توس، تجسم ملیت ایرانیان

خط امام : فردوسی فرزانه ی توس است است که تجسم ملیت و مذهب ما به شمار می رود. فردوسی شخصیتی است که در علم نظر، بینا بود و اکنون او و خردنامه اش (شاهنامه) چراغ راه و پایه ی هویت ما ایرانیان است.

پس از اطلاع رسانی به موقع و موثر ِ رسانه های متعهد و وطن خواه از جمله «ایرنا»، فشار افکار عمومی، تدبیر وزیر کشور دولت یازدهم و اقدام مناسب استاندار آذربایجان غربی، شورای اسلامی شهر سلماس روز پنجشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۹۳ خورشیدی با صدور اطلاعیه ای از برداشتن تندیس فردوسی از وسط میدانی به همین نام برائت جست و دستور نصب دوباره ی آن بر جای اصلی اش را صادر کرد و این دستور، عملی شد.

برخی از ما و فرمانداران و دیگر مسوولانمان نمی دانیم که اگر شخصیت ها و مفاخر بزرگ تاریخی و ملی مانند حکیم «ابوالقاسم فردوسی» که یک رکن هویتی ایران هستند داشته باشیم هیچ گاه لشکریان توران و ضحاک به قلب این سرزمین وارد نخواهند شد.

فردوسی این دهقان زاده ی پرسواد، مراحل رشد و تکامل را در سده ی چهارم هجری، قدم به قدم با آگاهی پیمود و در زندگی بر شخصیت شجاع و فرهیخته ی خود تکیه کرد. آتشی که در درون داشت موجب شد تا خردنامه (شاهنامه) را خلق کند که امروز نسخه های زیاد آن نه تنها در ایران بلکه در دیگر کشورهای جهان به زبان های مختلف انتشار یافته است.

او یکی از محبوب ترین شاعران حماسه سُرای ایران ما است که برخی نویسندگان بزرگ دنیا مانند «الکساندر پوشکین» نویسنده ی روسی از وی و شاهنامه اش تاثیر پذیرفته اند. حکیم ِ توس در اثر آن آتش درونی و رنجی که برای نگارش خردنامه اش و نیز احیای ایرانی و زبان فارسی کشید شاید اگر امروز و صدها سال پس از مرگش تربت و خاکش را بگشاییم دود از کفنش بیرون آید!

برخی ادیبان و ادب شناسان معتقدند که فردوسی از دین و قرآن نیز الهام گرفته است. برای نمونه او در پردازش داستان سیاوش، قصه ی یوسف و زلیخا در قرآن و در پردازش داستان فریدون، ماجرای موسی (ع ) در قرآن را الگوی خویش قرار داده است.

به باور مورخان و ادیبان، فردوسی نگارش شاهنامه را در عصر سلطان «محمود غزنوی» و صدر اعظمی «ابوالعباس اسفراینی» که ایرانی بوده و تفکر ایرانی داشته است آغاز می کند و در زمان صدر اعظمی «ابوالحسن میمندی» که تفکر و اندیشه ی عرب گرایانه داشته است به پایان می رساند.

فرزانه ی توس از شعرهای مرحوم «دقیقی» شاعر خراسانی در قرن چهارم هجری که همشهری فردوسی بوده، بهره گرفته است. هم چنین از شاهنامه ی «ابو منصوری» که پیش از فردوسی و به نثر بوده است.

خردنامه یا شاهنامه ی فردوسی سه بخش دارد: بخش نخست اسطوره ای است؛ حکایت سیمرغ و زال و رستم و هفت خوان رستم. بخش دوم پهلوانی است؛ داستان رستم و اسفندیار و ضحاک ماردوش و کاوه ی آهنگر و قیام دهقانان و داستان فریدون و سیاوش. بخش سوم تاریخی است؛ داستان بزرگمهر و انوشیروان و زنجیر عدالت گستر او .

بر خلاف آن چه در محاوره و زبان ها است شاهنامه آخرش خوش نیست بلکه سوگنامه (تراژدی) است و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !

پیکر فرزانه ی ایرانی در سده ی چهارم هجری در حالی که تنها دخترش عقب تابوتش در حرکت بوده از روستای «طابران» به توس ، که امروز زیارتگه ایرانیان و جهانیان است، منتقل و مدفون شد. روستای طابران از مکان های تاریخی اکنون به خرابه ای فراموش شده در غبار زمان تبدیل شده است.

ایرنا

 

نوشته شده توسط خط امام در دوشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۴۶ ق٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.