مطهري يك حزب تمام !
مطهري يك حزب تمام !

به قلم : مهرداد گرمسيري/ مواضع اخيرآقاي ” علي مطهري ” – نامه به رياست محترم جمهوري درخصوص مخالف بودن حصرخانگي آقايان موسوي و كروبي با اصول متعدد قانون اساسي ، مكاتبه با آقايان حائري شيرازي و علم الهدي ، پرسش و پاسخ در دانشگاه مشهد و نطق ايشان در جلسه ي راي اعتماد دكتر فرهادي – بارديگر نشان داد كه اين چهره ي […]

به قلم : مهرداد گرمسيري/

مواضع اخيرآقاي ” علي مطهري ” – نامه به رياست محترم جمهوري درخصوص مخالف بودن حصرخانگي آقايان موسوي و كروبي با اصول متعدد قانون اساسي ، مكاتبه با آقايان حائري شيرازي و علم الهدي ، پرسش و پاسخ در دانشگاه مشهد و نطق ايشان در جلسه ي راي اعتماد دكتر فرهادي – بارديگر نشان داد كه اين چهره ي سياسي داراي اصولي است كه به سادگي از آنها دست برنداشته و نه گذر زمان و نه توجيهات و ادله ي غير حقوقي او را از بيان آنچه حق مي پندارد ، باز نمي دارند . اين نوشته بدون داوري نسبت به آراء و مواضع اين نماينده ي به واقع مستقل و آزاده ، در پي آن است تا تاكيدي داشته باشد بر ويژگي رفتار سياسي علي مطهري .

جداي از صراحت توام با صداقت كه در بيان مواضع ، مشي غالب ايشان محسوب مي شود ،به نظر مي رسد كه ” مطهري ” به مثابه ي يك حزب داراي مانيفست است . مانيفست مانع از اعوجاج ، انفعال ، غافلگيرشدن ، فرصت طلبي و فرار از پاسخگويي شخص يا حزب مي شود . كنش سياسيِ ” علي مطهري ” لااقل در سالهاي اخير كه به عنوان يك فعال سياسي در صحنه ي سياسي كشور ظهور پيدا كرده ، مشحون از چنين ويژگي هايي است . او فارغ از تشويق ها و تشرها ، طعن ها و لعن ها ، بدون فوت وقت به بيان مواضع خود در حوزه هاي مختلف سياست داخلي و خارجي و فرهنگ و اجتماع مي پردازد و مهمتر آنكه اغلب شيوه ي مكتوب و قالب نامهرا براي اعلام مواضع خويش برمي گزيند . به رغم آنكه به اين امر واقف است كه بيان مكتوب مواضع اين امكان را به مخالفين او مي دهد تا با يافتن تناقضات احتمالي او را به چالش بكشند . اما او تاكنون نشان داده كه نه از مورد سئوال و تخطئه قرار گرفتن هراسي دارد و نه از تنها ماندن ابايي . در تاييد طرح تفكيك جنسيتيِ شهردارِ تهران گوي سبقت را ازاصول گرايان و حتي جناب شهردارِ مردد مي ربايد و در پيگيري موضوع رفع حصر مهندس موسوي ، جناب آقاي كروبي و سركارخانم رهنورد ، از يارانِ اصلاح طلبِ آنها پيشي گرفته و ثابت قدم و خستگي ناپذيرجلوه مي كند . اين همه در حالي است كه رفتار او به باور ناظرانِ منصف ، خالصانه و بي ريا ارزيابي مي شود . موافقينش ويژگي او را ناشي از شجاعتش و مخالفينش محصول سادگي اش و يا اعتبارخانوادگي اش مي دانند .

اما نگارنده بر اين باور است كه شجاعت يا سادگي وحتي خاستگاه خانوادگي هيچ يك به عنوان وجه تمايز” علي مطهري ” از ساير كنش گران سياسي محسوب نمي شوند . همانطور كه پيش از اين بدان اشاره شد آنچه نقش آفريني و چه بسا تاثيرگذاري ” علي مطهري ” را در فضاي سياسي كشور حتي از پاره اي از احزاب و گروه هاي سياسي ، فراتر برده ، پشت گرمي به مانيفستي است كه او هوشمندانه از آرمانهاي اوليه ي انقلاب اسلامي ، قانون اساسي و سيره ي حضرت امير(ع) استخراج و بي هيچ ملاحظه ، تبعيض و يكسونگري ، برآن پاي مي فشارد . مانيفست او شاقول اوست كه به تناسب در برخي حوزه ها او را به اصلاح طلبان ودر پاره اي ديگر از حوزه ها ، به اصول گرايان نزديك مي سازد . شاهد اين مدعا آن است كه دولت اصلاحات و حتي شخص جناب آقاي هاشمي رفسنجاني نيز درمقاطعي از نقدهاي بي محاباي او مصون نماندند .

به قول متفكري : بصيرت در نظر شجاعت در عمل را به دنبال دارد . اينچنين است كه آنچه به عنوان شجاعت سياسي در” علي مطهري ” جلوه گر است از آن روست كه او دقيقا مي داند كه در پي چيست ، از چه چيز بايد دفاع كند وبر چه چيز بتازد . مطهري نشان داده در اشخاص – هر چند بزرگ – متوقف نشده و اصول و باورهايش را بر حب و بغض هاي شخصي ترجيح مي دهد و بنا برآموزه هاي مكتب علوي ، عملكرد مسئولان را با معيار حق مي سنجد و نه آنكه قول و فعل مسئولان را تحت هر شرايطي معيار حق بداند .

فقدان مانيفست – يا درمواردي مغفول ماندن مانيفست به رغم وجود آن و به دليل تعارض هاي ما هوي آن – همان خلأيي است كه در رفتار سياسي غالب احزاب و گروه هاي سياسي مشهود است . متاسفانه احزاب و تشكل هاي سياسي فعال در عرصه ي سياسي كشور نوعا به جاي تكيه بر اصولي مانيفست گونه و عاري از تناقض و ابهام ، بيشتر ذيل سايه ي نام هاي بزرگ و يا با حمايت دولتهاي وقت رفتار سياسي خود را تنظيم مي كنند . چه بسا برآمدن نام هايي همچون ” علي مطهري ” و يا تا حدودي ” صادق زيبا كلام ” در سپهر سياسي كشور و اعلام مواضع گاه و بي گاه ايشان ، ناشي و در عين حال نشاني از ضعف و فترت فعاليت حزبي و گروهي در عرصه ي سياسي كشور باشد . اگر احزاب و گرو ه هاي سياسي به خود نيايند شايد دور نباشد روزي كه به جاي آنكه حضور چهره هاي سياسي در ليست انتخاباتي احزاب ، براي اشخاص امتياز تلقي شود ، افكار عمومي در پي آن باشند تا دريابند كه مثلا آقاي” علي مطهري ” از كدام ليست انتخاباتي حمايت مي كند !

هم آموزه هاي مدرنِ مكاتب سياسي ، تحقق توسعه ي سياسي را به تقويت تشكل ها و احزاب سياسي و گروه گرايي به جاي فرد گرايي ، مشروط كرده و هم آموزه هاي ديني ، آنجا كه مي فرمايد : يدالله مع الجماعة .