وزیر فقط دغدغه چشمان «سهیلا» را نداشت

می خواهم الگوی همه دختران ایرانی باشم

به قلم : سادات حسینی خواه>>

وزیر بهداشت تازه از سفر تونس بازگشته بود که خبرنگاران اطرافش را گرفتند. وضعیت قربانی اسیدپاشی دغدغه اصحاب رسانه بود اما قاضی زاده هاشمی گفت، هنوز از وضعیت آنان اطلاع دقیقی ندارد و سپس اضافه کرد که امشب به دیدار قربانی اسیدپاشی خواهد رفت.

من که اخبار اولین همایش قائم مقام های روسای دانشگاه های علوم پزشکی در امور مشارکت های اجتماعی در وزارت بهداشت را پوشش می دادم، فکر کردم که پس برای اطلاع گرفتن از وضعیت سلامت قربانیان اسیدپاشی باید چند روز منتظر ماند چون وزیر بهداشت ساعاتی بعد به زنجان سفر دارد.
اما در حال خارج شدن از محل برنامه همایش بودم که گفتند وزیر بهداشت برای معاینه «سهیلا جورکش» یکی از قربانیان اسیدپاشی اصفهان به درمانگاه شهید شوریده می رود.
از ته دل چقدر خوشحال شدم. وزیر بهداشت هرچند هنوز بطور دقیق در چند و چون ماجرا قرار نگرفته بود، اما متعهدانه و بلافاصله به دیدن این دختر می رود که ۲۷ سال از بهار زندگانی اش را گذرانده و می خواهد بهار و بهاران دیگری را با چشمش ببیند.
بلافاصله عازم بیمارستان شهید شوریده شدم؛ سهیلا را با برانکارد و با آمبولانس خصوصی و با تجهیزات کامل از بیمارستان سوختگی شهید مطهری به درمانگاه شهید شوریده منتقل کردند؛ عکاسان و تصویربرداران رسانه های تصویری دور آمبولانس ازدحام کرده بودند.
خودم را آماده کردم تا با دختری روبرو شوم که بدون تقصیر و گناهی، قربانی یک جنایت شوم شده و خودش را باخته و حالا بد می گوید به زندگی.
منتظر ورود یک دختر با آه و ناله فراوان به اتاق معاینه بودم که سهیلا را با صورتی باندپیچی با برانکارد وارد اتاق کردند. همه دوربین ها منتظر بود تا ببینند سهیلا چگونه سخن می گوید و چه می گوید.

165873_924
سهیلا شروع به صحبت کرد و چه غافلگیر شدم وقتی آن همه صلابت و گرمی و شور و شوق و امید به زندگی را در لحن صدایش دیدم.
اولین جملات سهیلا خطاب به وزیر بهداشت درباره چگونگی وقوع حادثه بود، گویا از وزیر بهداشت انتظار داشت تا با این سخنان، عامل اسیدپاشی را بیابد.
می گفت که در خیابان بزرگمهر اصفهان پشت فرمان خودرواش توقف کرد تا به تلفن مادرش پاسخ دهد اما یک موتور دو ترکه با دو سرنشین نزدیک او می شود و به صورت او اسید می پاشد.
به چهره سهیلا نگاه می کردم و تلاش می کردم نمای کلی چهره او را در ذهنم تصور کنم، هرچند عکس او را قبل از اسیدپاشی مادرش نشانم داد؛ صورتی زیبا داشت. حالا بخش هایی از پوست های سوخته و ذوب شده با اسید از زیر باند پیدا بود و چشمانی که پلک نداشت و اگرچه گفته می شد که بینایی چشم راست را از دست داده و چشم چپ تا حدودی بینایی دارد اما در عمق دو چشمش می شد درد را دید و فریادش را شنید و از همه مهم تر نگاه های امیدوارانه و متلمسانه به وزیر بهداشت بود که طی صحبت هایش هر چند جمله یک بار به هاشمی می گفت: بینایی ام را می خواهم؛ بعد از خدا چشمانم را از شما می خواهم. می خواهم زیبایی های زندگی را ببینم.
وزیر بهداشت همواره در برنامه هایش در جمع خبرنگاران اگر سفری در پیش رو داشت برای مصاحبه صبر نمی کرد یا با عجله پاسخ خبرنگاران را می گفت اما امروز چه با حوصله و چقدر دلسوزانه در کنار سهیلا ایستاده بود و به صحبت های او گوش می داد.
سهیلا ادامه می داد: می خواهم الگوی همه دختران ایرانی باشم.
آنجا که سهیلا گفت بعد از اسیدپاشی ۴۵ دقیقه فریاد می کشیده «سوختم، سوختم» و زجر می کشیده و حضرت ابوالفضل(ع) را به کمک می طلبیده، بغضی گلویم را گرفت که این بغض تا امروز هم ادامه دارد.
سهیلا می گفت که زندگی و جوانی از او گرفته شد. می گفت که یک شهروند معمولی، دانشجو و تحصیل کرده بوده. می گفت که به خدا نزدیک بوده. می گفت که «تک دختر» بوده و تاکید می کرد: می خواهم عامل اسیدپاشی را نه تنها به خاطر من به خاطر همه دختران ایرانی پیدا کنید و قصاصش کنید.
سهیلا دوباره تکرار می کرد: می خواهم بینا شوم؛ می خواهم دوباره ببینم اما بینایی چشم راستم از روز اول کمتر شده است. لطفا فقط خودتان چشمان من را جراحی کنید.
قاضی زاده هاشمی در واکنش به درخواست سهیلا جورکش که می خواست فقط او چشمانش را عمل کند، افزود: اجازه دهید که کاری را که بهتر است برای شما انجام شود؛ همینطور قوی باش، ان شاء الله به تدریج حالت خوب می شود.
وزیر بهداشت سووالاتی در مورد وضعیت پیوند پوست سهیلا از پرستار بیمارستان سوختگی مطهری پرسید و چشمان سهیلا را معاینه کرد.
قاضی زاده هاشمی همراه دکتر «محمود جباروند» رییس بیمارستان چشم فارابی و دکتر سیدحسن امامی رضوی قائم مقام وزیر بهداشت در امور دانشگاه ها و تنی چند از مسوولان معاونت درمان وزارت بهداشت آمده بود تا وضعیت درمانی سهیلا به دقت بررسی شود.
وزیر بهداشت خواست تا سهیلا را برای معاینه چشم روی صندلی مخصوص بنشانند اما سهیلا به دلیل پیوند پوست ران نمی توانست راه برود و هنگام جابجایی خیلی آرام ناله کرد: «سوختم».
وزیر بهداشت با تحکم به افرادی که او را جابجا می کردند گفت مراقب باشید تا بدن سهیلا به اطراف تماس نداشته باشد.
سهیلا با سختی روی صندلی معاینه نشست و قاضی زاده هاشمی با طمانینه و تامل بسیار چشمان سهیلا را معاینه کرد و از اینکه تاکنون عمل جراحی اورژانسی روی چشمان سهیلا انجام نشده ابراز تعجب کرد و از تیم همراه خواست بلافاصله عمل جراحی هر دو چشم سهیلا به صورت اورژانسی جراحی شود.
وی مدتی طولانی با همراهان خود صحبت کرد که سهیلا در کدام بیمارستان فارابی یا لبافی نژاد عمل شود.
وزیر بهداشت اما فقط دغدغه چشمان سهیلا را نداشت، بلکه می خواست سهیلا برای ادامه روند درمانی سوختگی پوستش، بهترین خدمات را دریافت کند، زیرا به او گفتند که سهیلا فعلا در بیمارستان سوختگی مطهری در یک اتاق تک نفره بستری است اما ممکن است بیمار دیگری نیز در این اتاق پذیرش شود.
قاضی زاده هاشمی دستور داد تا سهیلا به بیمارستان چمران که مراقبت های بهتری دارد منتقل شود و به والدین سهیلا نیز این اطمینان را داد که تمام اقدامات درمانی لازم برای دخترشان انجام شده و بر عمل چشم او نیز نظارت خواهد داشت.
معاینه سهیلا تمام شد و می خواستند او را به بیمارستان چشم پزشکی فارابی منتقل کنند که وزیر بهداشت با نگرانی پرسید که آیا برای چشمان او پماد نیاورده اید و هنگامی که فهمید پماد نیاورده اند بلافاصله دستور داد این پماد تهیه شده و به چشمان سهیلا بزنند.
وزیر بهداشت با نگرانی زمزمه می کرد کاش شست وشوی چشمان سهیلا در لحظات اولیه اتفاق می افتاد در آنصورت این همه مشکل پیش نمی آمد.
قاضی زاده هاشمی به جباروند رییس بیمارستان چشم فارابی توصیه کرد برای درمان سهیلا از بهترین متخصصان دانشگاه علوم پزشکی تهران استفاده شود و جباروند تاکید کرد که بهترین کارها برای سهیلا انجام خواهد شد.
در این هنگام خبرنگاران از وزیر بهداشت خواستند که ارزیابی خود را از معاینات چشم را جلوی دوربین ها بگوید.
وزیر بهداشت به جای اینکه پاسخ خبرنگاران را بدهد گویا دلش خیلی پر بود که ابتدا از مسوولان خواست مسببان این حادثه شوم را دستگیر کنند و از این خشونت اظهار تاسف کرد و سپس افزود: تامین هزینه های درمانی سهیلا حداقل کاری است که دولت می تواند انجام دهد.
وی درخصوص وضعیت چشمان سهیلا توضیحات دقیقی نداد و فقط تاکید کرد که روند درمان طولانی بوده و نیاز به عمل های متعددی دارد.
در این حین سهیلا را از اتاق خارج کردند؛ به صحبت های وزیر بهداشت گوش می دادم؛ با خودم فکر کردم اگر جای وزیر بهداشت بودم، بیشتر سهیلا را دلداری می دادم و از او دلجویی های بیشتری می کردم چون سهیلا با چشمانی نافذ که داغ یک سنگدلی بر آن خورده بود، امیدوارانه به وزیر بهداشت نگاه می کرد و گویا تنها ناجی حفظ بینایی اش را قاضی زاده هاشمی می دانست.
165871_597فکر می کردم که هرچند وزیر بهداشت به سهیلا با صحبت هایش تسکین داد، اما به نظرم این تسکین ها در فضایی رسمی انجام شد و ای کاش صمیمیت بیشتری از خود نشان می داد.
در این افکار بودم و آرام آرام از درمانگاه شهید شوریده خارج شدم که دیدم آمبولانس سهیلا پایین پله ها توقف کرده و چقدر تعجب کردم که دیدم وزیر بهداشت سوار آمبولانس شده و نزد برانکارد سهیلا در حال دلگرمی دادن به او است.
صحبت هایش را کامل نشنیدم فقط شنیدم که وزیر بهداشت خطاب به سهیلا می گفت نگران نباش امشب برای(نظارت) عمل جراحی می آیم.
خوشحال شدم؛ چون با سهیلا همذات پنداری می کردم و می دانستم که این دلجویی تاثیر زیادی در روحیه فرد دارد و متوجه شدم که وزیر بهداشت دلسوزی داریم که او هم مانند همه مردم در برابر این تراژدی احساسات، احساس وظیفه سنگین تری می کند.
هرچند پزشک معالج سهیلا می گفت که سهیلا علاوه بر سوختگی از نظر روحی و روانی، آسیب های شدیدی دیده اما به عنوان یک دختر ایرانی از صلابت و امیدواری سهیلا در جمع خبرنگاران خرسند شدم و به او افتخار کردم.
سهیلا از ناحیه پیشانی، چشم، بینی، سمت چپ صورت، دست چپ بخشی از دست راست و ران ها و حتی کمر دچار سوختگی شده و حتما از نظر روحی، شوک بزرگی به او وارد شده، اما فکر می کنم همانگونه که خود سهیلا گفت: می خواهم الگوی دختران ایرانی باشم، هم اکنون نیز به الگو و قهرمان دختران ایرانی تبدیل شده است.
وضعیت درمانی سهیلا هر روز پیگیری می شود.
دکتر غفاری فوق تخصص قرنیه درباره آخرین وضعیت درمانی او می گوید: در اثر سوختگی شیمیایی، آسیب ایجادشده جدی و بویژه در چشم راست بیشتر است. چشم چپ وضعیت بهتری دارد و در این مرحله اقدامات اولیه را برای حفظ چشم انجام داده ایم.
وی با ابراز رضایت از نتیجه عمل جراحی افزود: معمولا این بیماران نیاز به چندین مرحله جراحی و اقدامات تکمیلی دارند.
سهیلا برای انجام سایر درمان ها به بیمارستان چمران منتقل شده اما تیم چشم پزشکی فارابی هر روز او را در بیمارستان چمران معاینه می کنند.
وزیر بهداشت پنجشنبه هفته گذشته در جمع خبرنگاران حاضر شد و اعلام کرد که چشم چپ سهیلا ۵۰ درصد بینایی دارد و همچنین اعلام کرد که دستورات لازم برای رسیدگی به مشکلات چشمی سایر قربانیان اسیدپاشی در بیمارستان اصفهان داده شده چون آنها نیز مشکلات چشمی البته نه تا به این حد دارند.
ایرنا

نوشته شده توسط خط امام در یکشنبه, ۰۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۳۸ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.