ترجیح دادند تاریخ شهادت محمد جواد همیشه مخفی بماند
ترجیح دادند تاریخ شهادت محمد جواد همیشه مخفی بماند

خط امام : فاطمه تندگویان می گوید : محمدجواد در آخرین نامه ای که نوشته بودند آمده بود: من محمد جواد تندگویان، اسیر جنگ هستم و مایل به ارتباط با خانواده ام نیستم. به گزارش خط امام ، فاطمه تندگویان خواهر شهید محمد جواد تندگویان در گفتگوی تفصیلی که به مناسبت سالروز اسارت آزاده شهید، […]

خط امام : فاطمه تندگویان می گوید : محمدجواد در آخرین نامه ای که نوشته بودند آمده بود: من محمد جواد تندگویان، اسیر جنگ هستم و مایل به ارتباط با خانواده ام نیستم.

به گزارش خط امام ، فاطمه تندگویان خواهر شهید محمد جواد تندگویان در گفتگوی تفصیلی که به مناسبت سالروز اسارت آزاده شهید، تندگویان با پایگاه اطلاع رسانی جماران داشت اظهار کرد: صدام خیلی تلاش کرده بود که در مقابل تحویل جواد امتیاز بگیرد. بارها پیشنهاد هایی در این خصوص از طرف عراق مطرح شده بود. با توجه به سطح ایثارگری که در همه ایران شکل گرفته بود و شهدا و اسرای مردم هزینه شده بودند، خانواده راضی نبود. از طرف دیگر هم می دانستیم که خود جواد هم راضی به این مساله نیست.
وی با اشاره به نامه هایی که از شهید تندگویان در دوره اسارت نوشته شده بود افزود: در چند نامه ای که در ابتدای اسارت نوشته بودند احتمالا شرط ادامه نامه نگاری با خانواده شان را گرفتن اطلاعاتی از شهید تندگویان معین کرده بودند. به همین دلیل در آخرین نامه ای که نوشته بودند آمده بود: من محمد جواد تندگویان، اسیر جنگ هستم و مایل به ارتباط با خانواده ام نیستم. این کلمات بار معنایی داشتند. اینکه اسیر جنگ هستم و نه اسیر جنگی . نامه هایی که می نوشتند بیشتر از دو جمله نبود . مثلا نوشته بود قدم نو رسیده مبارک نام او را هدی بگذارید که انشالله عامل هدایت برای همه ما باشد. تمام دوران اسارت ایشان در استخبارات و در سلول انفرادی بوده است. چند بار در بهداری توسط اسرای دیگر و اسرای کویتی دیده شده بود. احتمالا بعد از شکنجه ها او را به بهداری می بردند. و در آن فرصت های کوتاه به نحوی خودش را به سایر اسرا معرفی کرده بود. یکی از اسرای ایرانی گفته بود که اگر پیامی دارید من به خانواده تان برسانم و ایشان در جواب گفته بود که پیغام من این است: صبر و مقاومت.

محمد جواد تندگویان1
فاطمه تندگویان در قسمتی دیگر از این گفتگو با گلایه از نحوه پیگیری وضعیت شهید تندگویان در دوران اسارت گفت: دولت در مورد جواد به شدت مماشات کرد . بر اساس اطلاعاتی که خودشان به ما دادند و بر اساس شناسایی مفصلی که انجام دادند جواد تا پایان جنگ زنده بود و علی رغم شکنجه هایی که شده بود مقاومت کرده بود. جواد بعد از آزادی اسرا شهید شده بود. آخرین عکسی که از جواد به دست آمده بود و به ما نشان دادند نشان می داد که چقدر به جواد سخت گذشته است. جواد در آن عکس اسکلتی بود که پوستی رویش کشیده بودند.
خواهر شهید تندگویان ادامه داد: علی رغم این همه صبر و مقاومتی که جواد به خرج داده بود اگر واقعا وجودش برای ایران ارزشمند بود، در همان زمانی که بحث مذاکرات پیش آمده بود در بحث دادن امتیازات و آزادی اسرا و معاوضه اسرا می شد که در فرصتی بهتر جواد دریافت شود و از وجودش به عنوان یک غنیمت و عنصر مقاومت استفاده شود. چه بسا خود جواد اینچنین می طلبید و بعد از این همه رنجی که برده بود باید به اوج کمال که شهادت است دست می یافت. ولی ما به عنوان یک ملت می بایست که این اسطوره های مقاومت را در بینمان می داشتیم و از وجودشان استفاده می کردیم.
وی با اشاره به مشخص نشدن تاریخ دقیق شهادت محمد جواد تندگویان بعد از سالها افزود: گزارش پزشک قانونی ایران و گزارش صلیب سرخ که نشان می داد در چه زمانی ایشان شهید شده است را به ما نشان ندادند. به نحوی ترجیح می دادند که تاریخ شهادت همیشه مخفی بماند و تصور همه بر این باشد که ایشان همان موقع که رفت در سال 60 شهید شد. من دست نوشته از تیم پزشکی اعزامی به عراق در مورد آزمایشات مفصل شهید دارم. ولی این سند رسمی نیست.
فاطمه تندگویان در بخش دیگری از این گفتگو با تشریح مصائب و مشقت های خانواده شهید تندگویان گفت: در طول 10 سال اسارت جواد اخبار و شایعاتی که در مورد ایشان می شنیدیم و پنهانکاری هایی که از خانواده شهید می شد از سختی های آن دوران بود . بهتر می بود که خانواده می دانست که برای چه اتفاقاتی خودش را آماده کند. اخبار درست در اختیار خانواده قرار نمی گرفت. ما تا آخرین روز امیدوار بودیم. از طرف وزارت امور خارجه آمدند و خانم برادر من را تا مرز خسروی بردند تا جواد را تحویل بگیرند. خانم برادر من سالن را تزیین کرده بود و لباس نو برای بچه ها خریده بود که آماده شوند تا پدرشان را ببینند. تا آنجا رفتند و دست خالی برگشتند. بعد از آن روز خانم برادر من ، همسر شهید تندگویان مریض شد. این رفت و برگشت روح را چگونه می شود تحمل کرد.