انسان،زمین و چالش های زیست محیطی

محمد باقر عباسی سملی*

شاید بد نباشد که در مطلع سخن ، تعریفی مختصر از محیط زیست داشته ، سپس به پیامدچالش های پیش روی محیط زیست انسان ، و ضرورت فرو کاستن از شعاع صدمات ناشی از چنین تهدیداتی با مدیریت علمی و بدور از احساس ، شعار زدگی و نگاه سیاسی بپردازیم . علمای علم محیط زیست تعاریف گوناگون و متعددی به فراخور زمان و مکان ، از محیط زیست ارائه نموده اند که چکیده ی برخی از این تعاریف را می توان به شکل زیر اجمالا ارائه نمود.

« محیط زیست : عبارت است از میدان برهمکنش انسان و مجموعه عوامل طبیعی ،اجتماعی و مصنوعی که پیرامون او وجود دارند. »

حال با تدبر در این تعریف کوتاه و چند کلمه ای به این نکته ی حیاتی و حائزاهمیت پی می بریم که هر نوع فعل و انفعال ما به طور مستقیم و بعضا غیر مستقیم محیط پرامونمان را تحت تاثیر خود قرار داده و پژواک تاثیر ما بر محیط نیز بی یا با واسطه به سوی خودمان بر می گردد و حیات ما را تحت تاثیر قرار می دهد . و چنانچه تاثیر ما بر محیط زیست ، تاثیری مثبت و در راستای بهبود آن باشد ، با پژواکی مثبت از سوی محیط مواجه خواهیم شد و بالعکس.

به قول مولوی : این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا

هر چندبالغ بر پنج قرن پیش آقای نیکلاس کوپرنیک کشیش ، فیزیکدان و ستاره شناس لهستانی بر نظریه ای که زمین را لایتناهی و مرکز کائنات می دانست و مواهب موجود در آن رانیز لایتناهی می پنداشت ، خط بطلان کشید و در محافل علمی به بایگانی سپرد، اما نهادینه شدن این نظریه ی مخرب و زیانبار ( لایتناهی بودن زمین و مواهب آن )در جامعه بشری به دلیل سیطره ی تاریخی آن که به درازنای تاریخ حیات بشر بر می گشت ، تا امروز نیز گریبان ما انسان ها بویژه کشورهای جهان سوم را رها نکرده و از سلطه ی سیاه آن رنج می بریم.

امروزه برای درصد قابل توجهی از ساکنان سرزمین خودمان ایران عزیز ، این مهم که آب دارای حجمی محدود بوده ، هم پایان پذیر است و هم قابل آلوده شدن . هوا قابل آلوده شدن است و به همان میزان که استنشاق آن مفرح و حیات بخش است در صورت آلودگی می تواند ویرانگر حیات باشد. و … ، بیشتر به یک مزاح می ماند تا واقعیتی انکار ناپذیر و در حال وقوع.

و اما تهدید ها ، که به هر یک جداگانه و به اجمال خواهیم پرداخت.

تهدید ها :

نگاه غیر علمی به مقوله ی جمعیت ۲- تبعیت کور از مسیر صنعتی شدن جهان ، بویژه جهان غرب ۳- سوخت های فسیلی، هسته ای ،فاضلاب های صنعتی و خانگی ،استفاده بی رویه از سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی در کشاورزی و … ۴- بی توجهی به حیات وحش وعدم عنایت کافی به جنگل ها و مراتع ۵ – بی توجهی به مقوله ی آب و هدر رفت آن

ضرورت نگاه علمی و غیر ایدئولوژیک به جمعیت :

پرسش های رایج امروز جامعه ی بشری این است که جمعیت زیاد بهتر است یا جمعیت کم ؟ ، آیا ادیان آسمانی از جمعیت زیاد حمایت می کنند یا جمعیت کم .؟ آیا کنترل جمعیت بهتر است یا تشویق و ترویج افزایش بی رویه ی جمعیت.؟ و ….

که در اینجا ما تنها به نگاه دین مبین اسلام به مقوله ی جمعیت اکتفا می کنیم ، هنگامی که انسان با طرفداران افزایش بی رویه ی جمعیت مواجه می شود ، می فرمایند : هر آن کس که دندان دهد نان دهد. و بلافاصله در تایید سخن خود این آیه ی شریفه ی قرآن کریم را مورد استناد قرار می دهند که می فرماید « وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُم إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءًا کَبِیرًا » (اسراء/۳۱)

در صورتی که این نگاه نگاهی صرفا ایدئولوژیک است . و به راحتی قابل نقض ، زیرا بطور کلی نگاه ایدئولوژیک به دین و کلام وحی نگاهی چندان صواب به نظر نمی رسد . و بیشتر به نگاه بازدید کنندگان از پیل هندوستان در تاریکی ( در داستان مولوی ) می ماند. در حالی که در همین زمان فردی دیگر با استناد به قرآن می تواند افزایش جمعیت را رد کند و سند محکم هم ارائه دهد . برای مثال قرآن کریم می فرماید «….. أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ ……» ( الحدید-۲۰) در این آیه ی شریفه خداوند تبارک و تعالی افزایش اولاد را در کنار افزایش اموال در جهان مادی که بازیچه ای بیش نیست جهت تفاخر به یکدیگر معرفی و امری باطل می داند. همچنین امام علی (ع) در نهج البلاغه ، یکی از راه های رسیدن به آسایش را اولاد کمتر معرفی می فرماید. « قله العیال احد الیسارین » (حکمت – ۱۴۱)

در صورتی که با عنایت به شان نزول و صدور این آیات و روایات انسان متوجه می شود که هیچکدام نه موید افزایش بی رویه ی جمعیتند و نه هیچکدام موید کاهش غیر علمی و غیر کارشناسی جمعیت.

در مقابل ایدئولوژیست ها و طرفداران افزایش بی رویه ی جمعیت نیز طیف دیگری قرار دارند ، که افزایش جمعیت را تا سر حد فاجعه ی بشری تقبیح می کنند. و با تمام قوا به مقابله ی با آن بر می خیزند. در صورتی که این نگاه به جمعیت نیز به همان میزان نگاه ایدئولوژیست ها بی پایه و اساس است.

به باور این کمترین ، نگاه دین به جمعیت نگاهی علمی است ، و راه رستگاری اجتماعات بشری کنترل علمی جمعیت است . کنترل علمی به معنای کاهش جمعیت نیست ، همانگونه که افزایش بی رویه ی جمعیت را تایید نمی کند. در صورتی که محصول کنترل علمی جمعیت هم می تواند به کاهش جمعیت منجر گردد و هم می تواند افزایش حساب شده و تحت کنترل جمعیت را در پی داشته باشد.

امروزه به همت و تلاش متفکران جهان در طول تاریخ ، گنجینه ی گران بهای علوم مختلف از جمله جمعیت شناسی در اختیار ما قرار دارد. آنچه مسلم است پارامترهایی مثل مرگ و میر و مهاجرت هرگز نباید از زاد و ولد پیشی بگیرند. از طرفی حفظ جوانی جمعیت نیز یکی از مولفه های مهم ساکنین هر سرزمین است. که باید مورد توجه جدی کارگزاران آن سرزمین قرار گیرد . بطور کلی هرم سنی جمعیت یک جامعه نباید دستخوش تحولات غیر کارشناسی شود. زیرا هرنوع تغییر شکل در هرم سنی یک جامعه پیامد های ناگواری در پی خواهد داشت. برای مثال متاسفانه قبض و بسط و اعوجاج در سیاست های جمعیتی در سالیان گذشته در کشور خودمان ، سیمای زیبای هرم سنی جمعیت ما را دستخوش تغییرات ناهمگونی نموده است. راه بازگشت این هرم زیبا به شکل پیشین خود ، صدور فرمان ،اعمال سلیقه و برانگیختن احساسات جامعه نیست. باید کار را به کارشناس واگذاشت. و از جنجال آفرینی های بیهوده و بی نتیجه دست برداشت. باید مدیریت کشور به سمت مدیریت علمی حرکت کند. فرافکنی سیاست های غیر کارشناسی پیشین راه به جایی نمی برد و حرکت در کوچه ی بن بست است.

پس می توان نتیجه گرفت که در جوامع دموکراتیک و عاری از فقر و فساد و تبعیض که تحت مدیریت علمی قرار دارند و نیروی کار می تواند به شکل علمی بکار گرفته شود و رونق روز افزون و توسعه ی همگون و همه جانبه را در پی داشته باشد ، جمعیت کشور چین هم کم است . اما در جوامعی که رای مردم در آن تعیین کننده نیست ، خرد جمعی تحت سیطره ی علائق کج و معوج فردی و سلائق غیر کارشناسی قرار دارد و به شدت از فقر و فساد و تبعیض و اختلاف حاد طبقاتی رنج می برد ، افزایش جمعیت پی آمدی جز تشدید بحران های پیش گفته در پی نخواهد داشت و جمعیتی در حد جزایر قناری هم برای آن زیاد است.

ضرورت عدم تبعیت کور از صراط صنعتی شدن دنیای غرب

افزایش روز افزون جمعیت ساکنان زمین از یک سو و محدودیت منابع موجود در این کره ی خاکی، همراه با وقوع خشکسالی های پیاپی در برخی از کشورها ، که پیامد آن وقوع جنگهای ویرانگری بود که در میان اقوام و ملل مختلف جهان جهت تسلط هر چه بیشتر بر منابع موجود ، در راستای ایجاد امنیت حیات خویش در می گرفت ، و خود به بزرگترین تهدید بقا حیات در زمین بدل شده بود از دیگر سو ، متفکران جهان را در راستای چاره اندیشی جهت تامین نیازهای روز مره ی ساکنان سیاره ی ما به تامل واداشت .

انسان ماقبل مدرنیته یا غیر صنعتی ، ساکن در مغرب زمین که از فشار بی حد و حصر ارباب کلیسا به تنگ آمده است ، سر به عصیان می گیرد ، و طی نزدیک به ۳۰۰ سال مبارزه طی سالهای(۱۶۰۰ – ۱۳۰۰ ) میلادی ، که به دوران رنسانس یا نوزایی معروف است ، موفق می شود خود را از سلطه ی سیاه کلیسا رها سازد. او در این زمان بجای اصلاح قرائت تحریف شده از آئین رهایی بخش عیسی مسیح (ع) که قرائتی رحمانی با حفظ کرامت نوع انسان است . ایمان و نگاه به آسمان را به بند می کشد و در گوشه ای محصور می سازد تا صدای ایمان راستین به گوش طالبان هدایت نرسد. عملکرد کلیسا به حدی هولناک بود ، که دادگاه های تفتیش عقاید (انگیزاسیون ) آن تا امروز پشت انسان را می لرزاند. کلیسا به خود حق می داد که به نام دین لیکن قلبا در راستای استحکام قدرت نا مشروع خود ، تمام حریم های خدادادی انسان را درنوردد. و تا اطاق خواب مردم نیز سرک بکشد. کلیسا انسان را متهم بالفطره می خواند مگر اینکه بتواند ثابت کند که گنهکار نیست. کلیسا به هیچ وجدان جمعی و قانون خدایی و بشری پاسخگو نبود. او جهت ایراد اتهام به افراد ، خود را ملزم و مکلف به ارائه دلیل و سند و مدرک نمی دانست. بلکه این قربانی بود که باید در مقابل انبوه اتهامات ناروا سند و مدرکی دال بر بی گناهی خویش در دادگاه های تفتیش عقاید ارائه نماید. و دادگاه نیز به هیچ مدرکی جز تبعیت محض و بی چون و چرا از فرمان ارباب کلیسا و تایید تمام جنایات هولناک و ضد بشری آنان اکتفا نمی کرد و رضایت نمی داد. در چنین دورانی که انسان در عکس العمل به اعمال ارباب کلیسا ، ایمان و اخلاق را یکجا به بند کشیده و ذبح علمی نموده است. وارد عصر صنعت و مدرنیته می شود.

آری درخت تفکر انسان پس از چندین قرن سرانجام در اواسط قرن هجدهم میلادی در غرب به مرکزیت انگلستان به بار نشست و انقلاب صنعتی را به عنوان میوه ی محصول تفکر و تدبر در عالم خلقت به جامعه ی بشری ارزانی داشت. تا او بتواند به کمک ماشین ، آب و خاک را به خدمت گرفته و برای همیشه از دغدغه ی امنیت غذایی رهایی یابد. انسان طی چند قرن چنان سرمست فتوحات خویش کرگدن وار به پیش تاخت ، که مجالی جهت ارزیابی عملکرد گذشته برایش باقی نماند. توسعه ی روز افزون صنعت از قرون هجده تا بیست میلادی ، چنان بوق و کرنایی در سراسر زمین به راه انداخته بود که هیچ صدای منتقدی را یارای رقابت با او نبود. انسان صنعتی قرون هجده تا بیست ، تنها به افزایش تولید می اندیشید و دیگر هیچ . او قلب زمین را شکافت تا نفت را در مسیر افزایش تولید به خدمت گرفته و با کمک صنعت ، ابر را را نیز مسخر خویش ساخته و برای آسمان تعیین تکلیف نموده که در کجا ببارد و در کجا نبارد.

انسان غربی که بنا بود صنعت را در خدمت همنوعان خویش قرار داده و جامعه ی بشری را از دغدغه ی امرار معاش برهاند. اکنون با این ابزاری که او را فرسنگ ها از همنوعان خود جلو انداخته بود ، به استثمار کشور های عقب مانده از قافله ی علم و صنعت جهان مبادرت ورزید. او وقتی با مقاومت برخی آگاهان و آزادیخواهان جهان مواجه شد ، صنعت را در خدمت تولید سلاح های هولناک بکار گرفت.او با ابزار صنعت ریزترین ذره ی هستی را شکافت تا غولی را از چراغ جادوی خویش بیرون آورد که اولین گام این غول آتشین بدل کردن شهر های هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن به تلی از خاکستر بود.و گام بعدی این غول چراغ جادوی بشر که به اصطلاح استفاده ی صلح آمیز از انرژی هسته ای را نوید می داد ، انفجار رآکتور هسته ای چرنوبیل در اتحاد جماهیری شوروی سابق یا اکراین کنونی بود ، تا پس از قریب به سه دهه از آن فاجعه ی هولناک که تقریبا نیمی از کره ی زمین را کم و بیش آلوده ساخت و صدها هزار نفر را در گذر زمان بر اثر دریافت تشعشعات رادیو اکتیو از پای درآورد ، هنوز در اکراین و بخش هایی از کشورهای همسایه ی این کشور نوزادان بی دست و پا متولد شوند و سرطان بیداد نماید. فاجعه ی فوکوشیما در ‍ژاپن نیز که اخیرا رخ داد نمایی دیگر از غول چراغ جادوی بشر یعنی انرژی هسته ای بود.

به قول شاعر : به این هم اکتفا ناکردی ای دوست / زدی بر آتشم دامان و رفتی

اکنون که انسان با تکیه بر صنعت ، زمین را درنوردیده و آب و خاک و در برخی موارد آسمان را نیز مسخر خویش ساخته ، برای مدتی حتی ضرورت آیش زمین را نیز به دست فراموشی سپرده است و تولیدات کشاورزی را نیزبه بالاترین حد خود رسانده ، که ناگاه با چند مشکل جدی مواجه می شود. یکی آفاتی که به مزارع هجوم آورده اند و دیگری فقر روز افزون خاک از مواد مغذی مورد نیاز رشد گیاهان و در نهایت کمبود آب ، چاره ی کار را مجددا در تکیه ی بیشتر و بیشتر به صنعت دانسته و با دست اندازی به سفره های آب زیر زمینی از یک سو و تجزیه و فرآوری مشتقات نفت و سایر مواد معدنی جهت تامین انواع آفت کش ها و همچنین تولید کود شیمیایی جهت رفع فقر زمینی که دیگر قادر به باروری تولیدات کشاورزی مورد نیاز انسان نیست ، بر شتاب حرکت در مسیر اشتباه خود می افزاید. که محصول آن « آب ، خاک و هوای » آلوده ی امروزی است.

و انسان مصیبت زده ی امروز بارزترین مصداق تمرد از فرمان عقل اعظم و خرد خالق هستی است ، که فرمود : « …. وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ…. » (بقره /۱۵۹ )

آری انسان غربی تحت سیطره ی زیانبار فرهنگ و ایدئولوژی کاپیتالیزم ، که اکنون به سلاح صنعت نیز مجهز است . تقریبا از اواسط نیمه اول قرن بیستم میلادی سرمست از تسخیر تمام زوایای زمین مرزهای اخلاق را نیز یکی پس از دیگری در می نوردد و خیمه ی اخلاق را در راستای تامین سوخت ابزار تولید و جهت افزایش ثروت به آتش می کشد . او زن را که مظهر زایش همه ی زیبایی های هستی است ، به پای زیبایی های کاذب پیشرفت های صنعتی خویش به مسلخ می کشد. تا با ادعاهای فریبنده ی برابری حقوق زن و مرد ، او را به فجیع ترین شکل ممکن ابزار استثمار خویش سازد. و در اینجاست که اضمحلال کانون خانواده به عنوان بنیادی ترین و قدیمی ترین هسته ی اجتماع بشری ، رقم می خورد. که کمترین پیامد آن تشکیل اجتماعی تهی از هویت است که می توان آن را با هر ساز فرهنگ و ایدئولوژی کاپیتالیزم تنها و تنها در راستای افزایش ثروت به رقص واداشت. و چه توجیهی جهت متقاعد کردن ساکنان مغرب زمین ،برای پذیرش تمام این فجایع ، بهتر از به رخ کشیدن عملکرد کلیسای قرون وسطا ، توسط بنیانگذاران ایدئولوژی کاپیتالیزم می توانست باشد.

صاحب این قلم نه تنها در صدد کم ارج جلوه دادن تلاش و کوشش و خدمات علمی حیرت انگیز ساکنان مغرب زمین طی قرون اخیر به جامعه ی بشری نیست ، و در مقابل آفرینش این همه شگفتی غرب در عرصه های گوناگون علمی – تکنولو‍ژ‍یکی سر تعظیم فرود می آورد . بلکه روی سخن با انسان غیر غربی بویژه جوامع اسلامی است ، که باید از اشتباهات دنیای غرب عبرت گرفت .اگر از همه خدمات مغرب زمین به بشریت صرف نظر شود ، بزرگترین خدمت انسان غربی به جامعه جهانی ، همین اشتباهات ارتکابی آنان است که امروز چراغی است فراراه ساکنان سایر نقاط زمین.

هیچ توجیهی از کشورهای جهان سوم بویژه ممالک اسلامی ، با اینهمه توصیه های خردپایه مبنی بر ضرورت عبرت گیری از سرنوشت دیگران که در آموزه های دینی آنان نهفته است ، پذیرفتنی نیست که درست پا جای پای انسان غربی قرون ۱۷ میلادی به بعد بگذارند . و بر مصیبت ساکنان زمین و به طریق اولی هموطنان خود بیفزایند .

بهره برداری بی رویه از عوامل آلوده کننده ی محیط زیست

سوخت های فسیلی و هسته ای ، فاضلاب های صنعتی و خانگی ، سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی و … از عمده ترین منابع آلوده کننده ی محیط زیست به شمار می آیند.همانگونه که در فرازهای پیشین آمد، دنیای غرب نهضت استفاده ی بی رویه از سوخت های فسیلی و هسته ای ، تولید انبوه انواع آفت کش ها و کودهای شیمیایی ، رها سازی پسابهای کارخانه های صنعتی و شیمیایی که عمدتا در مجاورت رودخانه ها ، دریاچه ها و دریا ها احداث شده اند ، رها سازی انواع گازهای سمی و خطرناک ناشی از فرآوری مشتقات نفت و مواد معدنی و … در هوا و … که منجر به آلودگی همزمان خاک ، آب و هوا می گردند را به منتها درجه ی ممکن به پیش برده و زیان های غیر قابل جبرانی را بر جامعه ی بشری تحمیل نموده است . آنان اکنون که جهان را در باتلاق آلاینده های ناشی از این نوع بهره برداری فرو برده اند ، با نهضتی نوین آهنگ بازگشت از مسیر پیشین نموده، در صدد دست یابی به انرژی های پاک از قبیل انرژی خورشیدی ، انرژی باد ، انرژی آب ، زمین گرمایی و … ، جهت جایگزینی انرژی های ناشی از سوخت های فسیلی و هسته ای برآمده اند . عمده کشور های اسلامی بویژه در خاورمیانه از نعمات خدادادی همچون آفتاب درخشان ، دریا و … برخوردارند ، که عقل سلیم حکم می کند ، راه طی شده توسط غرب را بجای پیمایش مجدد ، آئینه ی عبرت خویش سازیم .

بی توجهی به حیات وحش وعدم عنایت کافی به جنگل ها و مراتع

تنها اندکی تامل به محیط پیرامون ، ما را متوجه حاکمیت یک قانون و نظم نامرئی بر این طبیعت می نماید. که ایجاد اخلال در این نظم پیامد هایی غیر قابل پیش بینی را برای بشر به همراه خواهد داشت.هر چند خداوند تبارک و تعالی نیز به عناوین مختلف در جای جای قرآن کریم ما را به تامل و تدبر در این عالم هستی فرا خوانده است ، برای نمونه آنجا که می فرماید :

«إن فی خلق السموت و الأرض و اختلف الیل والنهار والفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و مآ أنزل الله من السمآء من مآء فأحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دآبه و تصریف الریح و السحاب المسخربین السماء الأرض لأیت لقوم یعقلون». (بقره /۱۶۴ )

با تامل در این آیه ی شریفه ، انسان به این مهم پی می برد که خالق هستی با ظرافت تمام ما را به تفکر در چرخه ی حیات ( زنجیره ی غذایی ) ، چرخش زمین ، چرخه ی آب ، تنوع و پراکنش حیات در زمین و … فرا می خواند.

حال از آنجایی که می دانیم اولین حلقه ی حیات (اولین حلقه از زنجیره ی غذایی ) را گیاهان سبز و شیمیو سنتز کننده ها به عنوان تولید کنندگان ( اتوتروف ) تشکیل می دهند ، بیشتر به نقش و جایگاه جنگلها و مراتع در چرخه ی حیات و محیط زیست سالم پی می بریم . از دیگر کارکردهای جنگل ها و مراتع و بطور کلی فتو سنتز کننده ها استفاده از دی اکسید کربن موجود در هوا به عنوان غذا است که به پالایش و سالم سازی هوا کمک می کند . جلو گیری از وقوع سیل ، کمک به افزایش تراز آب های زیر زمینی و … ، از جمله کارکرد های بیشمار اولین حلقه ی حیات است که مورد شدید ترین بی مهری ساکنان زمین قرار گرفته و می گیرد. دومین حلقه ی حیات را مصرف کنندگان ( هتروتروف ها ) تشکیل می دهند که اتوتروف ها به عنوان تولیدکنندگان رمز بقا آنان در اکوسیستم می باشند . که گونه های مختلف جانوری به عنوان گوشتخواران در دسته های بعدی مصرف کنندگان قرار می گیرند که خود نیز به نوبه ی خود خوراک سایر حلقه ها ی حیات می باشند. استفاده ی بی رویه ی بشر از هر یک از حلقه های حیات و عدم توجه کافی به ضرورت حفظ گونه های مختلف حیات در زمین ، امروزه جامعه ی بشری را با چالش های جدی مواجه ساخته که همگان شاهد آنیم.

بی توجهی به مقوله ی آب و هدر رفت آن

آنچه مسلم است آب موجود در زمین حجمی محدود و تقریبا مشخص دارد ، و لایتناهی نیست . و مطابق مطالعات محافل معتبر علمی ، همین حجم محدود نیز بالغ بر ۹۶ درصد آن را آبهای شور موجود در اقیانوس ها ، دریاها و دریاچه های آب شور تشکیل می دهند . از ۴ درصد آب شیرین باقی مانده نیز بخش عمده ای از آن را یخهای قطبی ، یخچالها و توده های عظیم یخ محبوس در زمین تشکیل می دهند که عملا برای بشر تا امروز غیر قابل استفاده باقی مانده است. بخش اندک آب شیرین در دسترس بشر همان آب موجود در رودخانه های آب شیرین ، دریاچه های آب شیرین و آبهای زیر زمینی می باشند که بخش اعظم آن توسط ما انسانها آلوده به انواع آلاینده های مصنوع دست خودمان گردیده و عملا بلا استفاده مانده است. مقدار بسیار قلیل آب سالم مانده ، شیرین و قابل دسترسی نیز به طور مساوی در سطح زمین توزیع نشده است . که ممالک اسلامی بویژه در خاور میانه نیز دارای کمترین سهم از این آب شیرین در دسترس می باشند . در کشور عزیزمان ایران اسلامی که جزء مناطق خشک خاور میانه به حساب می آید متوسط هدر رفت آب در خوشبینانه ترین حالت ۴۰ درصد است. حال خود قضاوت کنیم که با خود چه کرده ایم و چه می کنیم .

نتیجه :

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی / کین ره که تو می روی به ترکستان است

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

 

* کارشناس آبفار استان بوشهر

نوشته شده توسط خط امام در یکشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۳ ساعت ۰:۱۸ ق٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.