کدام سزاوارتر است ، سفیر سوریه یا اسرائیل؟
کدام سزاوارتر است ، سفیر سوریه یا اسرائیل؟

خط امام : “نزدیک به دو ماه پیش دولت اردن سفير سوريه در این کشور را به دلیل نقض عرف های دیپلماتیک از طریق توهین به اردن و ابراز شک و تردید نسبت به مواضع این کشور، اخراج کرد، این در حالی است که با وجود رابطه برادرانه و تاريخی ميان ملت های اردن و […]

خط امام : “نزدیک به دو ماه پیش دولت اردن سفير سوريه در این کشور را به دلیل نقض عرف های دیپلماتیک از طریق توهین به اردن و ابراز شک و تردید نسبت به مواضع این کشور، اخراج کرد، این در حالی است که با وجود رابطه برادرانه و تاريخی ميان ملت های اردن و فلسطين که فداکاری های اردنی ها در حمایت از سرزمین های مقدس گواه آن می باشد، به نظر می رسد جان شهروندان فلسطینی ساکن نوار غزه از جمله کودکان و غیر نظامیان بی گناه که به وسیله نیروهای اسرائیلی قتل عام شده و از ابتدایی ترین حقوق خود محروم گشته اند، آن قدر برای دولت اردن ارزش ندارند که این دولت دست به یک تصمیم شجاعانه بزند و سفير اسرائيل در امان را اخراج کند.”

“حسان سعید پاشا”، پژوهشگر و حقوقدان اردنی در مقاله ای که تحت عنوان “کدام یک سزاوارتر است، اخراج سفیر سوریه یا سفیر اسرائیل؟” روی پایگاه اینترنتی روزنامه فرا منطقه ای “رای الیوم” قرار گرفته، با اشاره به تهاجم وحشیانه ارتش رژیم صهیونیستی به نوار “غزه” و کشتار صدها تن از شهروندان بی گناه فلسطینی طی یک هفته اخیر و ضمن یادآوری اخراج سفير سوريه در اردن در اواخر ماه مه گذشته به دلیل آنچه نقض عرف های دیپلماتیک عنوان شد، بر این مسئله تاکید کرده که دولت اردن باید در راستای حمایت از ساکنان “غزه” در مقابل اقدامات وحشیانه رژیم صهیونیستی، سفیر این رژیم در “امان” را هر چه زودتر اخراج کند، جایی که در مقاله خود آورده است:

«نزدیک به دو ماه پیش بود که دولت اردن از طریق وزير امور خارجه خود، اخراج “بهجت سليمان”، سفير سوريه در “امان” را خواستار شده و بر اساس آنچه اعلام شد، دلیل اخراج سفیر سوری نقض عرف های دیپلماتیک از سوی وی با توهین به اردن و ابراز شک و تردید در قبال مواضع این کشور بود.

با این حال، روابط میان اردن و سوريه پیش و پس از اخراج “بهجت سليمان”، برای هر دو طرف همچنان دارای ویژگی خاص و عمق استراتژیک بوده، چرا که مرحله کنونی یک مرحله حساس به شمار می آید که طی آن سوريه شاهد اوضاع نابسامان داخلی و درگیری هایی بوده که آواره شدن شمار زیادی از شهروندان این کشور و پناهنده شدن بسیاری از آنها به کشورهای همسایه از جمله اردن را در پی داشته است.

این در حالی است که اردن نیز با وجود کمبود منابع و تاثیر منفی بحران سوریه بر اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن، باز هم در حد توان خود به پناهندگان سوری کمک کرده و می کند و به رغم شرایط پیش آمده، روابط دوستانه میان دو کشور حفظ شده و اردن به اخرج سفیر سوریه در “امان” بسنده کرد.

در سوی مقابل و بر اساس ادیان آسمانی و قوانین و مقررات بین المللی، تهاجم کنونی نیروهای اسرائیلی به نوار “غزه” و اجرای بسیاری از عمليات های نظامی بر علیه کودکان، کهنسالان و زنان غیر نظامی و بی گناه ساکن این نوار، فاجعه ای بر علیه بشریت به شمار می آید، با این حال اسرائيل برای نقض حقوق بشر اهمیتی قائل نیست.

در همین حال، فرآیند تكرار حملات اسرائيل بر نوار “غزه” نشانه آن است که اسرائيلی ها همچنان از “جنبش مقاومت اسلامی فلسطین” (حماس) می ترسند و نگران سلاح های این جنبش هستند، افزایش عمليات نظامی زمینی و هوایی در مدت اخیر نیز گواه آن است که اسرائيل اطلاعاتی مبنی بر افزایش تسلیحات “حماس”، دستیابی این جنبش به سلاح های جديد و یا فعالیت آن برای توسعه برخی موشک ها را به دست آورده و این در حالی است که پرتاب موشک به سوی برخی مناطق در اسرائيل نیز نشان داد که موشک های مورد استفاده “حماس” در جنگ کنونی، دارای برد بیشتری نسبت به موشک های پیشین این جنبش هستند.

علاوه بر این، تحولات جاری در برخی کشورهای جهان عرب به ویژه درگیری های داخلی در عراق و سوريه و تسلط گروه “دولت اسلامی در عراق و شام” (داعش) بر مناطق زیادی در این دو کشور، نگرانی برخی دیگر از کشورهای عربی به ویژه کشورهای همسایه عراق و سوريه از ورود درگیری به خاک آنها و همچنین اعلام این مسئله از سوی اسرائيل که قصد دارد بدون توجه به قوانين و مقررات بین المللی، دیواری حائل میان خود و اردن بسازد، باعث شدند که اسرائیل از ترس ورود درگیری، خشونت و تروریسم به سرزمین های اشغالی و در معرض تهدید قرار گرفتن امنیت خود، مرحله کنونی را بهترین زمان برای حمله به جنبش “حماس” قلمداد کند و در این راه از نابودی کامل نوار “غزه” نیز ابایی نداشته باشد.

در واقع اسرائيل حتی اگر از تسلیحات جنبش “حماس” نیز آگاه و مطلع باشد، باز نمی تواند توجیهی برای کشتار افراد بی گناه، نقض حقوق غیر نظامیان و زیر پا گذاشتن توافقنامه های بین المللی با استفاده از خشونت غیر موجه و ارتكاب جنایت های وحشتناک داشته باشد، چرا که تهاجم کنونی اسرائیل به نوار “غزه” چیزی جز جنایت بر علیه بشریت نبوده و دست زدن به چنین جنایتی آن هم در ماه مبارک رمضان، تحریک احساسات تمامی مسلمانان جهان را در پی دارد.

هنگامی که “بهار عربی” به راه افتاد و سرنگونی بسیاری از رهبران جهان عرب را به دنبال داشت، برخی از کشورهای عربی دست به اخراج سفرای کشورهای شاهد انقلاب زده و برخی از سفرای کشورهای انقلابی نیز در اعتراض به نقض حقوق بشر در کشورهایشان، جدایی خود از نظام حاکم را اعلام کردند، این در حالی است که در ابتدا عراق به بهانه داشتن سلاح هایی شیمیایی که تاکنون پیدا نشده اند، ویران شده و پس از آن نیز، کل منطقه ویران گشت.

از سوی دیگر، رابطه ميان ملت های اردن و فلسطين یک رابطه خونی و برادرانه قديمی و تاريخی بوده و هست، در واقع رابطه میان این دو ملت بسیار بزرگتر از آن است که دشمن بتواند با تلاش های خود آنها را از یکدیگر جدا کند، جایی که مواضع ملت اردن در حمایت از برداران خود در فلسطين و فداکاری های آنها در سرزمین های مقدس که ریخته شدن خون شمار زیادی از شهدای اردنی در خاک فلسطین را در پی داشته، چیزی جز گواه و نشانه عمق رابطه میان دو ملت نیست.

بنابراین در پایان باید گفت که صدور بیانیه های محکومیت، انتقاد و مخالفت از سوی تمامی نهادهای دولتی و بین المللی بس است، آیا برداران ما در نوار “غزه”، قتل عام آنها و نقض ابتدایی ترین حقوقشان به دست نیروهای اسرائیلی و همچنین کشتار کودکان و غیر نظامیان بی گناه ارزش آن را ندارند که دولت اردن دست به یک تصمیم شجاعانه بزند و سفير اسرائيل در “امان” را اخراج کند؟»

ترجمه از “شفقنا”