فرجام تنش ميان او و مخالفانش از سنا ، عربستان ، اسرائيل تا روسيه چه خواهد بود؟

نگاهی به کارنامه اوباما

خط امام : شک و تردید در موفقیت اوباما برای دستیابی به بزرگترین پیروزی سیاسی یعنی پایان تنش‌ها با ایران کم نیست، اما امروز یگانه گزینه موجود برای طرفین، دیپلماسی و تعامل است. اگر چه رسیدن به توافق با ۱+۵ فقط بخشی از مشکلات سیاسی و اقتصادی ایران را حل خواهد کرد، اما رسیدن به همین مقدار هم خوشایند عده‌ای نیست. روزی که آقای روحانی گفت سانتریفیوژها و چرخ اقتصاد ایران هردو باید با هم بچرخند، تصمیم مهمی گرفت که اگر نگوییم غیر قابل بازگشت، اما کنار گذاشتن این سیاست بی‌شک بسیارسخت و پرهزینه خواهد بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خط امام ، عباس نجاری سیسی در خصوص عملکرد اوباما در دوره ریاست جمهوری خود در روزنامه اطلاعات نوشت : این ‌که باراک اوباما در دوسال آخر دومین دوره ریاست جمهوری خود با چه سیاست و روشی امور داخلی و خارجی آمریکا را پیش خواهد برد، امروز به مهمترین سؤال برای جمهوریخواهان، دموکراتها، متحدین و مخالفین وی تبدیل شده است. او دیگر با محدویت لزوم انتخاب مجدد مواجه نیست وهمین امرقدرت تصمیم گیری‌اش را افزایش می‌دهد.

در روزهای اخیر شاهد مواردی از تصمیم گیری به این روش در موضوعاتی مانند سامان دادن وضع مهاجران غیر قانونی، برقراری روابط با کوبا و سخن گفتن با لحنی آرام درباره کره شمالی بودیم و به نظر می‌رسد این آغاز راه است. اوباما دیگر برای تندروهای کنگره آمریکا نقش محوری قائل نیست.

سؤال این است: فرجام تنش موجود میان او و مخالفانش در سنا و مجلس نمایندگان، تنش موجود میان او و عربستان و اسرائیل و همچنین تنش موجود میان او و دولت‌هایی مانند ایران، سوریه، کره شمالی و به ویژه روسیه چه خواهد بود؟ او چاره‌ای جز پیش بردن سیاست «تغییر» خود ندارد، در غیر این صورت او و همکارانش هزینه گزافی پرداخت خواهند کرد.
طرف اصلی مذاکره ایران در ۱+۵ دولت آمریکا و طرف اصلی مذاکره ایران در دولت آمریکا رئیس‌جمهوری باراک اوباماست؛ بنابراین روش جدید او برای دو سال آینده را نمی‌توان نادیده گرفت. او را با جرج دبلیو بوش مقایسه کنید.بوش بعد از یازده سپتامبر آمریکا را درگیر دو جنگ بزرگ کرد. در دوره او «سیا» مخالفان آمریکا را از سراسر جهان ربود و در زندانهای خود بنحو وحشیانه‌ای شکنجه کرد، اما اوباما شش سال پیش قبل از انتخاب به‌عنوان اولین رئیس‌جمهور سیاه پوست گفته بود حتی می‌خواهد با دشمنانش نیز مذاکره کند آیا واقعاً تفاوتی میان این دو دیدگاه و نتایج آن وجود ندارد؟ بی‌شک آمریکا در دوره اوباما تغییر کرده است. تغییری مهم و اساسی واین خوشایند متحدین سنتی آن کشور و راست افراطی آمریکا نیست.
سرعت رشد اقتصادی ماههای اخیرآمریکا در ۱۱ سال گذشته بی سابقه است. در چهار سال اخیر بیش از ۱۰ میلیون شغل ایجاد و نرخ بیکاری به پائین‌ترین حد در شش سال گذشته رسیده است. پوشش بیمه‌های اجتماعی افزایش و مصرف انرژی فسیلی کاهش یافته است. اشتباه نکنید؛ این کارنامه اقتصادی اوباما در شش سال اخیر است. او دستور پایان دو جنگ پرهزینه در افغانستان و عراق را صادر و سربازان آمریکا را از منطقه و گرداب نظامی آن خارج کرده است. وضع حقوقی بیش از پنج میلیون مهاجر غیر قانونی را سامان داد و روابط با کوبا را پس از ۵۰ سال مجدداً برقرار کرد و در تلاش است به هر قیمتی «گوانتانامو» را تعطیل کند و در آرزوی پایان دادن به تنش میان تهران و واشنگتن به پیشرفت‌های مهمی دست یافته است. کارنامه بدی نیست. بی‌شک او لیبرال‌ترین رئیس‌جمهوری آمریکاست، اما به نظر مخالفانش در آمریکا، ضعیف‌ترین رئیس‌جمهوری تاریخ آن کشور هم هست.
کنگره در برخی از سیاست‌های اساسی به شدت مخالف روش‌های دستگاه اداری رئیس‌جمهوری است، اما او به ویژه اخیراً با صدور «دستورات اجرائی» سیاست‌های خود را پیش برده است، تا آنجا که دست راستی‌های کنگره او را متهم به دیکتاتوری و دور زدن کنگره می‌کنند، اما مهم این است که آیا ایران با او به نتیجه خواهد رسید؟ در حالی‌که عده‌ای در آمریکا و تعدادی از همسایگان عرب ما و رهبران اسرائیل مایلند ایران فقط با «نفت، فرش و پسته» شناخته شود، فرصت حاضر می‌تواند منجر به تثبیت موقعیت سیاسی و اقتصادی ایران در منطقه، جنوب آسیا وحتی شمال آفریقا شود. اوباما در هفته‌های اخیر اثبات کرد در استفاده از قدرت اجرایی خود تردید نخواهد کرد. اکثریت جمهوریخواهان و شمار قابل توجهی از دموکرات‌ها که به شدت تحت نفوذ اسرائیل و عربستان قرار دارند، مایلند مذاکرات ایران و ۱+۵ بدون رسیدن به «قرارداد رضایت بخش برای طرفین» پایان یابد تا دوباره علم تحریم، انزوا وسایه جنگ را بر پا سازند. شک و تردید در موفقیت اوباما برای دستیابی به بزرگترین پیروزی سیاسی یعنی پایان تنش‌ها با ایران کم نیست، اما امروز یگانه گزینه موجود برای طرفین، دیپلماسی و تعامل است. اگر چه رسیدن به توافق با ۱+۵ فقط بخشی از مشکلات سیاسی و اقتصادی ایران را حل خواهد کرد، اما رسیدن به همین مقدار هم خوشایند عده‌ای نیست. روزی که آقای روحانی گفت سانتریفیوژها و چرخ اقتصاد ایران هردو باید با هم بچرخند، تصمیم مهمی گرفت که اگر نگوییم غیر قابل بازگشت، اما کنار گذاشتن این سیاست بی‌شک بسیارسخت و پرهزینه خواهد بود.

 

نوشته شده توسط خط امام در پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱:۰۴ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.