نگاهی به كارنامه اوباما
نگاهی به كارنامه اوباما

خط امام : شک و ترديد در موفقيت اوباما براي دستيابي به بزرگترين پيروزي سياسي يعني پايان تنش‌ها با ايران کم نيست، اما امروز يگانه گزينه موجود براي طرفين، ديپلماسي و تعامل است. اگر چه رسيدن به توافق با 1+5 فقط بخشي از مشکلات سياسي و اقتصادي ايران را حل خواهد کرد، اما رسيدن به […]

خط امام : شک و ترديد در موفقيت اوباما براي دستيابي به بزرگترين پيروزي سياسي يعني پايان تنش‌ها با ايران کم نيست، اما امروز يگانه گزينه موجود براي طرفين، ديپلماسي و تعامل است. اگر چه رسيدن به توافق با 1+5 فقط بخشي از مشکلات سياسي و اقتصادي ايران را حل خواهد کرد، اما رسيدن به همين مقدار هم خوشايند عده‌اي نيست. روزي که آقاي روحاني گفت سانتريفيوژها و چرخ اقتصاد ايران هردو بايد با هم بچرخند، تصميم مهمي گرفت که اگر نگوييم غير قابل بازگشت، اما کنار گذاشتن اين سياست بي‌شک بسيارسخت و پرهزينه خواهد بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خط امام ، عباس نجاري سيسي در خصوص عملکرد اوباما در دوره ریاست جمهوری خود در روزنامه اطلاعات نوشت : اين ‌كه باراک اوباما در دوسال آخر دومين دوره رياست جمهوري خود با چه سياست و روشي امور داخلي و خارجي آمريکا را پيش خواهد برد، امروز به مهمترين سؤال براي جمهوريخواهان، دموکراتها، متحدين و مخالفين وي تبديل شده است. او ديگر با محدويت لزوم انتخاب مجدد مواجه نيست وهمين امرقدرت تصميم گيري‌اش را افزايش مي‌دهد.

در روزهاي اخير شاهد مواردي از تصميم گيري به اين روش در موضوعاتي مانند سامان دادن وضع مهاجران غير قانوني، برقراري روابط با کوبا و سخن گفتن با لحني آرام درباره کره شمالي بوديم و به نظر مي‌رسد اين آغاز راه است. اوباما ديگر براي تندروهاي کنگره آمريکا نقش محوري قائل نيست.

سؤال اين است: فرجام تنش موجود ميان او و مخالفانش در سنا و مجلس نمايندگان، تنش موجود ميان او و عربستان و اسرائيل و همچنين تنش موجود ميان او و دولت‌هايي مانند ايران، سوريه، کره شمالي و به ويژه روسيه چه خواهد بود؟ او چاره‌اي جز پيش بردن سياست «تغيير» خود ندارد، در غير اين صورت او و همکارانش هزينه گزافي پرداخت خواهند کرد.
طرف اصلي مذاکره ايران در 1+5 دولت آمريکا و طرف اصلي مذاکره ايران در دولت آمريکا رئيس‌جمهوري باراک اوباماست؛ بنابراين روش جديد او براي دو سال آينده را نمي‌توان ناديده گرفت. او را با جرج دبليو بوش مقايسه کنيد.بوش بعد از يازده سپتامبر آمريکا را درگير دو جنگ بزرگ كرد. در دوره او «سيا» مخالفان آمريکا را از سراسر جهان ربود و در زندانهاي خود بنحو وحشيانه‌اي شکنجه کرد، اما اوباما شش سال پيش قبل از انتخاب به‌عنوان اولين رئيس‌جمهور سياه پوست گفته بود حتي مي‌خواهد با دشمنانش نيز مذاکره کند آيا واقعاً تفاوتي ميان اين دو ديدگاه و نتايج آن وجود ندارد؟ بي‌شک آمريکا در دوره اوباما تغيير کرده است. تغييري مهم و اساسي واين خوشايند متحدين سنتي آن کشور و راست افراطي آمريکا نيست.
سرعت رشد اقتصادي ماههاي اخيرآمريکا در 11 سال گذشته بي سابقه است. در چهار سال اخير بيش از 10 ميليون شغل ايجاد و نرخ بيکاري به پائين‌ترين حد در شش سال گذشته رسيده است. پوشش بيمه‌هاي اجتماعي افزايش و مصرف انرژي فسيلي کاهش يافته است. اشتباه نکنيد؛ اين کارنامه اقتصادي اوباما در شش سال اخير است. او دستور پايان دو جنگ پرهزينه در افغانستان و عراق را صادر و سربازان آمريکا را از منطقه و گرداب نظامي آن خارج کرده است. وضع حقوقي بيش از پنج ميليون مهاجر غير قانوني را سامان داد و روابط با کوبا را پس از 50 سال مجدداً برقرار كرد و در تلاش است به هر قيمتي «گوانتانامو» را تعطيل كند و در آرزوي پايان دادن به تنش ميان تهران و واشنگتن به پيشرفت‌هاي مهمي دست يافته است. کارنامه بدي نيست. بي‌شک او ليبرال‌ترين رئيس‌جمهوري آمريکاست، اما به نظر مخالفانش در آمريکا، ضعيف‌ترين رئيس‌جمهوري تاريخ آن کشور هم هست.
کنگره در برخي از سياست‌هاي اساسي به شدت مخالف روش‌هاي دستگاه اداري رئيس‌جمهوري است، اما او به ويژه اخيراً با صدور «دستورات اجرائي» سياست‌هاي خود را پيش برده است، تا آنجا که دست راستي‌هاي کنگره او را متهم به ديکتاتوري و دور زدن کنگره مي‌کنند، اما مهم اين است که آيا ايران با او به نتيجه خواهد رسيد؟ در حالي‌که عده‌اي در آمريکا و تعدادي از همسايگان عرب ما و رهبران اسرائيل مايلند ايران فقط با «نفت، فرش و پسته» شناخته شود، فرصت حاضر مي‌تواند منجر به تثبيت موقعيت سياسي و اقتصادي ايران در منطقه، جنوب آسيا وحتي شمال آفريقا شود. اوباما در هفته‌هاي اخير اثبات كرد در استفاده از قدرت اجرايي خود ترديد نخواهد کرد. اکثريت جمهوريخواهان و شمار قابل توجهي از دموکرات‌ها که به شدت تحت نفوذ اسرائيل و عربستان قرار دارند، مايلند مذاکرات ايران و 1+5 بدون رسيدن به «قرارداد رضايت بخش براي طرفين» پايان يابد تا دوباره علم تحريم، انزوا وسايه جنگ را بر پا سازند. شک و ترديد در موفقيت اوباما براي دستيابي به بزرگترين پيروزي سياسي يعني پايان تنش‌ها با ايران کم نيست، اما امروز يگانه گزينه موجود براي طرفين، ديپلماسي و تعامل است. اگر چه رسيدن به توافق با 1+5 فقط بخشي از مشکلات سياسي و اقتصادي ايران را حل خواهد کرد، اما رسيدن به همين مقدار هم خوشايند عده‌اي نيست. روزي که آقاي روحاني گفت سانتريفيوژها و چرخ اقتصاد ايران هردو بايد با هم بچرخند، تصميم مهمي گرفت که اگر نگوييم غير قابل بازگشت، اما کنار گذاشتن اين سياست بي‌شک بسيارسخت و پرهزينه خواهد بود.