پرسشی از بنیاد شهید

کهنه زخمهایی که مسولیت می طلبد

به قلم : حمید قزوینی
روز شنبه چهارم شعبان که مصادف با میلاد حضرت عباس بن علی (ع) و روز جانباز بود، به دلم افتاد تا احوال یکی از دوستان جانبازم که مدتهاست از حرکت ترکش های باقی مانده از زمان جنگ در بدنش، دچار رنج مضاعف شده را بپرسم. او به دلایلی که فعلا امکان پرداختن نیست، محکوم به تحمل زندان است. با یکی از بستگانش تماس گرفتم. گفت با پیگیری های فراوان بالاخره برای ادامه درمان به یکی از بیمارستانهای تهران منتقل شده است. از او پرسیدم آیا بنیاد شهید و امور ایثارگران که متولی اصلی رسیدگی به امورجانبازان است کمکی کرده اند؟ پاسخش منفی بود!
او حرفهای دیگری هم داشت که از آنها صرف نظر می کنم.
گفتگوی ما که پایان یافت سوالی بزرگ ذهنم را به خود معطوف کرد. سوال این بود که جایگاه احساس وظیفه ومسولیت پذیری در مدیریت کجاست؟
اگر این روزها یادآوری دلاوری های «عباس» درعاشورا، فرصتی برای تجلیل از حماسه آفرینی واز خودگذشتگی هزاران جانباز سربلند انقلاب اسلامی و دفاع مقدس فراهم می آورد که با احساس وظیفه و مسولیت پذیری از خود و سلامتیشان گذشتند تا آرمانهای ملت و ارزشهای منبعث از انقلاب اسلامی در سایه امنیت جامعه و تداوم نظام جمهوری اسلامی همچنان باقی بماند، این پرسش به ذهن متبادر می شود که آیا نهادهای متولی رسیدگی به امور جانبازان هم به وظایف و مسولیت خود در برابر آنان عمل کرده اند؟ اکنون که تعداد جانبازان مانند دوران دفاع مقدس همه روزه افزایش نمی یابد و بسیاری از مشکلات و موانع قانونی و بودجهای نیز برطرف شده آیا مشکلات جانبازان کاهش یافته است ؟ نهاد مورد بحث تا چه اندازه خود را دربرابر جانبازانی که به هر دلیل امکان پیگیری امور خود را ندارند، مسول می داند؟
آیا واحد و یا ادارۀ مشخصی در این نهاد عریض و طویل وجود دارد تا خدمات پزشکی به جانبازانی که به هردلیل گرفتار زندان شده اند را وجهه همت خود سازد؟ جانبازانی که به دلیل شرایط زندان امکان پیگیری امور درمانیشان فراهم نیست و هر لحظه ممکن است تن رنجورشان در برابر کهنه زخمها مقاومت خود را از دست بدهد؟
شاید گفته شود فردی که در دادگاه محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکومیت است بدون تبعیض باید این دوران را سپری کند و نباید تفاوتی میان او و دیگران باشد. در پاسخ باید گفت کسی خواستار تبعیض در این بخش نیست بلکه بحث بر سر این است که جانبازان به لحاظ جسمی از شرایط مساوی با سایرین برخوردار نیستند و دائما باید تحت درمان وکنترل بیماری های قدیمی خود باشند. ضمن آنکه آنها سلامتی خود را قبلا به خاطر دفاع از انقلاب اسلامی و نظام از دست داده اند و همگان موظف به اجرای تعهداتی هستند که در برابر آنان دارند.
اخیرا در خبرها آمده بود که خانم مولاوردی مشاور رئیس جمهور در امور زنان و خانواده از چند زندان زنان بازدیدکرده و تلاش هایی برای کاهش مشکلات زنان و مادران زندانی در دستور کار قرار داده است. آیا ریاست محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران به همین اندازه هم نمی تواند تلاش کرده و احساس مسولیت کند؟

نوشته شده توسط خط امام در یکشنبه, ۰۴ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۴:۰۹ ب٫ظ

۳ نظر

نظر -49 - 0 از 3اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. 0

    درد دل جانباز شیمایی با امام زمان
    من یک روستایی‌ام.
    یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.
    از مهد نام آوران و دلیران آذربایجان. پزشکان کارآیی ریه‌هایم را روز به روز کمتر گزارش می‌دهند. امسال ۶۸% اعلام کرده‌اند. شاید مرا نشناسی! آقای من، یادت هست موقعی که ما اعزام می‌شدیم؛ کسانی پشت میزها نشسته بودند؟ یادت هست که بعضی‌ها می‌گفتند امام تکیف کرده که همه به جبهه بروند، ولی خودشان نمی رفتند!!؟اینان وقتی ما را در اداره و بنیاد جانبازان یا بهتر بگویم بنیاد و اداره خودشان! می‌بینند، دعوایمان می‌کنند، ما را دیوانه خطاب می‌کنند. اینان مسئول، امید و مشاور خانواده جانبازان هستند!
    اینان به عنوان مشاوره به زنانمان می‌گویند که برو از شوهرت طلاق بگیر! تو چه گناهی داری که زن جانباز شدی.آری مولای من وضع این گونه است.جانباز شیمیایی ، محمد برقی – ۸۶/۱۲/۶

  2. 0

    درد دل جانباز شیمایی با امام زمان : حمید باکری گفته بود: دعا کنید شهید شوید که بعد از جنگ چه مشکلاتی به سرمان خواهد آمد. حیف که آن موقع نشد ، البته لایق نبودیم. پس اربابم مرا از همرزمانم جدا مکن.

  3. 0

    واقعیت این است که بنیاد شهید یک سازمان اداری مثل بقیه سازمانهاست. همه چیز شکل تشریفاتی و نمایشی دارد. برای بیشتر اینها مهم نیست چه چیزی به سر جانبازان می آید. خیلی از کارمندان بنیاد شهید از دیدن ما خسته شده اند و نمی خواهند ما را ببیند. وقتی یکی از اختلاس های بزرگ در دولت قبل در بنیاد شهید شد و صدای کسی در نیامد حتی دولت جدید هم روی آن سرپوش گذاشت چه انتظاری می توان داشت. گذشت آن زمانی که از مسولیت پذیری و تعهد حرف می زدیم.

نظر -49 - 0 از 3اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.