از شریعتی تا برزیل

اسطوره ستیزی…

به قلم : مهدی سادات شجاعی
در یک ماه اخیر با وجود جنایات گسترده گروهک تروریستی داعش در عراق ، کشتار ناجوانمردانه مردم مظلوم غزه توسط جانوران صهیونیست ، اعتراضات گسترده هواداران عبدالله عبدالله به انتخابات افغانستان و دهها خبر دیگر که در شرایط عادی میتوانست در صدر اخبار ملل جهان قرار گیرد ، نگاه اکثریت مردم جهان به برزیل بود و بازیهای جام جهانی .
اینکه در این شرایط و کشتارها و قتل عام های گسترده آنقدر بوق ها و فریاد تماشاگران فوتبال در برزیل آنقدر بلند بوده که فریاد تظلم خواهی مظلومین بی دفاع غزه و عراق در آن گم شده است موضوع این مقال نیست.
موضوع جالب و قابل تامل نحوه برخورد هواداران فوتبال با تحقیر تیم های بزرگ که هر کدام شناسنامه ای به بلندای تاریخ طولانی این ورزش مهیج دارند و به نوعی سمبل و نماد آن محسوب میگردند.
از انگلستان وایتالیا و پرتغال گرفته تا برزیل و در آخر هم آرژانتین.
در اینکه همه این تیم ها نه تنها در کشورهای خود بلکه در تمامی جهان طرفداران زیادی دارند هیچ شکی نیست و مطمئنا باخت و حذف هر کدام موجبات خوشحالی هواداران تیم رقیب را فراهم می آورد اما خورد شدن اسطوره ها هرگز زیبا نیست.
با نگاهی به پیامک های ارسالی در چند روز اخیر که قطعا آمار لبخند شیرینی بر لب روسای اوپراتورهای موجود در کشور مینشاند ، و مقایسه آن با پیامک های چندین ساله اخیر در مورد معلم شهید” دکتر علی شریعتی” در می یابیم که ما ایرانیان از شکست اسطوره ها لذت میبریم ، که اوقات فراغتمان را پر میکنند، که اسباب تفاخر میشود، که ادوات کری خوانی و …
دکتر شریعتی ، در عین اینکه یکی از بزرگترین متفکران و اسلام شناسان قرن معاصر ایران زمین میباشد ، یکی از مظلوم ترین بزرگان کشورمان میباشد که زمانی حب ایشان اسباب تفاخر است و دیگر روز بغض نسبت به ایشان.
هر کس به دنبال شهرت بود، خواندن کتب ایشان را رزومه میکرد و از حج میگفت و کویر ، و گاهی سوزاندن و از بین بردن همان حج و کویر میشد باعث شهرت دیگری.
آری، همینها مهر تاییدیست بر اسطوره بودن شریعتی.
اسطوره نشانی دولتی و یا مدرکی دانشگاهی نیست که بکوبند بر سینه و شخصی را اسطوره بنامند.
بودند کسانی که تعدد مدالهای بین المللیشان را از صدا و سیما جار زدند و بارها از طرف فلان و بهمان القاب گردن کلفتی گرفتند ، اما مردم “تختی” را “جهان پهلوان ” خواندند و اسطوره اش نامیدند.
تختی شکست خورد، کشته شد، یا به دست خود یا دیگری اما
هنوز هم جهان پهلوان تختیست . هنوز هم اسطوره است.
دکتر شریعتی نیز توسط مردم بلندا یافت که نظام مستبد او را میخواست ، با مدرک دانشگاهی از فرانسه در روستاهای خراسان و برای تدریس در پایه ابتدایی.
شاید بتوان مهمترین دلیل تاخت بر دکتر شریعتی ، خصوصا در یک سال اخیر را همین اسطوره ستیزی نامید.
سنگ بنای آن از کجاست الله اعلم ، اما بسیاری قد بلندی دیگران را برنمیتابند.
شاید منبع و سود برنده معنوی این اسطوره کشی با هجمه هایی که بر تیم های بارسلونا و برزیل . مسی و … متفاوت باشد (که برنده مادی آن قطعا اوپراتورهای تلفن همراه میباشند) اما نحوه برخورد با این اسطوره ها توسط ما مردم یکیست.
بارسلونا را با آن قدمت و آنهمه افتخار، تیمی که در دهه اخیر به عقیده اکثر کارشناسان فوتبال زیباترین فوتبال تاریخ را به معرض نمایش گذاشته بود ، با آن همه هوادار در سراسر دنیا وآنهمه بذر امید که در دل کودکان آفریقایی میکارد را به واسطه یک سال عدم دستیابی به افتخار میکوبیم که دوره اش تمام شد و پیامک میسازیم که بارسا مرد.
جالب است که عدم موفقیت تیم های دیگر در مقابل بارسلونا را سبب انزجار خود میدانیم که فوتبال با بارسلونا به تمسخر گرفته شد و هیچ تیمی توانایی مقابله با او را نداشت و … و جالب تر است که هر چیزی نقصانش مایه تمسخر و شکستنش است و این تیم نکات مثبتش.
ما نیز متوقع نیستیم که تیم های دیگر خود را بالا کشیده و هم سطح شوند ، بلکه بارسلونا باید پایین بیاید و خورد شود تا با بقیه هم تراز گردد.
جام جهانی اخیر نیز بستری بود برای کشتن اسطوره ها.
زمانی که ایتالیا با ۴ قهرمانی و انگلستان که خود از ابداع کنندگان این ورزش بوده حذف شد، بسیاری خندیدند اما تحقیر برزیل تنها توسط ارتش آلمان و سپس لاله های نارنجی صورت نگرفت.
برزیل در اینجا هم تحقیر شد.
با اینکه به هیچ عنوان هوادار چند آتشه برزیل نبوده و نیستم اما با هر گلی که میخورد دیواری از باورهای کودکیم فرو میریخت .
برزیل ، نماد فوتبال، با پله که بسیاری او را برترین بازیکن تاریخ میدانند، رونالدو که تا یک هفته پیش رکورد دار گلزنی در جام های جهانی بود و برنده دو بار توپ طلای جهان، با روماریو اسطوره گلزنی در فوتبال باشگاهی، با به به تو با ان قیچی های زیبا، با ریوالدوی محجوب و توپ طلایی که برد، با رونالدینهو که تماشای تکنیک ناب فوتبال را به ما هدیه داد، با کارلوس با آن شوتهای ویرانگر، با کاکا که فرمانده ای بود در میانه زمین ، با کافو ، دونگا،دنیلسون،تافارل و . . . تحقیر شد.
توسط من و مایی که هنوز پستی و بلندی را درک نکرده ایم.
برزیل بود که فوتبال زیبا را به هم نسلان ما نشان داد، فوتبال برزیلی ضرب المثلی شده بود در بازیهای کودکیمان.
گاه خود را کارلوس میدیدیم وگاه رونالدو و روماریو.
برزیل را آوردیم در سطح تیم های محلی خودمان اما به این فکر نکردیم که کودک ۹ ساله ای که الان به تیمی عشق میورزد ، چگونه و با چه ضمانتی رویای کودکیش را شکل دهد با این همه تناقض؟؟
کوچه ها را خالی و خالیتر کردیم.
همه بازیهای کامپیوتری و اتفاقا کمتر هم فوتبال کامپیوتری هم بازی میکنند.
تفنگی برمیدارند و خون میریزند و اکنون کشته شدن کودکان غزه و این خونریزیها به چشمانشان آشناست. تعجب نمیکنند و تاسف نمیخورند .
حال که اینها را مینوسم مسابقه بین تیم های آلمان و آرژانتین تازه تمام شد و آلمان جام قهرمانی را کسب کرد.
فرداست که پیامک های آرژانتین و مسی و … رد و بدل شود.
جام جهانی با همه تلخی ها و شیرینی هایش تمام شد اما
بیایید به اسطوره ها احترام بگذاریم.

نوشته شده توسط خط امام در سه شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۵:۱۶ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.