روایت سیروس ناصری از توافق هسته‌ای

۵درصد هم برای بازگشتن به شرایط قبل از ژنو، شانس قائل نیست

خط امام : از زمانی که آمریکا مجبور شد غنی سازی را در ایران بپذیرد ما برنده این مذاکرات شدیم.من معتقدم هر نوع توافقی انجام شود، ما برنده ایم. برای اینکه آنچه که ماهیت اساسی این مسئله است ادامه غنی سازی ما بوده است. بنابراین آمریکا چرخش اساسی و ۱۸۰ درجه ای را انجام داده است.

به گزارش خط امام ، در ادامه این گزارش می‌خوانید: روز آخر نمایشگاه مطبوعات یکی از اعضای ارشد اولین تیم مذاکره کننده هسته ای در دوره ای که دکتر حسن روحانی دبیری شورای عالی امنیت ملی و مسئولیت مذاکرات را بر عهده داشت،به نمایشگاه آمد و پس از بازدید از غرفه ها در غرفه پایگاه خبری امید هسته ای حضور یافت. با او درباره دور پایانی مذاکرات هسته ای و سختی ها و چالش های پیش روی مذاکره کنندگان به گفت وگو نشستیم که ماحصل آن را در زیر می خوانید:

در ابتدای این گفت وگو نظرتان را درباره دوری از مذاکرات که در آستانه آن هستیم معروف به پایانی بگویید،تا بحث را آغاز کنیم.

طبیعت این مذاکرات این است که اگر بخواهد توافقی صورت بگیرد در روزهای آخر و دقایق آخر انجام می شود.آنچه که طرفین تا به حال توانستند به آن دست یابند این است که در یک دوره ده ساله مذاکرات، کاملا از به مواضع یکدیگر و استدلال هایی که دارند و استدلال های که طرف مقابل شان، دارد، مطلع هستند. هم اکنون دوران مهمی پیش روست و دوران تصمیم گیری فرا رسیده است، البته درباره نشست عمان هم زیاد بزرگنمایی شده بود. جلسه عمان فضای آرام تری برای طرفین اصلی دعوا یعنی ایران و آمریکا ایجاد کرد که یک بار دیگر مواضع همدیگر را آزمایش کنند و احتمال اینکه پلی بین مواضع وجود بیاید، را بسنجند

معتقدم احتمال اینکه مذاکرات به طور کامل شکست بخورد و به پیش از برنامه عمل ژنو،بازگردیم و بار دیگر مسیر تقابل بوجود بیاید بسیار کم است. به شخصه ۵درصد هم برای این احتمال، شانس قائل نیستم. دلیل هم برای این ادعا دارم و این دلیل لزوما بر پایه خبر نیست.

این دلایل چیست؟

دلیل اش این است که در صورت شکست مذاکرات، تنها اهرم آمریکایی ها علیه ایران، فشار بیشتر بر فروش نفت ماست. هر نوع اقدامی که آمریکایی ها بخواهند در این زمینه انجام دهند که به دید آنها ما را بخواهند وادار به القای تصمیم کنند، نیازمند مدت زمان طولانی خواهد بود، اما در مقابل در شرایط تقابل علاوه بر اینکه ما برنامه هسته ای مان را تمام عیار جلو خواهیم برد، هنوز خیلی از اهرم های سنگینی که استفاده نکرده ایم را در اختیار خواهیم داشت. شما تصور کنید در صورت تقابل به فرض ما به مدت شش ماه ماموران آژانس را از کشورمان بیرون کرده و به آنها اجازه ورود ندهیم، بعد از شش ماه عمده ترین مشکل برای آمریکا یعنی طرف اصلی مذاکره ایران دیگر تعداد سانتریفیوژ ها نخواهد بود، آن موقع موضوع این است که ایران در طول این شش ماه کجای کار است؟ و ایران در این شش ماه چه کارهایی انجام داده است؟ در دوران ابهام چه اتفاقاتی در ایران افتاده است؟ صرف این خواسته فقط می تواند مستولی شود بر همه خواسته هایی که آمریکا دارد و من مطمئن هستم که آنها محاسبات این سناریوهای گوناگون را پیش خود انجام می دهند. همین محاسبه هم کفایت می کند که بدانند شکست به معنی بازگشت به تقابل، به مصلحت آمریکایی ها نیست و شاید از همین بابت است که آقای دکتر روحانی یک بار گفتند که هیچ گاه شرایط به دروان سابق باز نخواهد گشت. اگر بر این مبنا تحلیل شود، تحلیل کاملا درستی است.

در مورد فضای سیاسی هم که شما مستحضر هستید آقای اوباما یک موضع روشن و علنی گرفته اند، ایشان هیچ موفقیتی چه در جنبه داخلی و چه در جنبه خارجی نداشته و پیش بینی هم نمی شود موفقیتی داشته باشد و ناگزیر است که تمام اندوخته سیاسی باقیمانده اش را در مسیر این توافق بگذارد، بنابراین هم اکنون نیت فعلی دولت آمریکا این است که مسائل را حل کند. پس با چنین تحلیلی احتمال نرسیدن به توافق بسیار کم است.احتمال دیگر هم این است که ما به توافق جامع برسیم.

خیلی ها معتقدند توافق مورد حصول، توافق جامع نخواهد بود و بیشتر یک توافق اولیه برای توافق نهایی است زیرا آمریکایی ها معتقدند نمی توانند همه تحریم های اعمال شده را یکباره لغو کنند. نظر شما چیست؟

موضوع فقط این نیست. در واقع موضوع این نیست که آنها نخواهند تحریم های یک طرفه را یکجانبه لغو کنند یا نکنند چون اگر تحریم ها را هم لغو بکنند توافق جامع توافق سیاسی است، مثل اینکه ما برنامه نوامبر سال گذشته را داشتیم و تا ژانویه طول کشید تا یک برنامه عمل برای آن تدوین شود، می شود پیش بینی کرد اگر برای یک توافق موقت و محدود حداقل ۳ ماه زمان لازم داریم تا به یک توافق اجرایی دست یابیم برای توافق جامع شاید خیلی بیشتر از این طول بکشد، چرا که مسائل و جزییاتِ بسیار بیشتری را باید هماهنگ و حل کنیم، بنابراین در هر صورت توافق جامع اگر صورت گیرد یک توافق سیاسی با یک سلسله جزییات است و قرار دادن جزییاتی که ما باید انجام دهیم در مقابل جزییات و اقداماتی که آنها باید انجام دهند یک فرآیند خواهد بود که کار دشواری است و برای ما هم بسیار مهم است.

هم ایرانی ها و هم غربی ها از اصطلاح “توافق خوب” در گفته های مقامات رسمی شان استفاده می کنند، به نظر شما این توافق خوب برای طرفین چیست؟

این عبارت را ابتدا بعضی از این گروه های به شدت راستگرای آمریکایی مطرح کردند،از جمله یک مجموعه ای که کار تخصصی روی پرونده ایران انجام می دهد با عنوان مرکز تحقیقات. این گروه در اوایل مذاکرات، سندی را منتشر کرده و توافق خوب را تعریف کردند و نتیجه گیری کردند که یا توافق خوب یا هیچ توافقی. در واقع از آن پس شعار تندروها و کسانی که مخالف یک توافق واقع بینانه با ایران هستند؛ این شد که عدم توافق بهتر از توافق بد،است؛ این موضع کاملا غلط است و حتی از دیدگاه منافع آمریکا هم اگر بخواهید نگاه کنید موضع نشدنی ای است.

من اخیرا جلسه ای بودم که آقای «هاینونن» معاون سابق آژانس که الان با آن مجموعه کار می کند آمد و همین سخنان را مطرح کرد و در پایان جلسه به«هاینونن» گفتم، این سخنان شما شدنی نیست، چیزی که شما در قالب توافق خوب تعریف می کنید و جزییات فنی هم دارد کاملا سیاسی و نشدنی است. امکان ندارد ایران تعاریف شما را بپذیرد و شما هم به این نکته واقف هستید، پس ترجیح می دهید که توافق صورت نگیرد، شما که در آژانس شاغل بوده اید واقعا می دانید تبعات نرسیدن به توافق هسته ای با ایران حتی برای خود شما چیست. او واقعا حرفی برای گفتن نداشت. در واقع این عبارت عدم توافق بهتر از توافق بد، از آنجا شروع شد و کم کم همه طرف ها از این عبارت استفاده کردند.

ببینید از زمانی که آمریکا مجبور شد غنی سازی را در ایران بپذیرد ما برنده این مذاکرات شدیم. من معتقدم هر نوع توافقی انجام شود، ما برنده ایم. برای اینکه آنچه که ماهیت اساسی این مسئله است ادامه غنی سازی ما بوده است. بنابراین آمریکا چرخش اساسی و ۱۸۰ درجه ای را انجام داده است.

برخی معتقدند آمریکایی ها غنی سازی فرمالیته را در توافق به ما تحمیل خواهند کرد و چیزی را رقم می زنند به اسم “توافق برای توافق” و نظام تحریم ها هم که ترک برداشته، اما باقی خواهد ماند. نظر شما در باره تحلیل هایی از این دست چیست؟

این نظر صددرصد غلط است. غنی سازی فرمالیته یعنی چه؟ ما در تعریف واژه ای با نام غنی سازی فرمالیته و آنچه که دوستان می گویند غنی سازی صنعتی یاچیزی مشابه آن، نداریم. بگذارید من از دید آمریکایی ها صحبت کنم تا وجوه ناپیدا بیشتر مشخص شود. آمریکایی ها از چه چیزی می ترسند؟ آیا آمریکایی ها از این می ترسند که ما سوخت برای بوشهر تولید کنیم؟ نه آمریکایی ها از این می ترسند که ما با توان غنی سازی می توانیم یک جایگاه استراتژیک پیدا کنیم.

در واقع آمریکایی ها در یک معادله وحشت در پی امتیاز دادن به ایران هستند اگر ما می خواستیم سوخت یک راکتور معمولی را تولید کنیم کاری نداشتند. بنابراین من از دید آمریکایی ها می گویم بحث این نیست که غنی سازی صنعتی است یا غیرصنعتی، بلکه اکنون که آنها عقب نشینی کردند و غنی سازی ایران را پذیرفتند به این می اندیشند؛ اکنون که ایران غنی سازی دارد ما چه کار کنیم که وزن استراتژیک ایران در منطقه پایین بیاید. کاری هم که مذاکره کنندگان ما باید انجام دهند مشخص است، این پیروزی استراتژیک و جایگاه استراتژیک که حاصل شده است قابل پس گرفتن نیست . اما باید تا آنجا که ممکن است این موضوع و موضع را تقویت کنیم.

هدف کلان ما هم این است که نشان دهیم جایگاه مان تعیین کننده است،نفوذ ما در منطقه به ویژه در عراق، سوریه، لبنان و یمن نشان دهنده جایگاه ماست و در بحث هسته ای هم به آنچه می خواستیم رسیدیم. یعنی توانستیم غنی سازی کنیم و این مهم از سوی طرف مقابل پذیرفته شده است. وقتی با از این منظر نگاه کنیم می بینیم که برگ برنده در دست مذاکره کنندگان ماست و این آمریکاست که باید دست و پا بزند و سعی کند اهرم های فشار را نگه دارد.

در حالی که آمریکا می خواهد بساط اش را از این منطقه جمع می کند تا به شرق آسیا برود و به همین خاطر باید منطقه را به دست ایران بسپارد. تیم مذاکره کننده ما با آرامش و وقار مذاکره می کند و این روزها می بینیم که این آمریکاست که دست و پا می زند.

چرا آنها به توافق با ایران نیازمند هستند؟

شما مثلا عراق و این جریان داعش را ببینید در مجموعِ تحولات صورت گرفته، عراق به ما نزدیک تر شده یا نشده؟

آنها(آمریکا) به ایران بر سر مسائل هسته ای اعتماد نمی کنند، آن وقت شما معتقدید که منطقه را به ما می سپارند و می روند؟

اتفاقا به همین دلیل آمریکایی ها دچار دغدغه و نگرانی هستند، به همین دلیل است که می گویم ما موفقیت به دست آوردیم و فقط تثبیت موفقیت باقی مانده است. در عراق چه آمریکا بخواهد یا نخواهد عراق متحد پایدار ایران در منطقه است و اتفاقا موضوع داعش هم باعث شد که عراق بیشتر به ایران نزدیک شود. آنها در سوریه و لبنان حریف نشدند و هم سوریه، هم لبنان به ما وابسته تر شد، به همین خاطر نگران ثبات در منطقه نیستیم، در صورتی که عربستان هر روز باید پشت اش بلرزد که این باد و نسیم تغییر که آغاز شده چه روزی دامن آنها را خواهد گرفت؟ آمریکا در یک دهه گذشته نزدیک به ۲ هزار میلیارد دلارهزینه کرده است و اکنون می گوید این منطقه چه منفعتی برای من داشت؟ آن وقت در جنوب شرق آسیا، چین در حال تبدیل شدن به قدرت قاهر دنیاست. به جای آنکه به چین بپردازند توجه شان صرف این منطقه شده است. این آمریکاست که به ایران برای ثبات در منطقه نیاز دارد و با ایران به گونه ای باید کنار بیاید که آینده منطقه چه در بحث هسته ای و چه مناقشات دیگر قابل پیش بینی باشد. بنابراین آمریکا بیشتر به ایران نیاز دارد. ما هم دلمان می خواهد تحریم نباشیم و هزینه ندهیم، مردم ما هم در تحریم خیلی سختی کشیدند ولی خب در آن سال ها کوتاه نیامدیم و حال این آمریکاست که باید کوتاه بیاید، یا در این ۲۴ نوامبر یا در ۲۴ نوامبر دیگری که به هر ترتیب اتفاق خواهد افتاد.

پس بر این باورید که این توافق برای ما توافق خوب خواهد بود؟

اگر به توافق برسیم آمریکا تبلیغات عظیمی خواهد کرد که این توافق برای آنها خوب بوده است، ولی این فقط تبلیغات است، چون هر توافقی صورت بگیرد آنها غنی سازی ایران را پذیرفته و پذیرش غنی سازی در کشوری مثل ایران که ۳۵ سال است در این منطقه مقابل آمریکا ایستاده بزرگترین پیروزی است.

اما در داخل ما چنین اهرم هایی برای تبلیغات نداریم پس فضای یکدستی در داخل کشور حول توافق صورت نخواهد پذیرفت و شاید برخی توافق را در داخل وارونه جلوه دهند.

دولت فعلی دنبال توافق صرفا برای توافق نیست. یک پیش بینی واقع بینانه در فضای داخلی کشور است که آقای روحانی و آقای ظریف و مجموعه ای که واقعا فداکاری می کنند که بتوانند یک توافق خوبی انجام دهند هر نتیجه ای ولو بهترین نتیجه را هم بگیرند با یک هزینه سنگین سیاسی مواجه خواهند شد و به عبارت بهتر این گروه مجاهدت سیاسی می کند، اعتبار و آبرو و حیثیت سیاسی خودش را کاملا در معرض گذاشته و می داند که بسیاری از اینها را از دست خواهد داد. البته می دانند که نظر مردم جز این است، ولی در فضای سیاسی–رسمی کشور اتفاقات خوبی برای این ها نخواهد افتاد و علی رقم این دارند با تمام وجود تلاش می کنند که به یک توافق مطلوب برسند. پس دنبال توافق برای توافق نیستند چون این کار یک نوع خودزنی است. برای آقای روحانی و آقای ظریف خیلی راحت تر است که از توافق دست بشویند و موضع تند و سفت و محکم و نشدنی اتخاذ کنند بعد هم موضوع را به دست بقیه بسپارند و اصلا شاید از منظر همین دوستان این گونه قهرمان هم بشوند.

اما ساده اینکه در مسیری هستیم که موانعی را با رفع تحریم برداریم و برنامه هسته ای مان را نیز ادامه دهیم و ما هر تضمینی داده باشیم سفت و محکم عمل می کنیم. اگر به هر دلیلی آمریکا این امکان یا اراده را نداشته باشد که تحریم ها را یکجا بردارد و به دنبال برنامه تدریجی باشد، خب در مقابل اقدامات ما هم تدریجی خواهد بود. این موضوع نه هراسی دارد نه دلواپسی. اتفاق ساده ای است، یا دو برنامه تدریجی در کنار هم قرار می گیرد یا دو برنامه دفعتی. آنچه مهم است توازن است که باید رعایت شود و اگر ما شاهد یک توافق کلان سیاسی در سوم آذر باشیم، آن جزییات که ریزه‌کاری‌ها را متوازن می کند بسیار تعیین کننده است. این مساله باز می گردد به بحث اینکه توافقات یک حکم یا مرجع داوری ندارد. این مسئله پاسخی دارد که نمی شود از منظر سیاسی به این شکل حکمی را تعیین کرد که ما بتوانیم به آنها اعتماد کنیم چون برای آنها حتی تعیین حکم آسان تر است. اتفاقا بک سلسله مراجع بین المللی هم وجود دارد ولی اینها برای ما مطلوب نیست، چون این نوع توافقات در وضعیت کنونی نمی تواند داور مورد اطمینانی داشته باشد تنها راه این است که ما اقدامات مان را در مقابل اقدامات آنها به طور کامل مثل سرامیک رو در رو بچینیم که در هر موردی که آنها تخلف کردند ما بتوانیم بخشی از تعهدات را نادیده بگیریم.

سوم آذر را برخی روزی تاریخی می دانند و می گویند می شود تاریخ پس از سوم آدر را در رابطه ایران با غرب به پیش و پس از سوم آذر تقسیم کرد، به نظر شما فردای سوم آذر رابطه ایران با غرب به ویژه آمریکا،چگونه خواهد بود؟

مسائل روز و فردای مذاکرات بیشتر سیاه و سفید دیده می شود من فکر نمی کنم این گونه که شما می گویید شود. به نظر من اگر توافقی صورت بگیرد روند تغییر مناسبات با طرفین تدریجی خواهد بود. درست است که بابت بحث های اقتصادی این موضوع مطرح است که ایران جزو آخرین جغرافیایی است که پتانسیل جهش اقتصادی را داراست، اما در دنیا آن چه که اکنون به وفور در کشورها وجود دارد سرمایه و پشتوانه ارزی است، بنابراین انتظار می رود که سرمایه ها به سوی ایران سرازیر شود و اساسا در بخش روابط سیاسی هم غرب علاقمند است تا روابط اش را با ما ترمیم کند. به هر حال نباید فراموش کنیم، آمریکا با ما خصومت زیادی داشته است و انتظار هم نداشتیم که رفتارهای غیرخصومت آمیز با ما انجام دهد ولی اروپایی ها که بعد از آمریکایی ها از ایران رفتند نباید انتظار داشته باشند ما فرش قرمز برای شان پهن کنیم تا برگردند. آنها هستند که از این پس به ما احتیاج دارند. اگر توافقی شود حتما از طرف اروپا حرکت هایی خواهد شد که بیایند روابط سیاسی و اقتصادی شان را توسعه دهند و ما هستیم که باید برای آن برنامه ریزی کنیم. به نظر من یک دوره حداقل یک الی دو ساله خواهد بود که روایط ما با اروپا به شرایط عادی برگردد.

جناب ناصری بیش و کم گفته شد تیم مذاکراتی از پشتوانه فنی قوی در مذاکرات برخوردار بوده است؛ مثلا در بحث باز طراحی راکتور اراک شنیده ایم که متخصصان و اهل فن آمریکا و ابتکارات طرف ایرانی برای کاهش میزان پلوتونیم و حفظ ماهیت آب سنگین را ستوده اند، البته سیاستمداران آنها بهانه هایی را مطرح کرده اند. نقش متخصصان هسته ای کشور در کمک به مذاکرات و در عین حال تثبیت دستاوردهای درخشان کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

در دورانی که ما مذاکره می کردیم در دو سال ابتدایی، یکی از امتیازاتی که ما داشتیم این بود که فردی مانند آقای «آقازاده» مدیریت سازمان را بر عهده داشت و به اقتضای حرکت سیاسی که انجام می دادیم این توانایی را داشت که مسائل فنی را مدیریت کند، برای اینکه ما هدف مان را گم نکنیم و به آن برسیم و حتی بر عکس ما اهداف عملیاتی را تعریف می کردیم و بعد از آن مسائل سیاسی را بر روی آن منطبق می شد و خیلی بحث های سیاسی و جزئی مطرح می شد که مسائل و اهدافی که در سازمان تعریف شده است را بتوانیم پیگیری کنیم. بالاخره مسائل مهندسی و فنی مانند کارهای سیاسی نیست که راه های غیرمستقیم و فرعی داشته باشد.

آن زمان هم که من و اعضای مذاکره کننده از مراکز هسته ای بازدید داشتم، واقعا جوانان ما حیرت انگیز بودند. همین که با سن حدود ۳۰ سال جرات داشتند چنین مسئولیت هایی بر عهده بگیرند و موفق شوند، باور کردنی نبود.

خوشبختانه امروز ما فردی مانند دکتر صالحی را داریم که قطعا تجربه کامل و تمام عیار فنی را دارد و خود ایشان یک دانشمند برجسته در مسائل هسته ای است و علاوه بر آن در مسائل سیاسی بر آن متبحراست. ایشان در وین بودند و مسائل آژانس را از نزدیک می دانند، وزیر امورخارجه بودند و تمام این بحث های سیاسی را به طور روزمره لمس کرده اند و درگیر بودند و حتما می دانید. مذاکرات عمان در زمان ایشان شروع شد و ایشان بودند که خطر کردند و پذیرفتند، به عبارت بهتر ریسک سیاسی مذاکرات محرمانه با آمریکا توسط ایشان انجام شد. به هر ترتیب این که کسی فارغ از ماهیت مطلب، پا جلو بگذارد و چنین ریسک سیاسی ای کند قابل تقدیر است، لذا وجود ایشان با آن مجموعه مهندسی، کمک عمده ای خواهد بود نه فقط برای تیم مذاکره کننده بلکه برای کل وضعیت سیاسی، چون همیشه می توانند با ایفای نقش موثر در مسیرهایی که ما می خواهیم به توافق برسیم منافع ملی را به بهترین نحو حاصل کنند که این به نفع همه طرف هاست، حتی طرف های اروپایی که به نظر من خودشان را به طور احمقانه ای از فضای اقتصادی-سیاسی ایران بیرون انداختند و اکنون باید التماس کنند تا برگردند.

زمانی که شما مذاکره می کردید طرف مذاکره اروپا بود برخی می گویند مذاکره با اروپایی هابه نتیجه نرسید فقط به این خاطر که تصمیم گیرنده اصلی نبودند و دقیقا به همین دلیل با ایالات متحده آمریکا گفت وگو های جدی تری شکل گرفت، نظر شما چیست؟

زمانی که ما با سه کشور اروپایی مذاکره می کردیم برایمان مشخص بود که این سه کشور نقشی بیشتر از یک کاتالیزور ندارند و بین این سه کشور هم تنها کشوری که می توانست نقش ایفا کند انگلستان بود که هرگاه در مذاکرات با انگلستان به نقطه ای می رسیدیم که امکان راه حل وجود داشت، آقای جک استراو به واشنگتن سفر می کرد تا مسائل را با آنها هماهنگ کند تا ببیند امکان پیگیری چنین موضوعی وجود دارد یا خیر، در نهایت هم آن روش کاتالیزوری و واسطه گری پاسخ نداد آن روز هم ما معتقد بودیم که آن روش بیش از ۱۰ الی ۱۵ درصد شانس موفقیت ندارد و همین طور هم شد، اما در وضعیت فعلی آن چیزی که راهگشاست این است که طرف آمریکایی غنی سازی توسط ایران را پذیرفت و به عنوان طرف دعوای اصلی پشت میز نشست، چه بسا اگر آمریکا غنی سازی را نمی پذیرفت ما بهانه ای برای ادامه مذاکرات با آنها نداشتیم.

با این حساب اگر طرفین به همان ۱۹۰ هزار سو غنی سازی در چند سالی که مقام معظم رهبری فرمودند برسند کافی است؟

این حرف درستی است در توافق ژنو آمده است که ایران با آمریکا طبق نیازمندی های هسته ای ایران توافق خواهند داشت و نیاز ما هم سوخت نیروگاه است و غیر از این هم نمی تواند باشد، حال اگر بوشهر نیاز فوری ندارد بسیار خب موکول می کنیم به زمانی که نیازمندیم. باید ظرفیت های سیاسی آمریکایی ها را ببینیم و در عین حال آنها می دانند باید تحریم ها را بردارند و پیاپی تلاش می کنند.تا دور آن تاری بتنند و حتی احتمال دارد جنازه تحریم ها را دوباره را زنده کنند که خیلی موضع خسته کننده ای شده است، آنها باید بدانند و به سمت و سویی بروند که توافق خوبی برای دو طرفشکل بگیرد.

پس در مجموع شما به مذاکرات خوش بین هستید؟

احتمال شکست و بازگشت به تقابل بسیار بسیار کم است.البته احتمال یک توافق کلان که بشود میان اختلاف ها پلی زد و به توافق نهایی رسید ساده نخواهد بود، تصمیمات سیاسی سنگینی لازم دارد، به خصوص اینکه طرفین نشسته اند تا طرف مقابل ابتدا قدم اول را بردارد، امیدواریم از امروز تا دور بعدی مذاکرات، آمریکا قدم بعدی را هم بردارد و به هر حال در برنامه زمان بندی شده‌ای حق غنی سازی هسته ای مسلم ما را بپذیرد که راهگشا باشد و دست از قطعنامه های شورای امنیت بردارد، البته هنوز من احتمال نوعی تمدید با نوعی اقدامات محدود را بیشتر از یک توافق جامع در ۳ آذر می دانم.

انتخابات اخیر سنا و کنگره و پیروز جمهوری خواهان می تواند خللی در مذاکرات به وجود آورد؟

خب دو بحث است. اینکه اصلا توافقی خواهد بود یا خیر. اولا اینکه به نظر من موضوع هسته ای این گونه نیست که یک دیوار چین بین دموکرات ها و جمهوری خواهان کشیده شده باشد. در بسیاری از این موارد بسیاری از دموکرات ها با جمهوری خواهان در مخالفت با موضع ایران همراه هستند.

اینطور هم نیست که دموکرات ها با ما خوب بودند و جمهوری خواهان بد، بیشترین پیغام هایی که بنده یادم می آید برای حل و فصل مساله به ایران آمده است در زمان جمهوری خواهان بود. دموکرات ها کمتر جرات کارهای این چنینی را داشتند.جمهوری خواهان به دلیل اینکه می دانند و آموخته اند که چگونه مواضع تند بگیرند، در کنارش هم می توانند رگه هایی برای اصلاح وضعیت باز کنند. اما به طور کلی اگر دولت آمریکا به نمایندگی وزیر آمریکا توافقی حاصل کند برای کنگره خیلی دشوار است و هر یک از اعضای آن که بخواهند این توافق را به شکست بکشانند، هزینه سیاسی زیادی را متحمل می شود. بنابراین معتقدم آمدن جمهوری خواهان اصلا تعیین کننده نیست .در مورد تضمین اجرا هم نباید منتظر کنگره آمریکا برای تضمین باشیم، تضمین باید در توافق باشد به گونه ای که باید توافقی امضا شود که در هر موردی که آنها خلاف وعده عمل کردند ما نیز از یک سلسله اقدامات به وضعیت سابق بازگردیم.

به هرحال لغو تحریم های آمریکا را باید کنگره تایید کند؟

مفاد اساسنامه را هم باید مجلس ما تایید می کند و در مجموع این تناسب برقرار است.

در پایان با وجود مصاحبه های متعدد شما در دفاع از توافق ژنو و همین مصاحبه ، شنیده ایم برخی شما را منتقد توافق ژنو می دانند، موضوع چیست؟

توافق ژتو قطعا یک پیروزی برای نظام،ملت و کشور بود به دلیل اینکه ایالات متحده آمریکا بعد از سال موضوع سر سختانه نسبت به عدم هرگونه غنی سازی در ایران بالاخره عقب نشینی اساسی کرد و غنی سازی را پذیرفت.

متاسفانه برخی ها در داخل این موفقیت را با نگاه غیر دقیق و غیر منصفانه مخدوش می کنند ولی این یک واقعیت غیر قابل انکار است که در توافق ژنو، ایران رسما ایالات متحده آمریکا را وادار به پذیرش غنی سازی کرد که این دستاورد بزرگ و ماندنی است.

اخیرا متوجه شدم برخی ها راجع به اینکه توافق جامع نیز کلی خواهد بود و جزییات بعدا قرار است مطرح شود شبهاتی مطرح کردند، باید بگویم که توافق ژنو هم در بسیاری از موارد کلی بود و جزییات بعدا مشخص شد. در بخش اجرایی در توافق موقت موارد متعددی بود که هم آمریکا و هم اروپایی ها از این موارد تفسیرهایی می کردند به همین خاطر پس از توافق جامع دقت و حساسیت بیشتری باید نسبت به جزییات توافق داشت.

منبع : امید هسته ای

نوشته شده توسط خط امام در سه شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۰۰ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.