پاسخ دوم به اظهارات مجدد یوسفی اشکوری

آقای اشکوری ، انصاف داشته باشید

ایمان محمدی

در پی یادداشت کوتاهم تحت عنوان ” فراموشی و غرض پاشنه آشیل تاریخ شفاهی” تارنمای تحت مدیریت آقای حسن یوسفی اشکوری با ایشان مصاحبه کوتاهی انجام داد و مجددا اصرار آقای اشکوری بر مطالب به نگارش در آمده در نوشته ایشان با عنوان ” چند خاطره از قصه پر غصه اعدام‌های دهه شصت” را بازتاب نمود. برای توضیح بیشتر و پاسخ به مطالب مورد اشاره در مصاحبه مذکور ذیلا نکاتی را کوتاه و گذرا تقدیم می نمایم امید است همه تابع حرف منطقی باشیم و حقگویی را سرلوحه کار خودمان قرار بدهیم و از لجاجت و اصرار بر خطا و اشتباه خود دست برداریم.

اول – تارنمای زیتون که با مدیریت جناب یوسفی اشکوری کار می کند مطلب پاسخ به نوشته اقای اشکوری را بصورت کامل منتشر ننمود و با تقطیع و نقل گزیده ای از آن سئوالاتی را از آقای اشکوری مطرح و سعی کرد به مراد و مقصود خود برسد حال آنکه اگر بدنبال اطلاع رسانی صادقانه هستند باید اصل یادداشت که پاسخ به نوشته خاطره گونه آقای اشکوری بود را انتشار می دادند و بعد در کنار آن سئوالاتی را از آقای اشکوری مطرح می کردند .

اگر حتی جرئت و جسارت نقل اصل یادداشت پاسخ به آقای اشکوری را ندارند یا سواد و دانش لازم برای انجام یک کار حرفه ای اطلاع رسانی را ندارد حداقل همه مطالب و ایرادات وارده به خاطره گویی آقای اشکوری را در سئوالات وارد و از ایشان می پرسیدند نه گزینش بخش اندکی از ایرادات.

زیتون نه تنها این کار را نکرد بلکه حتی بدور از شیوه روزنامه نگاری صحیح و حرفه ای و شاید برگرفته از روشهای اطلاع رسانی کیهانی عنوان اصلی یادداشت را هم حذف کرد و اینگونه نوشت : ” پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع نیروهای خط امام، با انتشار مطلبی با عنوان فرعی ((ملاحظه‌ی پیرامون نقل خاطره یوسفی اشکوری از سید هادی خامنه‌ای ضمن …)) وقتی یک یادداشتی عنوان اصلی دارد چرا زیتون واهمه دارد که عنوان اصلی آنرا بیاورد و از عنوان فرعی یا روی تیتر استفاده می کند ؟

از سوی دیگر تیتر” تعزیر کردن هادی خامنه ای انکار نشده دقیقا برگرفته از روشهای کیهانی است و اگر سایت خط امام می خواست دقیقا با همین روش با زیتون و آقای اشکوری برخورد کند باید مصاحبه ایشانرا تقطیع می کرد و قبول خطا توسط آقای اشکوری در خصوص نقل اسم آقای فهیم کرمانی را برجسته می نمود و تیتر می زد که :” اشکوری اشتباه خود را پذیرفت در حالیکه این روشها قدیمی شده است و حداقل برای کسانیه ادعای اخلاق مداری و کار حرفه ای روزنامه نگاری و اطلاع رسانی دارند اعتباری ندارد حال اگر کسانی و جمعی ادعای پرچمداری جریان ملی- مذهبی بودن را هم داشته باشند چگونه با این روشها قابل جمع خواهند بود و چگونه این بی اخلاقی ها هم ملی خواهد بود و هم با مذهب جور در می اید؟!

دوم – نیاز به دقت زیاد و یا هوش و ذکاوت بالا نبود که بتوان تشخیص داد نام نویسنده یادداشت بر بالای آن منتشر شده است و اساسا وقتی نوشته ای نام نویسنده ای  دارد مسئولیت آن متوجه فرد نگارنده یادداشت است و نه سایت مجمع خط امام یا شورای مرکزی مجمع یا دبیر کل مجمع.

سایت خط امام  صرفا به اینجانب به عنوان یک جوان علاقه مند به مجمع و دوستدار دبیرکل آن که به ناحق مورد بی حرمتی آقای اشکوری قرار گرفته است این فرصت را داد که نوشته ام را منتشر نمایم و طبعا مجمع و دبیرکل آن هر موقع لازم بدانند پاسخ خواهند داد یا همچنان که تا الان پاسخی نداده اند به این سیاست تدوام خواهند داد و پاسخ به نگارش درآمده از سوی اینجانب به معنی پاسخ سایت و مجمع و دبیرکل آن نیست و احتمالا درجه اهمیت خاطره گویی مخدوش آقای اشکوری در حد پاسخ یکی از جوانان هوادار مجمع تشخیص داده شده است و نه بیشتر.

سوم – آقای اشکوری در مصاحبه مذکور با اصرار بر خطای خود،  واژه “تعزیر” که مشترک لفظی است را بهانه ای برای تکرار اتهامات خود قرار داده است . تعزیر در فقه و حقوق و محاورات رایج روزمره بصورت مشترک لفظی بکار می رود و بی تردید تعزیر در برابر حدود که در فقه تعریف مشخصی دارد با مثلا تعزیرات حکومتی و یا تعزیر در قانون مجازات اسلامی تفاوت دارد. در ادبیات گفتاری رایج هم از تعزیر به عنوان  ” تنبیه “هم استفاده می شود و منظور نگارنده از توضیح تعزیری مختصر- با ذکر جمله شرطیه اینکه اساسا اگر این مکالمه صحت داشته باشد و آقای سید هادی خامنه ای چنین جوابی داده باشند- همان تنبیه بود و نه شکنجه که قطعا در قانون اساسی ممنوع است و یا تعزیر در سایر موارد معنایی آن.

در نتیجه اولا اصل اظهارات انتسابی به آقای هادی خامنه ای در خصوص تعزیر کردن ایشان در اوین تا این لحظه تایید نشده است ثانیا تعبیر و برداشت اینجانب ایمان محمدی – و نه سایت مجمع و یا دبیرکل مجمع – از تعزیر مختصر احتمالا تنبیه افرادی بوده است که مردم را تکه تکه می کردند و خون ریزی و قساوت و توحش ایشان را خوانده ایم و در تلویزیون دیده ایم و فرزندان بی پدر شده و قربانیان آن ترورها را اطرافمان می بینیم.

چهارم – آقای اشکوری در یادداشت اول خودشان نوشته اند : هادی خامنهای رئیس کمیسیون اقتصاد و دارایی بود و من هم عضو آن بودم. هرچند خصلت فردی آقا هادی و بیشتر مواضع متضاد فکری و سیاسیمان اجازه نمیداد که رابطه گرم و صمیمی داشته باشیم …

این پرسش به ذهن خطور می کند که چگونه فردی همچون آقای سید هادی خامنه ای که به قول  اقای اشکوری به دلیل خصلت های فردی و مواضع متضاد فکری و سیاسی با اقای اشکوری رابطه گرم و صمیمی نداشته است به مخالف خود می گوید من در اوین تعزیر می کنم؟ یعنی با عقل جور در می آید که فردی با فرد دیگری رابطه گرم و صمیمی نداشته باشد تازه بهانه هم دست او بدهد؟ عقل متوسط  قبول نمی کند که انسان به مخالف و منتقد خود بهانه ای برای تخریب خود بدهد و در نتیجه احتمال اینکه ایشان چنین حرفی را به آقای اشکوری گفته باشند بسیار بسیار کم است بویژه با شناختی که از شخصیت جناب آقای سید هادی خامنه ای داریم که در برخورد با عموم افراد بویژه اشخاصی که متفاوت از ایشان می اندیشند با دقت و وسواس کلامی برخورد می کنند.

پنجم – جناب آقای یوسفی اشکوری خاطره ای نقل کرده اند که سال و ماه آنرا بخاطر نمی آورند، اسامی افراد را هم اشتباه کرده اند و احتمالا آقای فهیم کرمانی را به دلیل کرمانی بودن بجای آقای سید محمود دعایی که مادرشان کرمانی است اشتباه گرفته اند و در جای دیگری کمیته هشت را اشتباها کمیته چهارده گفته اند در نتیجه اتفاقا به استناد سهو و خطاهای مکرر که برخواسته از نسیان و یا غرض است می توان اصالت و دقت و احتمالا صداقت خاطره گو را مخدوش دانست و انتظار نداشت مخاطبان با این حجم خطا  به خاطره گویی ایشان اعتماد کنند.

ششم – پرسش پایانی نوشته سابقم را تکرار می کنم تا آقای اشکوری اگر امکان داشت به آن -بر اساس باور و اعتقاداتشان و بر پایه اخلاق اسلامی که سالها بر روی منابر در کسوت روحانیت مردم  را به آن توصیه کرده اند- جواب بدهند تا موجب تنویر افکار عمومی شود:

چگونه با یک مکالمه ساده و دفاع از تعزیردر صورت صحت اظهارات انتسابی به آقای سید هادی خامنه ایمی توان ایشانرا به شکنجه گری اوین متهم نمود؟ بر فرض کسی بعد از تحقیق به این نتیجه برسد که در اوین بصورت گسترده و برنامه ریزی شده شکنجه صورت نمی گیرد آیا می توان به صرف این عقیده و اینکه می توان عده ای را در شرائط خاص تعزیر کرد قائل را به شکنجه گری اوین متهم نمود؟

هفتم – خاطره گویی و نقل تاریخ شفاهی حافظه خوبی می خواهد که به نظر می رسد آقای اشکوری از آن بی بهره هستند ، یادداشت روزانه منظم و عادت به نوشتن وقایع و حوادث می خواهد – آنچنان که آقای هاشمی رفسنجانی بیش از چهل سال است که به آن عادت دارند – که به نظر می رسد حداقل در آن مقطع ایشان چنین یادداشتهایی نداشته اند ، حوصله تحقیق و مطالعه در خاطرات افراد هم دوره و همکار مثلا در مجلس اول و مقاطع زمانی نزدیک به دوره نمایندگی ایشان می خواهد که به نظر نمی رسد ایشان چنین وقت و حوصله و صبوری را داشته باشند ، نیاز به زبردستی و چالاکی در موتورهای جستجوی اینترنتی می خواهد که این یکی را هم ایشان به دلیل مقتضای سن و سال ندارند والا با یک جستجوی ساده گوگلی مصاحبه آقای دعایی را پیدا می کردند و خاطره مخدوش خود را اصلاح می نمودند !

از همه اینها گذشته کیست که نداند آقای سید هادی خامنه ای در طول نزدیک به ۳۸ سالی که از عمر جمهوری اسلامی گذشته یا نماینده مجلس بود است یا مدیر مسئول روزنامه و مدیر پژوهشکده تاریخ اسلام و دبیرکل مجمع نیروهای خط امام  و هرگز مقام قضایی و امنیتی نبوده است که به اوین برود و کسی را شکنجه یا تعزیر کند و دانستن این مطلب دیگر نه به حافظه قوی نیاز دارد و نه یادداشت روزانه می خواهد و نه تحقیق ومطالعه  و نه چالاکی در جستجوگر گوگل بلکه  کمی “انصاف” نیاز دارد!   

سخن آخر  ؛ سندرومی که اپوزسیون سکولار خارج از کشور را فراگرفته  این است که هر کس با ما نیست و احتمالا در دهه شصت در مصدر کاری بوده  یا تیر خلاص زن  بوده یا شکنجه گر و یا چهار پایه از زیر پای اعدامی می کشیده  و به نظر می رسد جناب اشکوری هم که سابقه فعالیت در کسوت روحانیت و نمایندگی مجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود دارند برای تبری از اتهامات فوق باید افشاگری کنند و دیگران را متهم نمایند و خود را در جمع اپوزسیون  برانداز دین ستیز همراه  و همسو نشان بدهند که و از اتهامات فوق مبری شوند ، الله اعلم.

نوشته شده توسط خط امام در پنجشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۹:۲۰ ب٫ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.