مواضع آمریکا بیان کرد: آمریکا تلاش دارد تا با ایجاد تفرقه در صفوف احزاب شیعی و تضعیف حکومت اکثریت شیعه، بر اساس مصالح سعودی و نه عراق و البته در پوشش مصالح موجود منطقه و عراق، امتیازهای بیشتری برای اقلیت زیاده خواه بگیرد و مانع وحدت و تحقق اراده اکثریت حاکم به شکل دمکراتیک شود.

این تحلیلگر در گفت وگوی خود با شفقنا به نقش مرجعیت شیعی در عراق اشاره کرد و گفت: حضرت آیت الله سیستانی در طول یازده سال اخیر، یک تنه توانسته با درایت و مدیریت بحران خود، وحدت ملی و تمامیت ارضی عراق را تامین کرده، از حریم تشیع نگهبانی کرده و در هفته‌های اخیر، مانع پیروزی جنگ روانی و تبلیغاتی گروه داعش و حامیان سعودی آن دسته شده و در کمال آرامش و بدون تشویق به انتقام یا خون ریزی و با متانت و برنامه ریزی امکان حمله به بغداد و عتبات مقدسه شیعه در نجف، کربلا و سامرا را از آنان بگیرد. جایگاه سیستانی، چه از نظر معنوی و دینی و چه از نظر سیاسی و استراتژیک، در تاریخ معاصر عراق و منطقه، درخشان وبی‌بدیل است.

متن گفت وگوی شفقنا با مجید تفرشی، تاریخ نگار و پژوهشگر را بخوانید:

*در وقایع امروز خاورمیانه، ردپای سه موضوع قرارداد سایکسپیکو، طرح خاورمیانه بزرگ و نظریه برخورد تمدن‌ها به نوعی دیده می‌شود. سایکس– پیکو بعد از سقوط عثمانی، منطقه را به دو حوزه نفوذ بریتانیا و فرانسه تقسیم کرد و اگر روسیه این قرارداد را علنی نمی‌کرد چه بسا هنوز مشخص نبود چرا مرزهای لرزان خاورمیانه به این شکل طراحی شده‌اند؛ امروز به نظر می‌رسد قدرت‌های جهانی غایب در آن قرارداد به دنبال سهم خواهی جدید هستند و شاید رفتار روسیه و آمریکا در سوریه و هم اکنون در عراق و در مواردی کوتاه آمدن در برابر یکدیگر گواهی از آن باشد. اگرچه دوره قراردادهای سری و پنهانی گذشته اما آیا احتمال توافقات پشت پرده بین قدرت‌های جهانی برای تجزیه کشورهای کنونی منطقه خاورمیانه و ایجاد مرزهای جدید وجود دارد؟

تفرشی: توافق‌های پشت پرده، بخش تفکیک ناپذیری از جهان سیاست، مذاکرات دیپلماتیک و راهبردهای بین‌المللی است. به گمان من، دولت‌ها یا حکومت‌های قدرتمند جهان، یا دست کم عناصری در میان آنان، بر اساس آموزه‌ها و نیاتی گوناگون، علاقه مند به تجزیه برخی از کشورهای خاورمیانه و تغییر مرزهای جغرافیایی کشورهای این منطقه هستند ولی به نظر می‌رسد که دست کم در این منطقه و دست کم در کوتاه مدت و میان مدت، عزم قدرت‌های بزرگ بر تجزیه کشورهای موجود یا تغییر مرزهای جغرافیایی نیست. با این همه، سیاست راهبردی قدرت‌های بزرگ را نباید این گونه تعریف و تقسیم‌بندی کرد. برای این قدرت‌ها، مرزهای جغرافیایی دیگر کشورها و تمامیت ارضی آنان نه امری مقدس و غیرقابل تغییر است و نه لزوما امری لازم به تغییر. در واقع، این منافع ملی، منطقه‌ای و جهانی قدرت‌های بزرگ است که تعیین کننده نگاه و رویکرد آنان به مرزها و تمامیت ارضی دیگران است.

باید دانست که این توجه و تاکید قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای به منافع ملی و راهبردی خود، همیشه لزوما در تضاد با منافع دیگر کشورها نیست و گاه به دلایل مختلفی و در زمان‌های خاصی می‌تواند در اشتراک یا دست کم در نزدیکی با منافع دیگر کشورها هم باشد. برای نمونه، امروز قدرت‌های بزرگ جهانی، حداقل در یک سیاست کوتاه مدت و میان مدت و در مواضع آشکار خود، خواهان حفظ یک‌پارچگی و تمامیت ارضی عراق و مخالف تجزیه آن کشور هستند و در این مورد با ایران و حکومت عراق اشتراک دیدگاه دارند. یا آمریکا و شرکای اروپایی و عرب آن، مدت‌هاست که با کارت اقلیت‌های قومی و دینی و گروه‌های تجزیه طلب در جهت اعمال فشار به ایران بازی کرده و می‌کنند ولی این امکان وجود دارد که با تثبیت سیاست جدی تنش زدایی دولت جدید ایران، استفاده از این سیاست و اهرم فشار نیز تغییر کرده یا دست کم کاهش یابد.

* در طرح خاورمیانه بزرگ که کاندولیزا رایس مطرح کرد، مرزهای ملی کشورها از بین رفته و با هویت دادن به قومیت‌ها مرزهای جدیدی ایجاد شده است. در نقشه همین طرح مشاهده می‌شود که عراق به بخش عراق سنی، عراق شیعه و کردستان تبدیل شده است. آیا آنچه امروز در عراق رخ می‌دهد نتیجه طبیعی چنین طرح از پیش تعیین شده‌ای است؟ اگر بپذیریم بر اساس این طرح، قدرت‌های جهانی نسبت به تجزیه کشورهای منطقه خاورمیانه علاقه مند هستند، در اینجا نقش قدرت‌های منطقه‌یی و کشورهای ذی‌نفع مثل ایران و ترکیه چگونه تعریف می‌شود و با توجه به نفوذ ایران در عراق آیا امکان و اجازه تجزیه به قومیت‌های این کشور داده می‌شود؟

تفرشی: اولا باید بگویم که کاندولیزا رایس وزیر خارجه پیشین آمریکا نخستین کسی نبوده که طرح خاورمیانه بزرگ و سیاست بزرگ راهبردی واشنگتن در این منطقه را تبیین و اعلام کرده است. پیش از او هم از جانب اندیشمندان و هم از جانب سیاستمداران مختلف غربی دیدگاه‌های مشابهی در این موضوع در برهه‌های مختلف تاریخی ارایه شده بود. با این همه، رایس را شاید تئوریسین نسخه جدیدی از این دست سیاست‌ها دانست. دیدگاه رایس در واقع نشانگر نظر بخشی از ارکان سیاست‌گران نومحافظه‌کار آمریکایی و غربی، بیشتر در دوران حکومت جورج بوش پسر و تاحدی اکنون است. این رویکرد تا حد زیادی منطبق با راهبردهای ایران هراسی و ایران ستیزی از یک سو و اتحاد و ائتلاف گسست ناپذیر با پادشاهی سعودی و متحدان منطقه ای آن کشور بود ولی اکنون به دلایل مختلفی شرایط منطقه و جهان دچار تغییراتی شده است.

گسترش اسلام سلفی/ وهابی و تندرو صادر شده از سعودی و دیگر کشورهای عرب منطقه، ناکامی بخش‌هایی از سیاست‌های منزوی کردن، نادیده گرفتن و تضعیف ایران در منطقه و جامعه بین‌المللی، قدرت گرفتن ایران در افغانستان و عراق، به عنوان دو منطقه فتح شده توسط نیروهای متحد آمریکا در سال‌های۲۰۰۱ و ۲۰۰۳، شکست رویاهای آمریکا و اروپا در نابود کردن دولت حافظ اسد در سوریه و تضعیف و انزوای حماس و حزب الله و همچنین سرد شدن نسبی مناسبات قبلا غیرقابل تضعیف و ناگسستنی واشینگتن و ریاض، همه موجب شدند تا در این دیدگاه خاص برای چند تکه شدن عراق تجدیدنظر شود.البته این شاید به معنای آن نباشد که آمریکا و متحدانش با همه قوا و با هر وسیله‌ای بتوانند و بخواهند مانع تجزیه عراق شوند. ولی در حال حاضر توان و تلاش آنان در جهت حفظ منافع خود در منطقه از طریق حفظ تمامیت ارضی عراق است.

*درصورت بروز هرگونه تغییر در نقشه عراق و تقسیم آن به سه منطقه، میزان نفوذ قدرت های جهانی در هر یک از بخش‌ها به چه شکل خواهد بود؟ توزیع نامتوازن ثروت و منابع خداداد در عراق چه بر سرنوشت مردم آن مناطق خواهد آورد چون به نظر می‌رسد در صورت چنین تقسیم بندی بخش سنی از کمترین منابع و ثروت برخوردار خواهد بود و مشکلات اقتصادی بیشتری خواهد داشت. همچنین این نوع تقسیم بندی چه تاثیری در تمامیت ارضی و امنیت ملی کشورهای همسایه به ویژه ایران و ترکیه خواهد داشت؟

تفرشی: دست کم از حدود نیم قرن قبل، بخشی از گروه‌های کرد معارض در داخل عراق، به خصوص حزب دمکرات کردستان عراق و خانواده ملا مصطفی بارزانی در اندیشه جدایی از عراق بوده‌اند. آنان بر این باور بودند که عراق کنونی اساسا یک کشور مصنوعی بوده و مرزهای آن نیز مرزهایی تحمیلی از سوی بریتانیا بوده و قابل تغییر هستند. در جریان سرنگونی حکومت بعثی صدام حسین در سال ۲۰۰۳ و در جریان تقسیم قدرت سیاسی، کردها چون به چیزی بیش از توقع خود دست یافتند، اندیشه تجزیه تا مدتی کنار رفت و مطرح نشد. تا زمانی که جلال طالبانی رییس جمهور عراق به طور جدی بیمار و در عمل کنار نرفته بود و گروه تحت امر وی، اتحادیه میهنی کردستان عراق، دچار ضعف و تشتت جدی نشده بود، این دیدگاه تجزیه طلبانه در مجموع دست بالا را در سیاست تقابل یا تعامل بین گروهها و جناح‌های مطرح در عراق را نداشت.

در یکی دو سال اخیر بیماری طالبانی، تشتت در رهبری اتحادیه میهنی به همراه مشکلات داخلی و خارجی دولت نوری المالکی و چالش‌ها و اختلاف نظراتش با حکومت بارزانیها در اقلیم کردستان و همچنین تفتین و اعمال نفوذ دولت‌های اسراییل و عربستان موجب شد، تا اندیشه تجزیه عراق بار دیگر به طور جدی مطرح شود. در حال حاضر کردها تنها جریان جدی خواهان جدایی در عراق هستند، ولی اگر این اتفاق جدی آماده اجرا شد، آن گاه اقلیت سنی نیز بر اساس تجربه چندین دهه حکومت بر اقلیت شیعه و حمایت های آشکار و نهانی که از سوی اعراب منطقه و به خصوص سعودی دریافت می‌کنند، خواستار جدایی از عراق کنونی خواهند شد. تشکیل یک کردستان مستقل در همسایگی ایران، از هیچ نظری به صلاح منافع ملی کشور ما نیست و تنها می توان از آن به اسراییلی جدید و منبع ناآرامی و تروریسم در این بخش یاد کرد.

فراموش نکنیم که اولا جمهوری ترکیه نیز همچنان به هیچ وجه خواهان استقلال کردستان عراق نبوده و مقامات آنکارا بارها جلوگیری از تشکیل یک حکومت مستقل کرد در عراق را مخالف منافع ملی خود دانسته‌اند.به نظر تهران و آنکارا یک حکوت کرد مستقل هم کانون ناامنی در منطقه است و هم موجب تحریک کردهای ایران و ترکیه. در هفته‌های اخیر، تندروان مطقه خاورمیانه تلاش داشته‌اند تا نشان دهند تشکیل یک کشور کردستان مستقل، خطری برای تهران یا آنکارا نبوده و نیست. ثانیا، در بین نیروهای کرد، گروههای تندرو حامی عربستان و سلفی گری و تروریسم وجود دارد که بسیار بعید است به راحتی اجازه تاسیس و اداره آرام یک کردستان مستقل را بدهند. باید بدانیم که سیاست رسمی پادشاهی سعودی مقابله با تروریسم و افراطی گری در داخل کشور خود و تجهیز و آماده سازی گروه‌های تندرو برای فعالیت افراطی احتمالی در دیگر کشورهای منطقه بوده است.

در هفته‌های اخیر، در یک اقدام حساب شده و کارزار تبلیغی- توجیهی هماهنگ، برخی از نویسندگان و تحلیلگران رسانه‌ای و دانشگاهی علاقه مند به تجزیه عراق و استقلال اقلیم کردستان، در خاورمیانه و غرب تلاش داشته‌اند تا با توجیهات اقتصادی، امنیتی، راهبردی و سیاسی به افکار عمومی و سیاستگران بین‌المللی و منطقه‌ای، به خصوص در ایران و ترکیه بقبولانند که فرآیند تجزیه طلبانه مورد علاقه حزب دمکرات کردستان عراق و حکومت اقلیم کردستان، نه تنها ضرر و خطری برای آن دو کشور ندارد، بلکه حتی در نهایت و در دراز مدت به سود آنکارا و تهران نیز هست. حقیقت این امر هر چه باشد، در عالم واقع اما، فعلا آن دو حکومت به گزینه تجزیه عراق و ایجاد یک کردستان مستقل دوست و متحد اسراییل در کنار سرزمین‌های خود نمی‎اندیشند و آن را مغایر با منافع بدیهی ملی و راهبردی و دکترین راهبردی خود می‌دانند.

*طبق نظریه برخورد تمدن‌های هانتینگتون، یکی از عوامل بی‌ثباتی «حرکت‏ها و جنبش‏هاى اسلامى که به «بنیادگرایى» شناخته شده و عموماً با دو انگیزه سیاسى (مبارزه با سلطه بیگانه) و دینى (بازگشت به اسلام) صورت مى‏گیرد» است و دیگری «وقوع درگیرى‏هاى قومى که از دو نوع بیرون نیست: محلى و درون‏تمدنى، یا میان‏تمدنى و بر روى خطوط گسل» است؛ هم اکنون شاهد رشد این گروه های بنیادگرا در منطقه هستیم و درگیری‌های قومی و حساسیت در خطوط گسل یعنی اختلافات شیعه و سنی در اوج خود به سر می‌برد. از آن جایی که این نظریه همواره مدنظر سیاست خارجی آمریکا بوده و برای حفظ تمدن غرب ایجاد حساسیت در گسل ها پیشنهاد شده است، آیا می‌توان نتیجه گرفت آنچه امروز در عراق رخ می دهد نتیجه پیگیری از نظریه و وقوع آن است؟ یعنی آیا آنچه امروز شاهدیم برون زا و در نتیجه سیاست های بیرونی است یا بروز این اختلافات و افراط‌گری ها درون زا و نتیجه ناآگاهی و ناتوانی تحلیل و سیاست ورزی در عراق و منطقه است؟

تفرشی: در دو تا سه دهه اخیر، نظریات و آموزه‌های راهبردی اندیشمندانی مانند ساموئل هانتینگتون به دقت مورد توجه و نظر سیاستگران و حاکمان آمریکایی بوده و هست. ولی این بدان معنا نیست که این دیدگاه‌های مهم و راهبردی، بی‌کم و کاست، به صورت یک نقشه راه غیرقابل تغییر و مو به مو توسط رهبران واشینگتن اجرا شده و می‌شود. چنان که اتوفن بیسمارک صدراعظم قرن نامدار نوزدهم آلمانی گفته، سیاست هنر ممکنات است. درست است که به طور سنتی و کلاسیک، سلطه گران و استعمار کنندگان غربی در مناطق شرق از ابزار تفرقه بینداز و حکومت کن و جنگ فرقه‌ها و مذاهب بهره‌ها برده‌اند، ولی شیوه این رفتار آنان همواره یک سان نیست. اکنونبا توجه به تحولات اخیر منطقه و برخی رویکردهای دولت باراک اوباما، روش و منش اعمال قدرت در خاورمیانه، دست کم در ظاهر، تاحدی دچار دگردیسی شده است.

برای نمونه، در تحولات اخیر عراق ما با یک گروه وحشی ضدمردمی تخریب‌گر تندروی سلفی به نام داعش مواجه هستیم که شدیدا و آشکارا مورد حمایت سعودیان عرب و کشورهای متحد و تابع آن قرار دارند. البته این به معنای تنها عمل کردن داعش نیست. ائتلافی از مزدوران حقوق‌بگیر حرفه‌ای، بعثیان فراری و ناراضی و سنیانی در کنار داعش عمل می کنند که حاضر به پذیرش قواعد بازی و رفتن زیر بار حکومت اکثریت شیعه، آن هم پس از چندین دهه حکومت و ظلم آشکار اقلیت سنی بر شیعیان نیستند. در این معرکه، آمریکا تلاش دارد تا با ایجاد تفرقه در صفوف احزاب شیعی و تضعیف حکومت اکثریت شیعه، بر اساس مصالح سعودی، و نه عراق، و البته در پوشش مصالح موجود منطقه و عراق، امتیازهای بیشتری برای اقلیت زیاده خواه بگیرد و مانع وحدت و تحقق اراده اکثریت حاکم به شکل دمکراتیک شود.

البته در این میان گزارش‌های مختلفی وجود دارد که عنوان می‌کند، پیشروی‌های داعش در مناطق غیرکرد و عدم تعرض کردها به آنان یا داعش به کردهای عراق، حاصل یک توافق پنهانی نوشته یا شفاهی پیشاپیش بین کردها و داعش برای عدم تعرض متقابل و حفظ حدود و حریم یکدیگر بوده است. چه این فرضیه واقعا صحت داشته باشد و چه نه، اکنون با شدت گرفتن استقلال خواهی و جداسری توسط سران اقلیم کردستان، حمایت علنی و تمام قد شیمون پرز رییس جمهور و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر و دیگر مسوولان نظامی و امنیتی اسراییل از این مطالبه رهبران اقلیم کردستان عراق و اصرار برای باز پس ندادن شهر آزاد شده کرکوک به دولت مرکزی بغداد توسط نظامیان کرد، ظاهرا خواسته یا ناخواسته و دست کم تا این جا، پیروز میدان نبرد داعش و شیعیان، حکومت خودمختار بارزانی بوده است.

*با توجه به اینکه در سوریه هنوز اوضاع، نابسامان است و کردها گاهی سخن از مناطق تحت نفوذ در آن کشور می‌گویند و آنچه در عراق در حال وقوع است و سخنان روزهای گذشته بارزانی که از تجزیه عراق به نوعی استقبال کرده و عراق را در مرحله فروپاشی می داند، فکر می‌کنید تولد کشور جدیدی در منطقه احتمال دارد؟ موضع ایران و ترکیه چگونه خواهد بود؟ تجزیه کشور عراق به سه منطقه دقیقا به سود کدام یک از قدرت ها خواهد بود؟

تفرشی: به بخش‌هایی از این سوال قبلا پاسخ دادم. وضعیت کردها در سوریه، ترکیه و ایران به شدت با وضعیت کردها در عراق متفاوت است. اتفاقا به نظر می‌رسد که کردهای آن سه کشور تمایل چندانی به استقلال کردستان عراق نداشته باشند. به ویژه در مورد کردهای سوریه که اکنون به عنوان متحد دولت بشار اسد و یکی از جناح‌های جدی مبارزه با گروه‌های سلفی مورد حمایت سعودی عمل کرده و می‌کنند. حاکمیت کنونی عراق به دلایل مختلفی که بخشی از آن داخلی و ناشی از خوب عمل نکردن دولت مالکی است و بخشی ناشی از فشارها و مداخلات سعودی و دیگر کشورهای تاثیرگذار در منطقه بحرانی است. ولی در حال فروپاشی خواندن حکومت عراق امری است که زاییده ذهن کسانی است که خواستار تجزیه عراق به هر قیمتی و از بین بردن حق حاکمیت طبیعی و بدیهی دمکراتیک اکثریت شیعه در آن کشور و تبدیل عراق به نمونه‌ای دیگر از دیکتاتوری اقلیت همچون بحرین هستند.

در این جا باید به نقش تاثیرگذار و تاریخی مرجع اعلای جهان تشیع آیت الله العظمی سید علی سیستانی اشاره کنم که به عنوان یک چهره به شدت تاثیرگذار و دارای دامنه و عمق نفوذ فراوان، که ضمنا هیچ گونه بلندپروازی شخصی و گروهی در آن کشور ندارد اشاره کنم. او، در طول یازده سال اخیر، یک تنه توانسته با درایت و مدیریت بحران خود، وحدت ملی و تمامیت ارضی عراق را تامین کرده، از حریم تشیع نگهبانی کرده و در هفته‌های اخیر، مانع پیروزی جنگ روانی و تبلیغاتی گروه داعش و حامیان سعودی آن دسته شده و در کمال آرامش و بدون تشویق به انتقام یا خون ریزی و با متانت و برنامه ریزی امکان حمله به بغداد و عتبات مقدسه شیعه در نجف، کربلا و سامرا را از آنان بگیرد. جایگاه سیستانی، چه از نظر معنوی و دینی و چه از نظر سیاسی و استراتژیک، در تاریخ معاصر عراق و منطقه، درخشان و بی‌بدیل است.

*از آن جایی که بحث‌هایی مثل خاورمیانه بزرگ پس زمینه اقتصادی دارند و آمریکا برای تامین منابع انرژی خود در دهه‌های آینده ناچار به افزایش نفوذ خود در مناطق استراتژیک است و از آن جایی که اهمیت ژئواکونومیکی مناطق تعیین کننده سیاست های قدرتهاست و جای اهمیت ژئوپلیتیکی را گرفته است، فکر می‌کنید تجزیه عراق و تشکیل قسمت شیعی که بیشترین تسلط را بر خلیج فارس خواهد داشت، می تواند تامین کننده منافع غرب باشد و آیا ایران نمی‌تواند در این منطقه نفوذ بیشتری داشته باشد؟ ایا احتمال همکاری ایران و آمریکا برای افزایش نفوذ در عراق و همسو شدن منافع آنها امکان دارد؟

تفرشی: اینکه تجزیه احتمالی و فرضی عراق ممکن است نهایتا به سود آمریکا یا ایران بوده و این دو کشور را در منطقه به هم نزدیک کند، اموری فرضی و گمانه‌زنی‌هایی بدون پایه و اساس است. به فرض وجود احتمال وقوع چنین فرآیندهایی، خطرات ناشی از تجزیه عراق و استقلال اقلیم کردستان، در حال حاضر به مراتب بیشتر از فواید احتمالی آن است. اکنون به نظر می‌رسد که پس از چهل و چند سال برنامه ریزی و هزینه، این اسراییل است که به دلایل اقتصادی و راهبردی مدافع استقلال کردستان و شکسته شدن تمامیت ارضی عراق است. این سعودی و هم‌پیمانانش هستند که در تلاش هستند تا قدرت اکثریت شیعه عراق را از آنان گرفته و آب رفته را به جوی بازگردانده و اقلیت سنی را مجددا در عراق حاکم کنند. دشمنان عراق می خواهند این‌گونه القا کنند که اکثریت شیعه اراده‌ای برای تامین حقوق اقلیت‌ها نداشته و تنها راه چاره تجزیه آن کشور است.

به نظر می‌رسد که حکومت پادشاهی سعودی اکنون سیاستی را در پیش گرفته که در داخل خاک خود به شدت با تروریسم، افراطی‌گری و القاعده و همفکران آن بجنگد، ولی با صرف پول و تهیه امکانات بی حد وحساب، به رشد و گسترش فعالیت آنان در دیگر کشورها کمک کرده و عملا خود را به صدر جدول حامیان منطقه‌ای دهشت افکنی، ایجاد کنندگان ناامنی، افراطی‌گری، بربریت و تروریسم برساند.این تداوم سیاست تلاش همه جانبه برای تامین امنیت و آسایش و صلح و ثبات در داخل سعودی و ایجاد ناامنی و جنگ و بی‌ثباتی برای دیگران از جمله در عراق و سوریه و یمن است.

گفت وگو از زاگرس بهشتی

نوشته شده توسط خط امام در دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۴ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.