امام حسین(ع) معیار و شاخصی است برای سنجش هر حاکمیتی که امروز ادعای اسلام می کند
امام حسین(ع) معیار و شاخصی است برای سنجش هر حاکمیتی که امروز ادعای اسلام می کند

خط امام : دکتر صادق آیینه وند، استاد برجسته تاریخ اسلام علاوه بر اینکه ریشه های شکل گیری واقعه عاشورا را برمی شمرد، به امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از اهداف مهم امام حسین(ع) بسیار تأکید می کند و می گوید: حاکمان به دلیل منافع شخصی، ضعف خصلتی و دنیا […]

خط امام : دکتر صادق آیینه وند، استاد برجسته تاریخ اسلام علاوه بر اینکه ریشه های شکل گیری واقعه عاشورا را برمی شمرد، به امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از اهداف مهم امام حسین(ع) بسیار تأکید می کند و می گوید: حاکمان به دلیل منافع شخصی، ضعف خصلتی و دنیا خواهی از سیره رسول خدا(ص) و امام علی(ع) فاصله گرفته اند. وقتی مدیریت جامعه اسلامی دچار انحراف شود، فساد در بدنه جامعه اسلامی رخنه کند و ظلم و زور وجود داشته باشد، امر به معروف در هر زمانی بر هر مسلمانی واجب می شود. امام حسین(ع) دیدند انحراف در حکومت اسلامی پدید آمده، سیره رسول خدا(ص) تحریف شده و یزید می خواهد حاکم اسلامی شود و به مردم زور بگوید بنابراین بر امام حسین(ع) واجب بود که به خلافت وقت امر به معروف کند.

رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، بسیاری از انقلاب ها، حرکت های جهان اسلام و جنبش های شیعی را الگو گرفته از امام حسین(ع) می داند و معتقد است: امام حسین(ع) در همه عصرها و برای همه نسل ها الگوست، اما تا به امروز نتوانستیم از این الگو به درستی بهره برداری کنیم، امام حسین(ع) معیار و شاخصه است و بر اساس این مقیاس و معیار می توانیم بسنجیم هر حاکمیتی در جهان که امروز ادعای اسلامی می کند چه مقدار اسلامی و چه مقدار غیر اسلامی است.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر آیینه وند را بخوانید:

* حوادث تاریخی مانند حلقه های زنجیر، بهم پیوسته هستند و عوامل مختلف در شکل گیری آنها دخیل است و نهضت عاشورا هم از جمله حوادث مهم در تاریخ جهان اسلام است که چرایی و دلایل شکل گیری آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. ابتدا اینکه مبدأ نهضت عاشورا به چه سالی باز می گردد و عوامل تاریخی پیدایش عاشورا مربوط به چه مسایلی بود؟

آیینه وند: حادثه عاشورا بین سال 60 و 61 هجری اتفاق افتاده و اسباب و علل بسیاری دارد؛ یکی اینکه نسل و اصل تغییر یافته و زمینه خاصی پدید آمده بود؛ نسل جدید اصل اول را به خوبی نمی فهمید و درک نمی کرد؛ به تعبیر دیگر ایثار و اخلاص هایی که امام علی(ع) به فرزندانشان داشتند، برای نسل جدید قابل توجه نبود؛ آنها با جهادها، فعالیت های اسلامی، مبارزات و عقاید آشنا نبودند. دلیل دیگر اینکه فتوحات اموال فراوانی را وارد سرزمین های اسلامی کرده و مردم را به دنیا علاقه مند کرده بود، فعالیت ها، مبارزات و اخلاص ها کم شده بود و در حقیقت مردم خدمات و اخلاص خاندان پیامبر را نمی شناختند، نسل جدید نسبت به اسلام بیگانه بود و بین ارزش های اسلامی فاصله افتاده بود.

اگر سن نسل را در نظر بگیریم، نسلی که انقلاب می کند، پدیده ای به وجود می آورد و مصلح انقلابی فعال است، در واقع نسل را به ارث می برد و از آن به نسل دوم تعبیر می شود. نسل سومی هم وجود دارد که نسل غایب است و در حقیقت نسل اول و دوم را قبول ندارد و می خواهد تغییر ایجاد کند. در آن زمان چالش بین نسل ها و عصرها به وجود آمده بود، جامعه اسلامی دچار نسل سوم شده بود که فعالیت های نسل اول و دوم را قبول نداشت. در تاریخ و تمدن هر سی سال را یک نسل می گیرند که ما در آن دوره در آغاز نسل سوم و پایان نسل دوم بودیم. مشکل دیگر این بود که جامعه از فعالیت های جهادی خسته شده بود و علاقه ای نشان نمی داد. بعد از فتوحات و جنگ های رسول خدا، غزه ها و فعالیت های فراوان، جامعه اسلامی دچار یک رکود جنبشی شده بود.

علاوه بر این عوامل که همه برای شکل گیری حادثه عاشورا دست به دست هم داده بودند، امویان زمینه خاصی را ایجاد کرده بودند که با فکر و اندیشه عصر آن روزگار هماهنگ بود و به مطالبات عصر پاسخ می داد؛ مطالباتی که به مصلحت جهان اسلامی نبود و مشکلات بسیاری ایجاد می کرد و پاسخگویی آنها جامعه را به انحراف کشیده بود. معاویه در سخنرانی های خود 20 سال پیش از شهادت امام حسین(ع) مطرح کرده بود که «ما نیامدیم برای شما دین و مذهب بیاوریم یا شما را به نماز و روزه ترغیب کنیم، ما در شرایطی نیستیم که خودمان را با عصر راشدین مقایسه کنیم، ما آمدیم شما را رها کنیم که در امور خودتان آزاد باشید؛ تنها یک خط قرمزی می کشیم که ملاحظه حکومت ها را کنید و ما هم ملاحظه زندگی شما را می کنیم» یعنی حکومت عملا نوعی سکولار شده بود و دیگر دینی نبود. در حقیقت امویان می خواستند مردم تسلیم و تابع آنها باشند، اما کاری به امور مذهبی شان نداشته باشند و از سوی دیگر جهاد عرفی را هم نمی خواستند.

حال 20 سال گذشته بود و وضعیت بدتر و وخیم تر شده بود، جنگ ها، شورش ها، حوادث، جنبش ها و تنش هایی که در جامعه اسلامی خطوط مختلفی را پدید آورده بود؛ یک خط، خط راشدین بود که آل زبیر از آن دم می زد، خط دیگر، خط امویان بود که براساس مصالح و منافع قدرت بود و به تعبیر برخی متفکران معاصر بر اساس غنیمت قبیله و عقیده بود. خط سوم، خط اهل بیت بود که به عنوان دین علیم مطرح می شد؛ این خط بینشی بود که مردم را به مصلحت دین و دنیا حرکت می داد و ارتقا، کرامت و فضایل انسانی را مدنظر داشت. تعداد کسانی که این مساله را درک می کردند بسیار کم بودند چون لازمه این مسیر اخلاص، مبارزه و درک و فهم بالا می خواست؛ اما مردم نه تنها به درک و فهم درستی دست نیافته بودند بلکه به دنیا علاقه مند شده بودند و بنی امیه هم مطالبات دنیایی را برای آنها فراهم کرده بودند.

* بر اساس اسناد تاریخی معاویه ایمان و اعتقادی به اسلام نداشت. او در زمان حکومت خود، در یک شب نشینی با «مغیرة بن شعبه» (یکی از استاندارانش) آرزوی خود را مبنی بر نابودی اسلام با وی در میان گذاشت و این سخن توسط «مطرّف»، پسر مغیرة فاش شد؛ معاویه فسق و فجور فراوانی در حق دین و مردم داشت و مواد صلحنامه با امام حسن(ع) از جمله مشخص نکردن شخص دیگری به جز حسین(ع) به عنوان جانشین را زیر پا گذاشت. سوال این است که چرا امام حسین(ع) در زمان معاویه قیام نکرد و اعتراض امام حسین(ع) به دوران یزید کشیده شد؟

آیینه وند: در زمان معاویه شرایط از نظر تاریخی فراهم نبود و آمادگی نسلی وجود نداشت. امام(ع) در آن زمان به اندازه کافی یار نداشت تا بتواند این حرکت را انجام دهد. دیگر دلیل مهم اینکه امام(ع) بر پیمان میان امام حسن(ع) و معاویه وفادار بود. پس از اینکه معاویه پیمان را نقض کرد، حجت بر امام حسین(ع) تمام شد و یارانی پیدا کرد؛ از سوی دیگر در این زمان بود که بنی امیه فشار خود بر امام حسین(ع) مبنی بر بیعت کردن را افزایش داد و عملا از امام حسین(ع) بیعتی می خواست که صلاحیت و شایستگی آن را نداشت؛ همه این عوامل موجب خروج امام(ع) و قیام ایشان علیه بنی امیه شد.

* دعوتنامه هایی که مردم کوفه به امام حسین(ع) نوشتند و از او دعوت کردند که به کوفه برود و در آنجا حکومت برپا کند بر چه اساسی بود؟ چرا کوفه که یک شهر نظامی و تحت تدابیر شدید امنیتی ابن زیاد بود به این نتیجه رسید که برای امام(ع) دعوتنامه بفرستد؟ چرا پس از اینکه اختناق در این شهر شدت گرفت دعوتنامه ها را پس گرفتند؟

آیینه وند: کوفه شهری بود که مردم آن ولایت امیرالمؤمنین(ع) را داشتند، بخشی جنوبی ها بودند که از یمن آمده بودند، بخشی هم از یاران و شیعیان امام علی(ع) و اصحابشان بودند، وقتی نامه ها نوشته می شد، هنوز ابن زیاد به کوفه نیامده بود و کوفه دست نعمان بن بشیر انصاری بود؛ نعمان یک انسان میانه رو و معتدل بود و نمی خواست اختلافی ایجاد کند، در آن زمان شیعه فعالیت بیشتری داشتند و مکاتباتی را انجام داده بودند، به محض اینکه نامه ها فرستاده شد، عبید الله بن زیاد حاکم کوفه و بصره و منجر به شهادت مسلم شد. ابن زیاد پیمان شکنی کرد و بخشی از نیروهای عمری را به دور خود جمع کرد؛ اگرچه این گروه اقلیت بودند، اما توانستند با زیرکی و شیطنت اکثریت را تسلیم خود کنند. در این میان یکی از مشکلات اصلی این بود که شیعیان با یکدیگر هماهنگ نشده بودند و انسجام تشکیلاتی شان را از دست داده بودند. مختار، هاني‌ بن‌ عروه‌ و سلیمان بن صرد از هم فاصله داشتند و تشکیلات منسجمی نداشتند؛ به همین دلیل شیعیان شکست خوردند و نتوانستند از دعوتی که کرده بودند، پشتیبانی کنند. پس از آن عده ای شهید، برخی زندانی، بعضی فراری و بخشی هم تسلیم بنی امیه شدند و به سوی آنها گرایش پیدا کردند.

* امام حسین(ع) از روز نخست از مدینه با شعار امر به معروف و نهی از منکر حرکت کرد. امر به معروف و نهی از منکر امام(ع) متوجه نوع حکومت داری به نام دین اسلام بود یا صرفا متوجه خلافت وقت بود؟ ایشان در چه زمان و شرایطی امر به معروف و نهی از منکر بر حاکمان را ضروری می دانستند؟

آیینه وند: وقتی مدیریت جامعه اسلامی دچار انحراف شود، فساد در بدنه جامعه اسلامی رخنه کند و ظلم و زوری وجود داشته باشد، امر به معروف در هر زمانی بر هر مسلمانی واجب می شود. امام حسین(ع) دیدند انحراف در حکومت اسلامی پدید آمده، سیره رسول خدا(ص) تحریف شده و یزید می خواهد حاکم اسلامی شود و به مردم زور بگوید بنابراین بر امام حسین(ع) واجب بود که به خلافت وقت امر به معروف کند؛ این امر به معروف زمانی واجب تر می شد که امام(ع) یارانی هم داشته باشد، بنابراین امام(ع) در مقابل حکومت اموی ایستاد و می خواست روش خود را در حکومت ارایه دهد و روش امام(ع) همان سیره رسول خدا(ص) و امام علی(ع) بود. حرکت امام حسین(ع) در حقیقت تحولی رو به جلو بود. اصلاح امور و فاصله گرفتن از سیره رسول خدا(ص) و همچنین رسوخ انحراف در بدنه جامعه و از سوی دیگر فرستادن نزدیک 18 هزار نامه برای امام حسین(ع)، حجیت به امر به معروف را بر امام حسین(ع) تمام کرد.

* امام حسین(ع) پیش از حرکت از مدینه، وصیتنامه ای خطاب به برادرش «محمد حنفیه» نوشت و طی آن علت نهضت خود را اصلاح امور امت اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر، و زنده کردن سیره جدش پیامبر و پدرش علی(ع) معرفی کرد. مفهوم قیام، اصلاح و خروج(هجرت کردن) چه نسبتی با هم دارند و حرکت امام از مکه به سمت کوفه در قالب کدامیک از این مفاهیم جای می گیرد؟

آیینه وند: خروج، قیام و اصلاح مفاهیمی هستند که از صدر اسلام کاربرد داشته است. امام(ع) قیام کردند، به این معنا که در مقابل حکومت ظالم برخاستند. خروج یعنی امام(ع) بر حاکم ظالم خروج کردند. اصلاح هم به روش برمی گردد؛ نوع حرکت امام(ع) قیام، شورش و جنبش بود و همه اینها روشی برای اصلاح، تغییر و تحول حکومت بنی امیه بود و یک حکومت جدیدی براساس سیره رسول خدا(ص) و امام علی(ع) ارایه می داد.

معاویه کلمه خروج و فتنه را به کار برد و منظورش از فتنه این بود کسانی که علیه حکومت مرکزی برمی خیزند و امر به معروف می کنند، کارشان فتنه است یعنی هر کس بر حاکم وقت خروج کند، فتنه گر است و باید با او مقابله کرد و کمترین پاداش او مرگ است. معاویه می گفت مادامی که شما کاری به قدرت ما نداشته باشید ما هم کاری به امور زندگی شما نداریم و در مسایل اجتماعی و شخصی آزاد هستید؛ تنها خط قرمز شما این است که با حکومت در نیفتید و به هیچ وجه نصحیت و امر به معروف و نهی از منکر نکنید.

امام علی تعبیر دیگری از کلمه خروج داشتند، ایشان در نهج البلاغه کلمه فتنه ای را به کار می برند و در حقیقت منظور امیرمؤمنان از فتنه، جنگ داخلی بین مسلمین بر سر مشغول کردن اذهان و برای قدرت طلبی بود. خروج معنی دیگری هم دارد و آن اینکه اگر کسی اصلاح و امر به معروف کند و علیه حاکمیتی شورش کند، آنجا هم کلمه خروج به کار می رود. آن خروج برای اصلاح و این خروج برای مقابله و یک حرکت انقلابی در مقابل سلاطین و حاکمانی بود که از عدالت خارج شده و در سیره رسول خدا(ص) انحراف ایجاد کرده بودند.

* حرکت امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه در قالب کدام مفهوم می گنجد؟

بیشتر به طلب اصلاح بود. امام(ع) می فرمایند: «إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا وَ لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْصْلاحِ فی  أُمَّةِ جَدّی أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ أَنْهی عَنِ المُنْكَرِ وَ أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّی وَ أَبی عَلِی بْنِ أَبيطالب؛ من از روی خودخواهی و خوشگذرانی يا برای  فساد و ستمگری  قيام نكردم، بلكه قيام من برای اصلاح در امّت جدّم است، می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم علی بن ابيطالب عمل كنم» حرکت امام(ع) خروج علیه حاکم مسلط غیر عادل، ظالم و منحرف بود و به این دلیل است که حاکم وقت سیره رسول خدا(ص) را تغییر داده و بدعت ایجاد کرده بود. مصلحت با نخبگان و خبرگان را انتخاب کرده و شایستگی آن را نداشت. حرکت امام(ع) قیام هم بود چرا که ایشان در مقابل حاکمی که ظالم است، باید بایستد و با او مقابله کند. بنابراین در حرکت امام(ع) از مکه به سمت کوفه هر دو تعبیر را می توانیم به کار ببریم.

* در سال 2010 خیزش‌ها و اعتراضات در خاورمیانه و شمال آفریقا آغاز شد و پس از آن موج جدیدی از انقلاب ها در سایر کشورها یکی پس از دیگری به وجود آمد. آیا پیام حرکت امام حسین(ع)، بر انقلاب های منطقه و جهان اسلام تاثیری داشته است؟

آیینه وند: امام حسین(ع) در طول تاریخ الگو بوده است. حتی زبیر از امام(ع) الگو می گیرد حتی مادر ابن زبیر به پسرش می گوید مانند امام حسین(ع) حرکت کند. این نمونه ها نشان می دهد تمام قیام های صدر اسلام به نوعی متاثر از حرکت امام حسین(ع) بود و همه قیام ها مثلا قیام مختار سلیمان بن صرد الگویی از حرکت امام حسین(ع) بود. در عصر معاصر هم امام حسین(ع) نقش و تاثیر فراوانی در جهان اسلام داشت؛ این امر در شعر و ادبیات کاملا رسوخ کرده و مشخص است. انقلاب اسلامی ایران، حرکت های جهان اسلام، جنبش های شیعی در مناطق مختلف، حرکت گاندی و حتی حرکت زیدیان، همه به نوعی متاثر از امام حسین(ع) بود. امام حسین(ع) الگویی بسیار نزدیک به اسلام و اثربخش، نجات بخش، رهایی بخش و الگو بود برای همه کسانی که می خواستند نجات پیدا کنند.

* انقلاب های عصر کنونی از حرکت امام حسین(ع) بیشتر چه پیامی دریافت کردند؟

آیینه وند: پیام امام حسین(ع) مبارزه با ظلم، زدودن انحراف از جامعه و جایگزین کردن یکسری اصول بود. حرکت امام صرفا بهم ریختن نبود. در عین اینکه قیام و خروج بود، اصلاحی هم بود؛ اصلاح یعنی باید جایگزینی پیدا کرد. وقتی امام(ع) می فرمایند: «لطلب الاصلاح» یعنی می خواست چیز جدیدی بگذارد که بدعت ها و انحرافات را بزداید. بنابراین قیام امام(ع) علاوه بر اینکه اصلاح گرانه و الهی بود، بدعت ها را هم از بین برد و جایگزینی بر اساس عدالت و اصول سیره رسول خدا(ص) و امام علی(ع) قرار داد.

* وقتی واقعه خونین عاشورا به وقوع پیوست امام حسین(ع) به سپاه یزید پیام  های متعددی فرستاد و یکی از مهمترین پیام ها این بود که اگر به خدا ایمان ندارید لااقل خود را از قید و بند این دنیا برهانید و اسیر زر و زور و تزویر نگردید و از تهمت به یکدیگر و خط و نشان کشیدن برای هم بپرهیزید. با توجه به اندیشه این چنینی امام حسین(ع)، رفتار حاکمان کشورهای اسلامی تا چه میزان در چارچوب الگوی رفتاری و اخلاقی امام حسین(ع) است؟ موانع موجود را مربوط به چه مسایلی می دانید؟

آیینه وند: اگر نمره قیام امام حسین(ع) را 100 بگیریم، سایر قیام ها نسبت به آن 30 است، حاکمان توان این را ندارند که صددر صد خود را به عنوان حاکم اسلامی معرفی کنند. در جهان اسلام امر به معروف با مشکلات بسیاری روبرو است. امام(ع) می فرماید: «لكم فِيَّ اسوة؛ من برای شما اسوه هستم» یعنی امام حسین(ع) در همه عصرها و برای همه نسل ها الگوست و باید از آن تبعیت کرد و در حقیقت مسیر آن را انتخاب کرد چون بهترین مسیر حرکت جامعی است که دیگر نمی شود به آن ایرادی گرفت و هیچ کس نمی تواند خارج از آن عمل کند. برگزاری مراسم عزاداری برای امام حسین(ع) از نظر اخلاقی عاطفی و دینی بسیار مناسبت است، اما حرکت امام(ع) باید یک امتداد تاریخی داشته باشد. امام حسین(ع) معیار و شاخصه است و براساس این مقیاس و معیار می توانیم بسنجیم هر حاکمیتی در جهان که امروز ادعای اسلامی می کند چه مقدار اسلامی و چه مقدار غیر اسلامی است. نکته دیگر اینکه امروز در زمینه های مختلف باید از حرکت، رفتار و منش امام(ع) الگو گرفت و در برخورد با مسایل مختلف به این موضوع اندیشید که اگر امام(ع) در عصر کنونی بودند، در مقابل با فلان مشکل یا در چنین شرایطی چه مسیری را پیش می گرفتند.

*فرمودید تا به امروز کشورهای اسلامی به خصوص حاکمان تنها 30 درصد از الگوی رفتاری و اخلاقی امام حسین(ع) درس گرفته اند. به نظرتان چه موانعی بر سر راه تحقق صد در صدی این الگوی اخلاقی وجود دارد؟

آیینه وند: علت بسیار است. حاکمان به دلیل منافع شخصی، ضعف خصلتی و دنیا خواهی از سیره رسول خدا(ص) و امام علی(ع) فاصله گرفته اند. از سوی دیگر مردم ضعیف هستند و در این زمینه تمدن ها، افکار و اندیشه های غربی و غیر غربی بسیار تأثیر و نقش داشته است. همه این عوامل دست به دست هم داده اند و حرکت هایی را ایجاد کردند که به طور کامل اسلامی نیست. این یک واقعیت است که دین همیشه برای ما نجات بخش، آزادی بخش و الگوست؛ بنابراین اگر می خواهیم امر به معروف و نهی از منکر مستمر داشته باشیم باید براساس الگوی امام حسین سیره امام علی(ع) و رسول خدا(ص) حرکت کنیم؛ باید تلاش کرد و مستمر مسیر امام حسین(ع) را ادامه داد تا به الگویی 80 درصدی برسیم.

* فرمودید حاکمان را باید همواره امر به معروف کنیم. امر به معروف و نهی از منکر قطعا می تواند از نظر اخلاقی و رفتاری ما را به آنچه که امام حسین(ع) سفارش کردند، نزدیک کند. با توجه به اینکه شما از عدم موفقیت مسلمانان و کشورهای اسلامی در الگوبرداری از امام حسین(ع) اشاره کردید، سوالم این است که آیا مردم در امر به معروف نسبت به حاکمان کم کاری می کنند یا حاکمان نقدپذیر نیستند؟

آیینه وند: هر دو موثر هستند. امر به معروف و نهی از منکر را باید مردم نسبت به حکومت و حکومت نسبت به مردم انجام دهند. امروز که حکومت ها بسیار پیچیده شده اند و از نظر سیستم اداری گسترده هستند شاید امر به معروف و نهی از منکر نسبت به صدر اسلام ساده نباشد بنابراین باید در قالب تشکیلات، دسته ها و مدیریت های خاص انجام شود. یک بخشی از آن را جامعه مدنی از جمله احزاب، تشکلات مدنی، خیریه ها، سازمان های تبلیغاتی و دینی می توانند، انجام دهند. از سوی دیگر حکومت باید تسهیلات فراهم کند تا این تشکیلات بتوانند جامعه را اصلاح کنند. یک بخش دیگر از امر به معروف نیز بر عهده مردم است. بنابراین مردم و حاکمیت ها برای اصلاح شدن، نیاز به امر به معروف دو طرفه دارند.

گفت وگو از سمانه معارف