پیوستن به ائتلاف ضد داعش، خطرناک ترین ماجراجویی تاریخ ترکیه
پیوستن به ائتلاف ضد داعش، خطرناک ترین ماجراجویی تاریخ ترکیه

خط امام : “رجب طیب اردوغان که هنگام حمله آمریکا به خاک عراق در سال 2003 میلادی موضع بی طرف را در پیش گرفت و در سال 2011 نیز پس از مدتی تردید و دودلی در نهایت مجبور شد به دلیل عضویت ترکیه در ناتو، از موضع خود دست بکشد و در حمله هوایی این […]

خط امام : “رجب طیب اردوغان که هنگام حمله آمریکا به خاک عراق در سال 2003 میلادی موضع بی طرف را در پیش گرفت و در سال 2011 نیز پس از مدتی تردید و دودلی در نهایت مجبور شد به دلیل عضویت ترکیه در ناتو، از موضع خود دست بکشد و در حمله هوایی این سازمان به خاک لیبی شرکت کند، هم اکنون باید خود را برای هر گونه احتمالی آماده کرده باشد، چرا که رویکردی متفاوت و البته متضاد با موضع گیری های پیشین اتخاذ کرده و این در حالی است که لیبی دور از ترکیه واقع شده و هزاران کیلومتر از آب های دریای مدیترانه میان این دو کشور فاصله انداخته، اما وضعیت در مورد عراق و سوریه کاملا متفاوت بود، جایی که ترکیه با این دو کشور هزاران کیلومتر مرز مشترک دارد و در حالی که آمریکایی ها می توانند همانند کاری که پیشتر در عراق، سومالی و لیبی انجام دادند، با هواپیماها، مشاوران و همدستان خود از منطقه فرار کنند، رئیس جمهوری ترکیه در صورتی که بادها بر وفق مراد نوزند، جایی برای فرار نخواهد داشت.”
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خط امام ، “عبدالباری عطوان”، نویسنده، روزنامه نگار و تحلیلگر برجسته فلسطینی و رئیس و سردبیر روزنامه فرا منطقه ای “رای الیوم”، در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان “رجب طیب اردوغان با پیوستن به ائتلاف آمریکایی جهت نابودی دولت اسلامی، در آستانه خطرناک ترین ماجراجویی در تاریخ خود و ترکیه قرار دارد، آیا پاداش این اقدام سر بشار الاسد می باشد؟ اگر در محاسبات خود اشتباه کرده باشد چی؟ پیامدهای آن بر جبهه داخلی چگونه خواهد بود؟” روی پایگاه اینترنتی این روزنامه قرار گرفته، با اشاره به اینکه “رجب طیب اردوغان”، رئیس جمهوری ترکیه دست از تردید و احتیاط برداشته و تصمیم گرفته که این کشور در ائتلاف بین المللی تشکیل شده از سوی آمریکا جهت مبارزه با گروه تروریستی “داعش” شرکت کند، تاکید کرده که ترکیه با یکی از خطرناک ترین چالش های دوران معاصر خود روبرو است و باید خود را برای مسائلی از قبیل واکنش نظام حاکم در سوریه و انتقام گیری عناصر وابسته به “داعش” آماده کرده باشد، جایی که در مقاله خود آورده است:

«در حال حاضر “رجب طیب اردوغان”، رئیس جمهوری ترکیه در برابر یکی از خطرناک ترین چالش های پیش روی این کشور در تاریخ معاصر آن قرار دارد، جایی که دولت ترکیه روز سه شنبه هفته جاری پیش نویس لایحه ای را به پارلمان این کشور ارائه داد که بر اساس آن، دولت اجازه می یابد نیروی زمینی و هوایی در خاک سوریه به کار بگیرد و به همان ائتلاف آمریکایی بپیوندد که “باراک اوباما”، رئیس جمهوری این کشور آن را با هدف تضعیف گروه “دولت اسلامی” (داعش) به عنوان مقدمه ای برای نابودی کامل این گروه، تشکیل داده است.

در همین راستا، “رجب طیب اردوغان” روز یک شنبه گذشته اعلام کرد که کشورش نمی تواند بیرون از ائتلاف بین المللی مبارزه کننده با گروه “دولت اسلامی” در خاک سوریه و عراق باقی بماند، گفته ای که پایانی برای احتیاط و تردید چند ماه اخیر رئیس جمهوری ترکیه در این رابطه به شمار می آمد.

این در حالی است که پارلمان ترکیه در نشست سرنوشت ساز خود که روز پنج شنبه هفته جاری برگزار می شود، بدون شک درخواست دولت این کشور را تصویب کرده و به “رجب طیب اردوغان” نیز جهت پیوستن به ائتلاف مذکور و آغاز فوری دخالت نظامی در خاک سوریه و عراق چراغ سبز نشان خواهد داد، چرا که حزب حاکم “عدالت و توسعه” (AKP) اکثریت کرسی های پارلمان ترکیه را در اختیار داشته و در نتیجه امکان ندارد به درخواست رهبر این حزب پاسخ منفی داده شود.

در اینجا دو پرسش بسیار مهم مطرح می شوند که پرسش نخست در مورد چگونگی تغییر و تحول ناگهانی در موضع ترکیه از احتیاط مطلق به مشارکت کامل بوده و پرسش دوم نیز در رابطه با چیزی است که رئیس جمهوری این کشور در برابر مشارکت در ائتلاف بین المللی تحت رهبری آمریکا دریافت خواهد کرد؟

در همین راستا، روزنامه نگاران ترک همراه رئیس جمهوری ترکیه در هواپیمای بازگشتی به شهر “آنکارا”، پایتخت این کشور پس از پنج روز اقامت در شهر “نیویورک” آمریکا جهت مشارکت در نشست های مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در گزارش های خود فاش کرده اند که وی یک تماس تلفنی بسیار بااهمیت از “باراک اوباما” دریافت کرده و پس از آن نیز نشستی پشت درهای بسته با “جو بایدن”، معاون رئیس جمهوری آمریکا داشته، بنابراین گمان می رود که “رجب طیب اردوغان” در تماس تلفنی بر سر نمای کلی دخالت در سوریه و عراق با رئیس جمهوری آمریکا به توافق رسیده و جزئیات این مسئله را نیز با معاون وی مورد بررسی قرار داده است.

این در حالی است که بر اساس جزئیات درز کرده به بیرون و رسیده به دست روزنامه نگاران که بازتاب دهنده طرح ترکیه می باشد، می توان این طرح را در سه نقطه اصلی خلاصه کرد که عبارتند از:

نخست: ایجاد منطقه پرواز ممنوع در خاک سوریه با همکاری هواپیماهای جنگنده ائتلاف بین المللی همانند مناطق پرواز ممنوعی که پیشتر در جنوب و شمال عراق ایجاد شدند، به گونه ای که از نزدیک شدن و ورود هواپیماهای جنگنده سوریه به این منطقه جلوگیری شود.

دوم: دخالت نظامی زمینی و هوایی ترکیه جهت بمباران و سپس تسلط بر مناطق تحت کنترل گروه “دولت اسلامی” در استان های “دیر الزور” و “الرقه” و همچنین کمربند جغرافیایی کردنشین در امتداد مرز میان ترکیه و سوریه که از شرقی ترین نقطه این کشور تا غربی ترین نقطه آن ادامه دارد.

سوم: حل همیشگی مناقشه سوریه بر اساس ایجاد یک دولت جدید بر روی خرابه های نظام حاکم کنونی، تقویت مخالفان سوری پس از غربالگری دوباره آنها و همچنین آموزش یگان های نظامی جدید در خاک ترکیه، عربستان سعودی و اردن (قرار است عربستان سعودی پنج هزار تن از عناصر این یگان ها را آموزش دهد و تاکنون گروه نخست از آنها خود را به پایگاه های نظامی این کشور رساده اند)، یگان هایی که هسته اصلی ارتش جدید سوریه به شمار آمده و عناصر آن با دقت هر چه تمام تر و بر اساس همان معیارهایی (بررسی دقیق عناصر از سوی سرویس های اطلاعاتی آمریکا، رژیم صهیونیستی، اردن و تشکیلات خودگردان فلسطین) انتخاب می شوند که پیشتر نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطین در “رام الله” بر اساس آنها و زیر نظر ژنرال آمریکایی “کیت دایتون” (افسر بلندپایه نیروی زمینی آمریکا که پیشتر به عنوان هماهنگ کننده امنیتی میان رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطین فعالیت کرده و بر یگان های زمینی وابسته به این تشکیلات نظارت می کرد) گزینش شدند.

با توجه به آنکه “رجب طیب اردوغان” تاکید کرده که تمامی خواسته هایش مورد موافقت دولت آمریکا قرار گرفته، می توانیم از این مسئله تشخیص بدهیم که شاخص ترین خواسته وی سرنگونی نظام حاکم در سوریه به عنوان “پاداش” دخالت زمینی و هوایی ترکیه در خاک این کشور و عراق در چارچوب ائتلاف تحت رهبری آمریکا می باشد و این بدان معنی است که احتمال دارد احتیاط و تردید رئیس جمهوری ترکیه در پیوستن به ائتلاف مذکور تنها برای بالا بردن قیمت و دستیابی به بزرگترین معامله ممکن بوده به ویژه پس از آنکه توانست تمامی دیپلمات های در بند گروه “دولت اسلامی” (49 دیپلمات موجود در کنسولگری ترکیه در شهر “الموصل”، مرکز استان “نینوی” در شمال غرب عراق که هنگام اشغال این شهر از سوی گروه “داعش” به گروگان گرفته شدند) را آزاد کند، جایی که با تاکید بر این مسئله که ترکیه به ائتلاف آمریکایی نخواهد پیوست، “ابوبکر البغدادی”، رهبر این گروه و عناصر وابسته به آن را فریب داد.

در همین حال، ما نمی دانیم که واکنش نظام حاکم در سوریه به این اقدام ترکیه چه خواهد بود و آیا احتمال دارد همانند تعامل با حملات هوایی اخیر جنگنده های آمریکا به خاک سوریه که حاکمیت این کشور را نقض کرده و پایگاه های عناصر وابسته به گروه های “دولت اسلامی”، “جبهه النصره” و “احرار الشام” را مورد هدف قرار داده، “دمشق” اقدام اخیر “آنکارا” را نیز خطری برای خود تلقی نکند؟ یا اینکه آن را تهدیدی برای خود قلمداد خواهد کرد؟

در واقع، حتی اگر بپذیریم که دولت آمریکا پیش از انجام حملات هوایی به خاک سوریه، نظام حاکم در این کشور را مطلع ساخته و با آن هماهنگ کرده، باز هم برای ما و خیلی های دیگر سخت است که هر گونه هماهنگی قبلی میان دولتمردان “دمشق” و دولت ترکیه بر سر ایجاد منطقه پرواز ممنوع و منطقه حائل در داخل خاک سوریه را پیش بینی و یا تصور کنیم، مگر اینکه معجزه ای پشت پرده روی داده باشد که ما از اصل و اساس آن بی خبر باشیم.

در همین راستا، باید این پرسش را مطرح کرد که اگر دولتمردان سوریه طرح دخالت نظامی ترکیه در خاک این کشور را خصمانه قلمداد کنند، واکنش آنها و هم پیمانانشان در روسیه به این مسئله چگونه خواهد بود؟

در سوی مقابل نیز، به احتمال زیاد موضع گروه های “دولت اسلامی”، “جبهه النصره” و “احرار الشام” در قبال مشارکت ترکیه در ائتلافی که آن را “ائتلاف صلیبی” می نامند، با موضع نظام حاکم در سوریه متفاوت بوده و این گروه ها در موضع گیری های خود دیپلماسی و سر و صدای کمتری نشان خواهند داد.

در واقع، ممکن است گروه “دولت اسلامی” احساس کند که دولتمردان ترکیه آن را فریب داده اند، جایی که گروه مذکور باور کرده بود که این کشور به ائتلاف بین المللی خواهان نابودی آن نخواهد پیوست و در نتیجه گروگان های ترکیه را آزاد کرد.

به همین دلیل نیز احتمال دارد گروه “دولت اسلامی” به انتقام روی بیاورد به ویژه آنکه این گروه تهدید کرده که در صورت پیوستن ترکیه به ائتلاف بین المللی بر علیه آن، فصل گردشگری این کشور را که سالانه بیش از 30 میلیارد دلار برای خزانه دولت درآمدزایی می کند، مورد هدف قرار خواهد داد و مصونیت آرامگاه “سلیمان شاه”، پدربزرگ بنیانگذار “امپراتوری عثمانی” (این آرامگاه در استان “حلب” در شمال غرب سوریه واقع شده اما به دلیل آنکه ترکیه وارث امپراتوری عثمانی به شمار می آید، در “معاهده آنکارا” میان ترکیه و فرانسه در دوران قیمومیت این کشور بر سوریه، محل این آرامگاه به عنوان بخشی جدانشدنی از خاک ترکیه به رسمیت شناخته شد و از آن زمان تاکنون نیروهای ارتش ترکیه مسئولیت حفاظت از آن را بر عهده دارند) را نیز برمی دارد و حتی ممکن است آن را همانند سایر آرامگاه ها و زیارتگاه ها منفجر کند.

در همین حال، “رجب طیب اردوغان” که گفته می شود بسیار زیرک می باشد، باید خود را برای هر گونه احتمالی آماده کرده باشد، چرا که وی امروزه رویکردی متفاوت و البته متضاد با موضع بی طرفانه خود هنگام حمله آمریکا به خاک عراق در سال 2003 میلادی در پیش گرفته، جایی که در آن هنگام با پیوستن به ائتلاف تحت رهبری آمریکا مخالفت کرد و به نمایندگان حزب تحت رهبری خود در پارلمان ترکیه نیز دستور داد به طرح پیوستن این کشور به ائتلاف مذکور و همچنین صدور مجوز استفاده هواپیماهای جنگنده آمریکا از پایگاه هوایی “اینجرلیک” جهت تامین پوشش دموکراتیک و مشروع برای حمله خود، رای منفی بدهند.

علاوه بر این، رئیس جمهوری کنونی ترکیه در سال 2011 میلادی نیز که به عنوان نخست وزیر این کشور فعالیت می کرد، در پیوستن به حمله هوایی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به خاک لیبی جهت سرنگونی نظام سرهنگ “معمر القذافی” که برای بازسازی زیربناهای این کشور پس از سال ها محاصره اقتصادی، قراردادهایی با ارزش تقریبی 30 میلیارد دلار با ترکیه منعقد کرده بود، دچار تردید شد، اما پس از آنکه آمریکایی ها به “رجب طیب اردوغان” متعهد شدند در لیبی جدید از منافع ترکیه محافظت خواهد شد و این مسئله را نیز یادآور شدند که ماده 51 از منشور “ناتو” بر این کشور به عنوان عضو این سازمان ایجاب می کند در حملات آن شرکت داشته باشد، وی مجبور به عقب نشینی از موضع پیشین خود و مشارکت در حمله به خاک لیبی شد.

این در حالی است که قرار بود لیبی جدید کشوری باثبات و شکوفا باشد، اما این مسئله محقق نشد و به احتمال زیاد در آینده نزدیک نیز محقق نخواهد شد، چرا که این کشور از نبود دولت قدرتمند رنج می برد و ممکن است که روی کار آمدن چنین دولتی چندین سال و یا حتی چندین دهه نیز به طول بینجامد.

در پایان باید گفت هر چند که اشتباه کردن در محاسبات امکان پذیر می باشد، اما لیبی همچنان دور از ترکیه واقع شده و هزاران کیلومتر از دریای “مدیترانه” میان این دو کشور فاصله انداخته، با این حال وضعیت در مورد عراق و سوریه کاملا متفاوت است، چرا که ترکیه با این دو کشور هزاران کیلومتر مرز مشترک دارد و در حالی که آمریکایی ها می توانند همانند کاری که در عراق، سومالی و لیبی انجام داده و به زودی در افغانستان انجام می دهند، با هواپیماها، مشاوران و برخی همدستان خود از منطقه فرار کنند، “رجب طیب اردوغان” در صورتی که بادها بر وفق مراد وی نوزند، به کجا فرار خواهد کرد؟»

ترجمه از “شفقنا”