یادگار امام: با زور نمى شود با مسائل و نابسامانی هاى فرهنگى برخورد کرد
یادگار امام: با زور نمى شود با مسائل و نابسامانی هاى فرهنگى برخورد کرد

خط امام : حجت الاسلام و المسیلمین سید احمد خمینی، در روز 12 شهریور سال 1370 پذیرای جمعی از خانواده هاى شهداى شهرستانهاى خمین، جیرفت و قشرهاى مختلف امت حزب اللّه از سراسر کشور بود. ایشان در این دیدار محور صحبت هایشان را بر مسائل فرهنگی قرار دادند و تاکید کردند که با زور نمی شود […]

خط امام : حجت الاسلام و المسیلمین سید احمد خمینی، در روز 12 شهریور سال 1370 پذیرای جمعی از خانواده هاى شهداى شهرستانهاى خمین، جیرفت و قشرهاى مختلف امت حزب اللّه از سراسر کشور بود. ایشان در این دیدار محور صحبت هایشان را بر مسائل فرهنگی قرار دادند و تاکید کردند که با زور نمی شود با مسائل و نابسامانی های فرهنگی برخورد نمود. متن کامل سخنان یادگار اماما را در این دیدار می خوایند:

بسم اللّه  الرحمن الرحیم

قبل از پیروزى شکوهمند انقلاب اسلامى در مردم تغییرات عمیق روحى به وجود آمد و خیل لشکریان حضرت امام(س) را به وجود آوردند. عدۀ قلیلى بى تفاوت بودند و اصولاً کارى به مرزبندیهاى انقلاب و ضد انقلاب نداشتند، عده اى هم برخلاف مسیر انقلاب حرکت مى کردند.

بعد از پیروزى انقلاب به خاطر جوّ انقلابى حاکم بر ایران، زنان و مردانى که تا آن روز حاضر به هماهنگى و همگامى با ارزشهاى انقلاب نشده بودند یا به خاطر تغییراتى که در ضمیرشان صورت گرفته بود و یا به خاطر حفظ ظواهر به ناچار خود را با انقلاب سازگار نشان دادند. با شروع جنگ تحمیلى فضاى جهادى و بسیجى حاکم بر کشور موجب شد تا به غیر از همان دسته هاى خاص در تمامى زمینه ها مردم انقلابى تر شدند. در دوران بعد از پیروزى انقلاب و قبل از جنگ تحمیلى بحثهاى گوناگونى در زمینه هاى فرهنگى مى شد و عده اى خیال مى کردند با زور مى شود با مسائل و نابسامانیهاى فرهنگى برخورد کرد، ولى در همان موقع اینجانب مى گفتم که برخورد با مسائل فرهنگى، بررسى همه جانبه مى خواهد تا همۀ آحاد ملت اسلامى بدانند که چهارچوب و شاخص فرهنگ ناب محمدى چیست؟ اگر ما یک میزان را مشخص نکنیم چگونه مى توانیم توقع داشته باشیم که همه مردم به ارزشها و اعتقادات اسلامى احترام بگذارند.

امروز مسئولین دستگاههاى فرهنگى موظفند محدوده هاى فرهنگ اسلام و انقلاب را به صراحت مشخص کنند؛ بدین معنى که آیا باید مبارزه با فرهنگ ضد اسلامى را از مبارزه با فرهنگ غیر اسلامى جدا دانست و یا هر دو را یکى فرض کرد؟ اگر مبارزه با فرهنگ غیر اسلامى هم مدنظر باشد تحقیقاً با دشواریهاى بسیار زیادى مواجه خواهیم بود، چرا که با عواطف گوناگون جامعه باید برخورد کنیم. مقوله هایى مانند سینما، کتاب، نقاشى، موسیقى محلى، شکل لباس و دهها نمونه دیگر را مى توان برشمرد که ممکن است غیر اسلامى باشند، مسلماً هستند کسانى که به این نوع مقوله ها معتقدند و حساسیتهاى ملى، قومى و مذهبى مى تواند تنها یکى از صدها موردى باشد که در این فرض باید با آن برخورد کرد.

امروز رسالت عمده دستگاههاى فرهنگى کشور برخورد هوشیارانه با فرهنگ تهاجمى و ضد اسلامى دشمنان انقلاب اسلامى است. مبارزه با فرهنگ تهاجمى و ضد اسلامى و پدیده هایى که منجر به ضد اسلامى شدن جوّ فرهنگى حاکم بر کشور مى شود؛ از مسائل مهم نظام و انقلاب ماست. کشش جوانان اعم از دختر و پسر در مقابل جذبه هاى پرزرق و برق دنیایى، خوشگذرانى، بى قید زندگى کردن در دوران بحرانى جوانى و نوجوانى یک غریزۀ فطرى هدایت نشده است، مخصوصاً اگر جنبۀ شعارى و مبارزاتى به خود بگیرد، یعنى حکومتى مثل ما با آن مخالفت کند به عنوان ژستى روشنفکرمآبانه و مترقى براى عیاشیها و خوشگذرانیهاى فسادبرانگیز تبلور خواهد یافت و این از مسائل و معضلات تلخ جامعۀ ماست.

شیوع فیلمهاى مبتذل، ویدئوها، امواج رادیویى مروّج فرهنگ غربى و شاهنشاهى و پیامهاى رواج دهنده تفکر ضد دینى به وسیله امواج صوتى و تصویرى، کتابها، مجلات از یک طرف و نبودن کتاب، فیلم و نشریات و مجلات فراگیر و مبتنى بر ارزشهاى الهى انقلاب اسلامى و عدم رواج جاذبه هاى مشروع از مسائل مهم و اساسى است که باید بدان توجه کرد و چاره اى عاجل براى آن اندیشید.

برخورد خشن و احساس برانگیز با مفاسد سطحى و زودگذر و رهایى بى چون و چراى مفاسد عمیق و ماناى اقتصادى اجتماعى، سیاسى و فرهنگى، همچنین عدم هماهنگى و وحدت رویه بین نهادها و حزب اللّه  عزیز براى برخورد با مفاسد در تمامى شئون جامعه و نداشتن خطوط سیاسى روشن و صریح در برخورد با رشوه بگیران و چاپلوسان و معرکه گیران قلم بمزد و مروجین ابتذال خود داستان دیگرى دارد که باید به موقع به آن هم پرداخت. از همه مهمتر دلسرد شدن حزب اللّه  عزیز در مقابله با فساد به اشکال گوناگون همه و همه دردهاى جامعه اسلامى مان است، یقیناً بدون حضور آحاد امت حزب اللّه  در صحنه هاى مبارزه با فساد هرگز دولت به نتیجه مطلوب نخواهد رسید، چرا که کار گسترده است و باید براى مقابله با ابتذال فرهنگى از مردم کمک گرفت.

در عرصۀ فرهنگى، دشمنان انقلاب و نظام همیشه با تبلیغات فریبنده موفق شده اند اهداف خود را عملى کنند. آنان هرگز از شلاق و زور بهره اى نبرده اند. ما شلاق داشته ایم و با ابزارهاى تبلیغى که در اختیار داشته ایم کار اصولى فرهنگى نکرده ایم و از این حیث متأسفانه از دشمنان انقلاب و نظام عقب هستیم.

به قول یکى از دوستان، امروز اگر کسى بیاید و از مسئولین ما کتابى را تقاضا کند که جواب اشکالها و شبهه هایش داده شود، ما باز کتابهاى شهید مطهرى را به او خواهیم داد. مثلاً در مورد زنان ما فوراً به او مى گوییم کتاب نظام حقوق زن در اسلام و همین طور سایر کتابهاى ایشان در سایر موارد، که به احتمال قریب به یقین استاد شهید مطهرى با آن فکر خلاقشان ممکن بود امروز حل خیلى از مسائل عملى را که بعد از تشکیل حکومت با آن گرفتار هستیم به آن مى افزودند و یا بعضى از مسائل کتاب را اصلاح یا حذف مى کردند. ما در طول سیزده سال بعد از پیروزى چه کرده ایم؟ کدام اثر و کتاب به درد بخور و مشکل گشا را نوشته ایم و یا داده ایم که بنویسند؟ ممکن است کتابهایى نوشته باشند، اما در مقابل سیل تهاجمات فرهنگى بسیار اندک است.

علل دلسردى مردم در مبارزه با مفاسد اجتماعى و اخلاقى بسیار است. زمانى که مبارزه با رژیم شاه اوج گرفت، مردم کوچه و بازار گرد روحانیونى جمع شدند که حرف امام را به گوششان مى رساندند. همه با هم دریک صف مبارزه مى کردند. همه با هم در حسینیه ها جمع مى شدند. منزل و محراب روحانى میعادگاه مردان حق و حقیقت و جهاد، و روحانى محل امام محل بود. هرچه مى گفت مردم حق مى دانستند و براى اجراى آن سر از پا نمى شناختند. مبارزات اوج گرفت. مردم از گرد روحانیان بى تفاوت و ضد انقلاب پراکنده شدند و به روحانیانى که حق مى گفتند پیوستند. روحانیت مبارز و آگاه نقطه اصلى قیام شد. الحق که آنان همه با تمام توان در کنار مردم براى برپایى حکومت اسلامى براى هر نوع فداکارى حاضر بودند. روحانیان مرتجع استدلالشان بُرّایى نداشت، لذا آنها منزوى و طرد شدند. مردم و روحانیان جهادگر و مبارزین حق و حقیقت پیروز شدند. شاه رفت، امام آمد. این مبارزه ادامه یافت، تا اینکه جنگ برملت ما تحمیل شد. با شروع جنگ فضاى کشورمان یکپارچه شور و احساس شد. شعارها قوّت بیشترى گرفت. مرگ بر امریکا، مرگ بر شوروى، مرگ بر اسرائیل، جنگ با صدام، مبارزه با مرتجعین خلیج فارس، مبارزه با سرمایه داران زالوصفت، همه و همه موجب مى شد که مردم شور وحال بیشترى در استمرار راه خود پیدا کنند. امام(س) راه را مشخص کرده بودند: «یا رهایى یا شهادت». فشار، سختى شهادت و ایثار، از بین رفتن اموال و انفس براى مردم توجیه بسیار منطقى داشت. مردم همه مشکلات را پذیرفتند و راه سخت مبارزه را انتخاب کردند. فقر بر رفاه برترى پیدا کرد، چرا که امام فرموده بودند یک موى کوخ نشینها برهمه کاخ نشینها برترى دارد.[1] بودند افراد بسیارى که فرزندان خود را به رزمگاه بردند و براى شهادت سایر فرزندان خود از امام طلب دعا داشتند. چه بسیار نوجوانان پرشورى که سن شناسنامه اى خود را زیاد مى کردند تا بتوانند در جبهه هاى نبرد و قرارگاههاى رزم با دشمن حاضر شوند. روحانیان مجاهد بعد از پیروزى انقلاب جذب نظام شدند و هرکدام در گوشه اى مشغول کار شدند و زحمات زیادى کشیدند و مى کشند.

ضد انقلاب با کمک استکبار دست به ترور روحانیان بزرگوار زد. انفجار حزب جمهورى اسلامى، نخست وزیرى و ترور شخصیتهاى سیاسى، مذهبى و ترور ائمه جمعه از موارد قابل اشاره است. ناچار روحانیون مسئول به محافظ پناه بردند و حفاظت خود را به آنها سپردند و نطفه جدایى از مردم بسته شد. دیگر محافظین اجازه نمى دادند شخصیتهاى روحانى میان مردم بروند. بزرگترین ضرر ترورها جدا کردن مسئولین روحانى از مردم بود. این جدایى کم کم کار خود را انجام داد و مسئولین روحانى به راحتى نمى توانستند حرف دل مردم را بشنوند. از طرف دیگر پاسدار و حفاظت داشتن، خود ژستى شد و تشریفات خلق و خوى خلقى بودن روحانیان مبارز را تغییر داد. دیگر روحانیان مسئول مانند مردم جنوب شهر در صف اتوبوس نمى ایستند. منازلشان با منازل پابرهنه ها همخوانى ندارد. خورد و خوراک آنها مثل مردم نیست. مسافرتها، وضع زن و بچه بکلى تغییر کرده است و بالاخره تجمل جاى درویشى را گرفت. فریاد امام و رهبر انقلاب بلند شد. بعضیها ظاهر قصه را کمى تغییر مى دهند تا آب از آسیاب بیفتد. خیال مى کنند تشریفات فقط ماشین بنز است که در آن مى نشینند، درحالى که تشریفات تنها این نیست. تشریفات در تفکر ما رسوخ کرده است. هر قدم انحرافى بعد از چندى قُبح خودش را از دست مى دهد و معتقد مى شویم که اینکه چیزى نیست. در این موقع است که به قول امام مردم با خود مى گویند نکند پشت کتاب چیزهایى نوشته شده است که ما نمى دانیم.[2] روحانیون ضد انقلاب و مرتجع سربرآوردند و مریدانى را که روحانیان انقلابى جذب کرده بودند دوباره دور خود جمع کردند. این بار حرفهاى آنها و مخالفتهاى آنها براى مریدان قدیمى شان قابل فهم بود. لذا اگر بعضى از روحانیانى که قبل از انقلاب در غم و شادى مردم شریک بودند، همانها که سخنگوى انقلاب بودند، اگر زود به فکر علاج نیفتند خطرى که احساس مى شود ممکن است جدى گردد. اینکه روحانى وقتى حرف از مستضعف مى زند مى گویند شعار مى دهى، به علت این است که خود عمل نمى کند، والاّ اگر خود عمل مى کرد او شعار بى محتوا نمى داد، اگرچه ممکن بود که به حرف او گوش ندهند. به نظر من یکى از علل دلسردى حزب اللّه  عزیز در مقابل مفاسد اجتماعى همین است. این مسأله در غیر روحانى هم هست. ولى من چون یک طلبه هستم قسمت روحانى اش را گفتم و یک غیر روحانى وکیل و یا وزیر قسمتهاى دیگرش را بگوید. این اُس اساس است. دیروز سختیهاى مبارزه با مردم تقسیم مى شد و مردم گرم در مبارزه بى امان مى شدند، ولى امروز امتیازهاى حکومت با مردم تقسیم نمى شود. لذا حزب اللّه  حساسیت و دلگرمى قبل را ندارد. البته بحث برسر حزب اللهى که اعتقادش محکم است نیست؛ که او با خدایش و امامش پیمان بسته است تا همیشه در

مقابل سختیها و فریبها بایستد و هرگز قدمى کوتاه نیاید.

از طرف دیگر حرفهاى ملایم بعضى از مسئولین نظام در برابر غرب بخصوص امریکا و سرمایه داران زالوصفت زمینه را براى مؤمنینى که در کوچه و خیابان در فراز و نشیب انقلاب دنبال امام و نظام بودند مهیا مى سازد تا مورد طمع دشمن قرار گیرند. رادیوهاى بیگانه با بزرگ کردن ناملایمتها جوّ حاکم برنظام را به گونه اى ترسیم مى کنند که گویى نظام و فرزندان امام از خط و روش امام جدا شده اند و راه دیگرى را مى پیمایند.

پرخاش روزنامه ها به یکدیگر، افشاگرى بدون تحقیق، حمله به مسئولین مورد اعتماد مردم، به جوّ عدم اعتماد دامن مى زند. اعمال بعضى از مسئولین از قبیل نشستن با سرمایه داران فرارى در امریکا که با این سخن امام که روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتى نداشته و نخواهد داشت.[3]

و دفاع تبلیغى سراسرى از این حرکت نادرست از جمله چیزهایى است که حزب اللهى را دلسرد مى کند. عدم هماهنگى با بعضى از مواضع رهبرى معظم که در زمان امام هم اتفاق مى افتاد و عدم اعتراض تبلیغى سراسرى و یا حتى موردى موجب مى شود که عده اى از فرزندان انقلاب در حوزه ها و دانشگاهها و محافل سیاسى معتقد شوند که این عدم هماهنگى، خود سیاست مورد قبولى است که به امام در زمان امام صدمه مى زد و به رهبرى معظم در این زمان.

اینها همه و همه مورد سؤال و اعتراض حزب اللّه  است و این کم خطرى نیست. اثرهاى این موضعگیریها و رفت و آمدهاى بیحساب در دانشگاهها، حوزه ها، کارخانه ها و کوچه و بازار بخصوص محافل سیاسى بازتاب گسترده اى دارد که ممکن است در دراز مدت زیانهاى غیرقابل جبرانى به دنبال داشته باشد. باید کاملاً توجه داشت که براى رسیدن به رفاه اقتصادى شکست سیاسى و اعتقادى نخوریم که در مقایسه با آن رفاه، در سایر زمینه ها ضرر بیشترى عایدمان شود.

من صرفاً به یکى ـ دو مورد روشن اشاره کردم و خواستم بگویم همه چیز را به گردن امریکا انداختن و همۀ ضعفها را به پاى فاکتورهاى خارجى نوشتن و در زیر چتر این شعارها از عیوب خود غافل بودن ساده لوحانه است. امروز همۀ ما موظفیم سیاستهاى اقتصادى دولت را پشتیبانى کنیم و دفاع از دولت وظیفه شرعى همه است، ولى صرف اینکه طرحى از طرف چند اقتصاددان تهیه شده و تنى چند از کسانى که مسائل اقتصادى را مى فهمند آن را تأیید کرده اند، نباید موجب شود تا آخر بر آن پافشارى کنیم. ما باید از جنگ و طرحهاى کارشناسان جنگى و نتیجه جنگ این تجربه و درس را بیاموزیم که باید کارشناسان دولت حتماً براى طرحهاى خود، زمان در نظر گیرند و با شجاعت و صراحت با مردم حرف بزنند و بگویند که تا فلان زمان نتیجه این سیاست اقتصادى چیست، که در صورت عدم موفقیت فوراً فکر اصلاحى کرد و الاّ کار به جایى مى رسد که یک مرتبه متوجه مى شویم که هیچ راهى جز تسلیم در برابر مشکلات نداریم. نتیجه اینکه با وضع اقتصادى مردم و تجمل گرایى روحانیان مبارز و عدم کار فرهنگى درست و

موضعگیریهاى بعضى از مسئولین و ملایمتهاى بى مورد دیگر نباید توقع داشته باشیم همان شور و حال اول انقلاب باقى باشد و مردم در مقابل تنشهاى سیاسى و فرهنگى سر از پا نشناسند و وارد عرصه کارزار با مفاسد اجتماعى و میادین مبارزاتى شوند.

منبع: مجموعه آثار یادگار امام، ج1، ص 684-690