شيخ احمد كريمه : سلفي ها، حقايق را واژگون جلوه مي دهند
شيخ احمد كريمه : سلفي ها، حقايق را واژگون جلوه مي دهند

خط امام : مشروح گفت و گوی شیخ احمد کریمه با ديلي نيوز مصر را در زیر می خوانید: بيش از 60 سال از تاسيس جمعيت «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» در مصر مي گذرد. موسسه اي که به همت آيت الله شيخ محمدتقي قمي و با حمايت شيخ محمود شلتوت، مفتي اعظم دانشگاه الازهر مصر و […]

خط امام : مشروح گفت و گوی شیخ احمد کریمه با ديلي نيوز مصر را در زیر می خوانید:

بيش از 60 سال از تاسيس جمعيت «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» در مصر مي گذرد. موسسه اي که به همت آيت الله شيخ محمدتقي قمي و با حمايت شيخ محمود شلتوت، مفتي اعظم دانشگاه الازهر مصر و آيت الله بروجردي تاسيس شد و مهم ترين هدف آن نزديکي مذاهب اسلامي و زدودن اختلافات و سوء تفاهمات بين آنها بود. شايد بتوان گفت يکي از معروف ترين نتايج اين اقدامات، صدور فتواي معروف شيخ شلتوت در جواز پيروي اهل سنت از مذاهب اصلي اسلام از جمله شيعه بود که تاثير زيادي در کاهش کدورت هاي تاريخي داشت. متاسفانه بايد گفت بذري که آن زمان کاشته شد هنوز نتوانسته درخت مدارا و وحدت را در خاورميانه به بار آورد و اکنون و در زمانه اي که اختلافات مذهبي که با دخالت هاي بيگانگان و منفعت طلبي کشورهاي منطقه همراه شده، موجب پديد آمدن افراطي ترين گروه هاي خشونت طلب مرتجع شده است. از اين روست که جستجو براي پر طنين کردن صداي انديشمنداني که با تساهلي خردورزانه سعي در کاهش تنش ها و زدودن نگاه هاي افراطي دارند، ضرورتي انکار ناپذير است. در نتيجه، حضور شيخ احمد کريمه، استاد علوم اسلامي دانشگاه الازهر مصر ماه گذشته در ايران و ديدار با علماي حوزه و دانشگاه فرصتي براي تقريب آرا و رفع تنش هاي حاضر در فضاي فکري و مذهبي بين دو کشور بود. حضور اين روحاني مصري (که به مخالفت با افراطيون مذهبي معروف است) در ايران با استقبال مواجه شد که نشان از عزم جدي علما و بزرگان ديني و دانشگاهي ايران در تقويت روحيه صلح جويانه و گفت وگوطلبانه دارد. اما در مصر، اين ديدار با واکنش هاي منفي از طرف مذهبيون افراطي روبه رو شد که نشان از وجود جو خشونت طلبانه و غيرتساهلي، حتي محافل علمي ديني مصر دارد. برجستگي و پررنگ بودن اين مخالفت ها در مصر نشان دهنده راه سخت جمهوري اسلامي ايران براي زدودن تنش هاي مذهبي بين اهل سنت و شيعيان است. در مصاحبه پيش رو که توسط روزنامه ديلي نيوز مصر با کريمه انجام شده، جزئيات بيشتري از فضاي فکري و ديني حاکم بر اين کشور و مشکلاتي را که اين سفر براي کريمه داشته است، مي خوانيد.

دلايل ديدار شما از ايران چه بود؟ آيا شما جزئي از يک هيات رسمي و به عنوان نماينده دانشگاه الازهر بوديد؟
من عضوي از يک هيات رسمي نبودم. به دعوت خصوصي اي که دبيرخانه شوراي عالي حوزه هاي علميه ايران از من براي سفر به آن کشور داشت به ايران رفتم. اولين بار بود که چنين دعوتي را دريافت مي کردم و به مدت يک هفته براي دانشجويان سني و شيعه راجع به فقه تطبيقي اهل سنت سخنراني داشتم.
حوزه هاي علميه در ايران مشابه موسسات تربيت امام جماعت در مصر هستند. من درخواست خود را براي يک مرخصي رسمي به همراه دعوتنامه و برنامه سخنراني در ايران به دانشگاه الازهر تقديم کردم. کساني که براي من دعوتنامه فرستاده بودند نماينده مصر در تهران را نيز از موضوع مطلع کرده بودند.
من درخواست خود را در تاريخ سي و يک آگوست به دانشگاه فرستادم و تا زمان سفرم به ايران در تاريخ ششم سپتامبر منتظر ماندم. اما دانشگاه هيچ گاه مخالفت خود را با اين سفر اعلام نکرد و من آن را به منزله رضايت در نظر گرفتم، بويژه اين که اين فرآيند در تابستان رخ مي داد و من هيچ گونه کلاسي آن موقع نداشتم.
سخنراني هايي درباره فقه شافعي اهل سنت در جمع دانشجويان شيعه داشته ام. همچنين در طول سفرم به ايران از دانشگاه هاي گوناگوني از جمله دانشگاه اديان و مذاهب ديدار کردم. تمام فعاليت هايم در طول سفر جنبه دانشگاهي داشت و در انتهاي ديدارم بر نيت مثبت مصر تاکيد و تلاش مي کردم سوءتفاهم ها را بر طرف کنم.

آيا حوزه هاي علميه ايران تنها ميزبان شيعيان بودند؟
خير. آنها ميزبان هر دو، هم شيعيان و هم اهل تسنن بودند.

آيا شيعيان از سخنراني هاي مربوط به فقه اهل تسنن استقبال مي کردند؟
من شهروند مصر هستم و يک ازهري و از ويژگي هاي سيستم آموزشي ايران اطلاعي ندارم. صرفا براي اداي سخنراني درباره فقه اهل سنت به آنجا دعوت شدم و نمي توانم در مورد اين که آيا شيعيان به صورت عام از اين فقه استقبال مي کنند يا چه دريافتي از آن دارند، اظهار نظر کنم.

چگونه شما با وجود تنش سياسي بين ايران و مصر، به اين نتيجه قطعي رسيديد که آن دعوت را بپذيريد؟
به دليل اين که ايران هم مرز با مصر نيست و هيچ گونه منازعه و تخاصم خاصي بين ايران و مصر وجود ندارد. ما به نمايندگي از دولت هاي حاشيه خليج فارس با ايران در حال مخاصمه نيستيم و اشتباه بزرگي خواهد بود اگر بخواهيم نتايج اقدامات ديگران را به عهده بگيريم.

مخالفت ها و حمله هاي شديدي را که پس از بازگشت از ايران با آنها مواجه شديد چگونه توضيح مي دهيد؟
اينها، تلاش هاي بخشي از اخوان المسلمين و سلفي ها بود براي جبران خرده حساب هايي که با من داشتند. من تنها کسي در الازهر بودم که با آنها مقابله کردم و کتابي درباره اخوان منتشر کردم. همچنين از تروريسم آنها به صورتي آکادميک انتقاد کرده و در رسانه ها و کتاب ها درباه سلفي ها صحبت کرده ام.

اگر اين حملات از سوي سلفي ها و اخوان بوده، چرا شوراي عالي امور اسلامي عضويت شما را به حالت تعليق درآورده است؟
اين شورا، تحت پوشش وزارت اوقاف مذهبي است و کميته هاي تحقيقاتي اي دارد که به دنبال عضويت من هستند. در واقع، آنها به من احتياج دارند، ولي من به اين عضويت احساس نيازي نمي کنم.

چرا عضويت شما به حالت تعليق درآمد؟
آن شبيه يک طرح پيشنهادي است. عوامل اخوان المسلمين در الازهر، وزارت، مراجع و آکادمي تحقيقات اسلامي حضور دارند و من نام آنها را مي دانم و فقط اين اسامي را به مقامات مستقلي که بنا دارند اين عوامل را حذف کنند، خواهم گفت.

آيا با وزارت امور خارجه پيش از سفر به ايران، هماهنگي اي انجام داديد؟
من فقط نماينده مصر در تهران را از موضوع مطلع کردم.

آيا با رهبران شيعه در ايران ملاقاتي داشتيد؟
هدف من از اين سفر جنبه دانشگاهي داشت و با هيچ مقام و رهبر سياسي ملاقاتي نداشتم، اما با رهبران مذهبي ديدارهايي صورت گرفت. اما اکنون بجز روساي اجلاس دعوه، محمد حسن زماني، رايزن فرهنگي سفارت ايران در مصر و حسن ايوب، اسامي ديگران را به خاطر ندارم.

در سخنراني ها آيا از طرف شيعيان به بخش هايي از آنچه شما بيان مي داشتيد، اعتراض هايي صورت گرفت؟
در موضوعاتي همچون معصوميت امامان، اختلاف نظرهايي بود و اعتراض هايي عنوان مي شد.

آيا آنها سخنراني مي کردند يا مناظره؟
در آنجا سخنراني هاي دانشگاهي جريان داشت که با بحث ها و جدل هاي بعدي دنبال مي شد. من از ديدگاه فقه اهل سنت با افراد مخالف و موافق به بحث مي پرداختم.

آيا هدف اين سخنراني ها همگرايي ديدگاه هاي سني و شيعه بود؟
خير، آنها مي خواستند دانشجويان فقه سني را توسط يک استاد سني آموزش دهند. درست همانند يک معلم انگليسي که زبان عربي نمي داند و براي تدريس انگليسي به دانش آموزان مصري استخدام مي شود. همچنين با برخي از سخنرانان شافعي و غيرشافعي در دانشگاه اديان و مذاهب که تنها براي مقاصد دانشگاهي آنجا حضور داشتند، ديدار داشتم.

آيا در دانشگاه الازهر شما مورد بازخواست قرار گرفتيد؟
خير. هنگامي که به دانشگاه بازگشتم کار عادي خود را ادامه دادم. با اين حال آماده هر گونه تحقيق و سوال و جوابي هستم، اگرچه آن را نامعتبر مي دانم.

چه چيزي باعث اين بي اعتباري است؟
مايل هستم دلايل خود را به خاطر برخي مسائل حقوقي مسکوت بگذارم، اما در صورتي که بازي آنها آغاز شود من نيز موضوع را به نحو مقتضي پيش خواهم برد.

آيا به اين دليل نيست که شما درخواست سفر خود را مطرح کرده و به اطلاع مسئولان دانشگاه رسانده بوديد؟
دلايل ديگري هست که به آنها اشاره نمي کنم، در ضمن من يک کميته دفاع تدارک ديده ام تا دلايلي را که بتوانم به آنها تکيه کنم، آماده کنند.

آيا شما اين کميته دفاع را به دليل آن که انتظار تحقيق و تفحص از طرف دانشگاه داشتيد، تشکيل داديد؟
مي دانستم اخوان و سلفي ها حقايق را واژگون جلوه مي دهند و عوامل خود را که در دانشگاه هستند براي اشکال تراشي از من آماده کرده اند. اما من نيز تيمي متشکل از بزرگ ترين مشاوران ارشد در کشور را با خود همراه و هم راي دارم.همچنين گروهي که با من کار مي کنند اطلاعاتي جمع آوري کرده اند که اخوان و سلفي ها را غافلگير خواهد کرد. اين اطلاعات شامل فهرستي از هيات هايي از الازهر است که از ايران ديدار داشته اند و نيز چهار عکس از رهبران الازهر دارم که در جلسه اي با شيعيان لبنان حضور داشته اند که بعضي از آنان اکنون در دانشگاه مشغول کار هستند. به نظرم مساله شيعه و سني نيست، اين دعواها به خاطر احمد کريمه است که حامي رئيس جمهور است. آنها مي خواهند يک طرفدار پر و پا قرص حکومت کنوني را حذف کنند.

آيا اخوان توانايي برانگيختن مخالفت ها با شما را در الازهر دارد؟
اخوان کنترل زيادي بر الازهر و وزارت اوقاف مذهبي دارد و اين که گفته مي شود وزير يک ضد اخواني است، تبليغات نادرست رسانه اي است.

شما از طريق دانشگاه الازهر و وزارت فعلي اوقاف در سلطان نشين عمان فرقه اباضيه را تدريس کرده ايد، اما چرا براي تدريس فقه سني در ايران با حملات اينچنيني مواجه شده ايد؟
کسي به اين تدريس من در عمان اعتراض نکرده است، اما سخنراني مختصري که در ايران داشتم با واکنش منتقدانه عده اي مواجه شده است. اين در حالي است که فقه شيعه در مقطع تحصيلات تکميلي در فقه تطبيقي در الازهر تدريس مي شود و براي دانشجويان دوره هاي کارشناسي ارشد و دکتراي رشته فلسفه شيعه کمک هزينه هايي نيز در نظر گرفته شده است.

آيا به اين ترتيب اين نظريه تائيد نمي شود که در مصر و در سطح اشخاص، حساسيتي نسبت به ايران وجود دارد؟
پژوهشگران و مدرسان نبايد حساسيتي نشان دهند و من به لحاظ سياسي وابستگي اي به شخص خاصي ندارم و اصولابه موضوعات سياسي بي علاقه هستم. دانشگاهيان بايد امکان رشد را به همه نوع بشر بدهند، چنانچه خداوند در سوره توبه مي فرمايد: «اگر هر يک از مشرکان بخواهند تحت حمايت شما قرار گيرد، به او عطا کنيد که شايد به اين وسيله، به سخنان خدا گوش فرا دهد.»

شما پس از بازگشت از ايران تماسي با امام اعظم الازهر داشتيد؟
من احترام زيادي براي امام اعظم قائل هستم و مي دانم او حسن نيت دارد، اما برخي افراد که پيرامون او جمع شده اند نمي خواهند وي با افراد صادق مشورت کند و البته من اسامي آنها را مي دانم.

آيا شما مي خواستيد وي را ببينيد و با مانعي مواجه شديد؟
اين موضوعي نيست که بتوانند مانع ايجاد کنند. من تاکنون سه بار با ايشان ملاقات داشته ام و پيشنهادهايي مطرح کرده ام، اما آنها که اطراف او را گرفته اند تخصص ويژه اي در دور کردن مشاوران صادق دارند. اين يک بيماري قديمي مصري است که رهبرانش توسط عده اي از رجال فاسد محاصره مي شوند.

چرا اين افراد از برپايي جلسه بين شما و امام اعظم جلوگيري مي کنند؟
من وقت خودم را براي درگيري با آنها هدر نمي دهم. آنها نگران موقعيت و جايگاه خود هستند و فقط به اين نوع زندگي فکر مي کنند.

فکر نمي کنيد به اين ترتيب موضوعاتي مهم به خاطر اطرافيانش به اطلاع وي نمي رسد؟
رسالت هر رهبري اين است که بداند پايش را کجا بگذارد، عقل مي گويد اگر وي بداند و بر خطا رود، فاجعه است و اگر نداند که فاجعه بزرگ تري است.

چه چيزي را مي خواهيد به گوش او برسانيد؟
به او خواهم گفت: «و بترس از روزي که به سوي خدا بازمي گردي. آنجا هر شخصي بابت اعمالش پاداش مي بيند، و به ناحق با آنها رفتار نخواهد شد.»

برخي از اين نگرانند که نزديکي به ايران باعث گسترش شيعه در مصر مي شود.
مصر بايد خودش مستقلاتصميم بگيرد و تحت تاثير ديگران نباشد. برخي تنش ها بين ايران و کشورهاي حاشيه خليج فارس نبايد بر مصر تاثيرگذار باشد. بايد از دوران مبارک و سادات عبور کنيم. غير منطقي است که ما با اسرائيل رابطه داشته باشيم و با ايران نه.
با وجود رابطه ما با اسرائيل، مفتي سابق، علي قومّا، پس از ديدار از بيت المقدس بشدت مورد حمله قرار گرفت و آنهايي که به اين ديدار اعتراض داشتند، مشروعيتي براي اشغال اسرائيل قائل نيستند.
ملاقات يک زنداني به معناي رسميت شناختن زندانبان نيست. لازم به ذکر نيست که مفتي، ويزاي اسرائيل را نگرفته بود. هر مسلماني بايد از فلسطينيان حمايت کند، اما اعراب فقط به فکر راحتي خود هستند.

به نظر شما چرا سخنگوي جنبش سلفي ها در تلويزيون به ديدار شما از ايران حمله کرد؟
به اين دليل که او قادر نبود براي بحث هاي آکادميکي که در دو کتابم مطرح کرده ام، پاسخي بدهد و از جدل هاي رسانه اي دوري کند. از اين ضعف است که به دامن شايعات و تبليغات مي غلتند و متاسفانه بسياري از سازمان ها و مقامات نيز فرصت اين فعاليت ها را به آنها مي دهند.

آيا فکر مي کنيد سلفي ها بتوانند اکثريت کرسي هاي انتخابات آينده مجلس را کسب کنند؟
هر شهروندي که اجازه دهد يک سلفي وارد مجلس نمايندگان شود به اين معناست که به گروه داعش اجازه ورود داده است، زيرا سلفي ها هواداران القاعده و داعش هستند. داعش، زاده سلفي گري است.

اما در سخنراني السيسي در سوم جولاي 2013، نماينده حزب النور (وابسته به سلفي ها) حضور داشت؟
حتما دليلي داشته، اما اکنون هر کسي که مي خواهد به امنيت ملي مصر ضربه بزند با سلفي ها متحد مي شود.