تفکر تشکیلاتی ضرورت امروز جامعه ما

نویسنده: ذبیح‌الله رضایی*

امروزه در عرصه فعالیتهای سیاسی واجتماعی ایجاد تشکل های سیاسی و مدنی از نیاز های غیر قابل انکار بوده چرا که با توجه به پیچیدگی و نیازهای جوامع امروزی یکی از پیش نیازهای مهم توسعه سیاسی تشکیل احزاب و تشکلها می باشد. تفکر و رفتار تشکیلاتی به معنی تجمیع افکار و اندیشه ها و تواناییهای متفاوت افراد در کنار همدیگرمی باشد. در حوزه مسائل سیاسی یکی از اهداف اساسی فعالیتهای تشکیلاتی دستیابی به قدرت و یا سهیم شدن در آن و یا حداقل نقد قدرت میباشد. معمولا حاکمان و صاحبان قدرت هم ذاتا به گونه ای بوده و هستند که نسبت به واگذاری و تقسیم و یا نقد قدرت خود مقاومت و سرسختی و واکنش نشان میدهند بر همین اساس حرکت و کنش درجغرافیای قدرت و حکومت موضوعی کاملا حساس، جدی و حتی پرمخاطره می باشد.

فلسفه وجودی جوامع و حکومت های مردم سالار این است که مردم در تعیین سرنوشت خود حضور داشته و سهیم باشند؛ و از یکسویه شدن قدرت در روند اداره جامعه پرهیز شود و همچنین قدرت مردم تنها ابزار کنترل و تنظیم قدرت حاکمان و صاحبان قدرت شناخته شده است. قانون اصلی ترین مولفه ای می باشد که می تواند فرایند توزیع و تقسیم و انتقال قدرت ها را مدیریت نماید و به تنظیم ارتباط بین دولت و مردم بپردازد بدون اینکه مردم بخواهند به زور و خشونت متوسل شوند و یا حاکمان بخواهند در مسیر خودکامگی قدم بردارند.

اینکه قدرت مردم چگونه متمرکز شده و قابلیت اعمال و کاربرد پیدا می نماید یکی از موضوعاتی است که در طول تاریخ نظام های سیاسی مختلف محل بحث وجدل و همراه با چالش و کشمکش فراوان بوده است تا اینکه تجربیات موفق و ناموفق بشریت به این نتیجه رسیده است که تنها درچهارچوب قانون می توان به مدیریت و ساماندهی و تعیین حد و مرزهای حکومت ها ودولت ها پرداخت و شرایط دخالت وحضورمردم در بحث اداره جامعه را مشخص نمود. که در این میان برگزاری انتخابات های مختلف وتعیین نمایندگانی از طرف مردم بعنوان یکی از الزامات اداره جامعه به شیوه مرم سالاری ، از تجربیات موفق بشریت در موضوع حکومت و قدرت شناخته شده است .وهمچنین اینکه مردم چگونه می توانند در انتخاب نمایندگان خود به نحو شایسته ای عمل نمایند تا از کمترین خطا و اشتباه برخوردار باشند، تجربه اخیر تاریخ تکیه بر تحزب و تشکل گرایی را به ما عرضه می نماید. یکی از مهمترین کارویژه احزاب و تشکلهای سیاسی ساماندهی نیروهای پراکنده مردمی است . امروزه اداره جوامع آنقدر پیچیده شده که یک یا چند فرد به شکل پراکنده نمی توانند، برنامه منسجمی برای اداره کشور داشته باشند. کارویژه دیگرحزب تدوین برنامه برای اداره کشور است که حزب به شکل عملیاتی برنامه خود را تدوین می کند و دست به کادرسازی برای اجرای برنامه خود می زند و در واقع حزب به نخبه پروری و تربیت وتحویل نیروهای شایسته به جامعه می پردازد .افراد در فرایند کار تشکیلاتی به بلوغ فکری وسیاسی لازم دست خواهند یافت و تمرین ترجیح منافع جمعی و ملی برمنافع فردی را انجام داده و مفهوم تعهد را درک خواهند نمود و احزاب برای حفظ اعتبار و حیثیت خود دائما به گزینش درون گروهی دست زده و برعملکرد افراد نظارت می نمایند تا ازشتابزدگی ، خودسری و تک روی ها که منجر به آسیب فراوان خواهد شد جلوگیری نمایند.

ازجهت دیگر، فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی منجر به بالا بردن سطح آگاهی و بینش سیاسی مردم می گردد و ضمن جلوگیری از حرکات توده ای و احساسی باعث می شود تا از ورود افراد یا جریانهای ناشناخته و بی ریشه به عرصه انتخاباتی و مدیریتی کشور جلوگیری شود و در کنار آن سطح پاسخگویی و مسئولیت پذیری دست اندرکاران در مقابل مردم را بالابرده و توسعه و نهادینه شدن کارجمعی و تشکیلاتی را به همراه خواهد داشت .

در ارتباط بابحث حکومت میتوان گفت که فعالیت احزاب تضمینی برای بقا ودوام حکومت ها خواهد بود و از اینکه فرد خاصی بتواند مدیریت و سرنوشت مردم را براساس خواست درونی خود به بازیچه گرفته و جامعه و نظام حکومتی را به مخاطره بیندازد جلوگیری خواهد کرد. شاید انحصار قدرت دردست افراد برای آنان لذت بخش باشد اما باید بدانیم که این شرایط برای نظام سیاسی مستقر آفت تلقی می شود. احزاب می توانند قدرت را مهار ونهادینه کرده وارتباط حکومت و ملت را تنظیم نمایند همچنین نیروهای پراکنده و لجام گسیخته توسط تشکلها شناسنامه دار شده وانتقادات واعتراضات نیروهای ناراضی در سطح جامعه در چهارچوب قانون ساماندهی ومدیریت می شوند که برایند همه این موارد افزایش رضایت و مشارکت مردم ودر نهایت بالا رفتن ضریب امنیت ملی را درپی خواهد داشت .

 

تحزب یک تجربه موفق در عالم سیاست بوده و اندیشمندان سیاسی آن را فرزندخلف و همچنین رکن چهارم دموکراسی می نامند.در کشور ما به دلایل مختلف احزاب وتشکلها جایگاه اصلی خود را پیدا ننموده اند و برهمین اساس انتخابات هم بر پایه تفکرات و برنامه های حزبی برگزار نمی شود و این به عنوان یک نقص قابل توجه در انتخابات ما قابل رویت است. یعنی انتخابات ما هنوز به جای انتخاب تفکرها ، اندیشه ها و برنامه ها ، فرد محور است و ما دنبال این هستیم که همچنان افراد را برگزینیم که این مساله از طرفی بر فرهنگ سیاسی ما و از طرفی دیگر بر روند توسعه کشور تاثیر منفی می گذارد لذا با معنای واقعی انتخابات که باید منتهی به انتخاب تفکرها و برنامه ودر نتیجه افراد خبره وشایسته شود فاصله داریم. خویشاوند سالاری و قومیت گرایی و نگاه فردی و بخشی نگری هنوز ازعوامل تعیین کننده در انتخابهای ما به حساب می آیند و پیامد آن پایین آمدن سطح کیفی منتخبین ونهادهای انتخابی در کشورخواهدبود. این روند خود از موانع فرایند توسعه همه جانبه در کشور ما است و تا وضعیت تحزب در کشور درست نشود وانتخابات هم درقالب تشکیلات و تحزب و بر مبنا و محور منافع کلان ملی و منطقه ای شکل نگیرد وضعیت مدیریتی کشور هم به سامان نخواهد رسید و ما هم با این وضعیت به سمت توسعه و پیشرفت نخواهیم رفت. مدیریت کشور زمانی به یک مدیریت بهینه و تاثیرگذار تبدیل خواهد شد که افرادی که توانمندی و اصالت و کفایت آنها به اثبات رسیده باشد از طریق کانال های حزبی انتخاب شوند و اداره و سرنوشت مردم را به عهده گیرند.

در کشورهای کمترتوسعه یافته مانند ایران اسلامی ما معمولا یکی ازمتولیان اصلی نهادسازی وتوسعه تفکر تشکیلاتی وتحزب گرایی وکاهش دهنده هزینه های آن و همچنین تسهیل کننده ومشوق گسترش نهادهای مدنی دولت ها هستند که تاکنون آنچنان عزم و اراده جدی که شایسته شان نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد را در این زمینه کمتر مشاهده نموده ایم و پیامد های آن را هم لمس کرده ایم از جمله حضور افراد و یا جریان های فاقد صلاحیت و شایستگی لازم بعنوان نماینده مردم در سطوح مختلف که تحمیل هزینه های هنگفتی را برپیکره نظام و مردم به همراه داشته است.لذابا توجه به اینکه در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی قرارگرفته ایم می طلبد که هم دولت مسئولانه تر از گذشته در جهت حمایت از فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی گام بردارد و هم فعالان سیاسی فعالیتها و برنامه های خود را در قالب احزاب و تشکلهای سیاسی رسمی شناسنامه دار ارائه دهند و همچنین احزاب و تشکلهای سیاسی هم فارغ از انحصارطلبی و با وسعت نظرو رعایت اصول اخلاقی و تعهدات تشکیلاتی گام برداشته ودر جهت جلب اعتماد جامعه تلاش نمایند و از همه مهمترمردم با تغییرروش و معیارهای گذشته ضمن لحاظ منافع و مصالح کلان ، نگاه خود از انتخاب افراد خاص به انتخاب تفکر واندیشه های سیاسی اجتماعی اصالت دار و شناخته شده تغییرداده و عمل نمایند.

* فرهنگی وکارشناس ارشد علوم سیاسی

عضو شورای مرکزی مجمع نیروهای خط امام (ره) استان فارس

نوشته شده توسط خط امام در سه شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۶:۲۱ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.